سایت مشاوره وپاسخ گویی به شبهات وسوالات دینی و اعتقادی

نسرین ستوده کیست؟و طعمه ای که بازیچه دست استعمار انگلیس و امریکاشد!

سلام


«نسرین ستوده» اپوزسیون و وکیل بسیاری از متهمان امنیتی و تروریستی و فعالان فتنه سال ۸۸ ، در روزهای اخیر طی گفت‌وگو با رسانه‌های بیگانه مدعی شد که بارها به اسیدپاشی، مثله‌شدن و مرگ تهدید شده است!

این سخنان «نسرین ستوده» در حالی بیان شده که در ماه‌های اخیر پس از پایان تحصنش برابر «کانون وکلای دادگستری»، توجه رسانه‌ها به او کاهش یافته بود.

تصویر از وبسایت «العربیه»

تصویر از وبسایت «العربیه»

تصویر از وبسایت «رادیو فردا»

تصویر از وبسایت «رادیو فردا»

در پَس سخنان «نسرین ستوده» ۲ سناریو وجود دارد. نخست اینکه؛ در نقش یک طعمه، اینگونه سخنان از زبان «نسرین ستوده» مطرح می‌شود تا اگر در آینده اتفاقی بر سر او آوردند، رسانه‌های بیگانه در بوق و کرنا کنند تا عوامل جمهوری اسلامی او را ترور کرده‌اند.

سناریوی دوم این است که، «نسرین ستوده» پس از ماه‌ها دوری از تیتر نخست رسانه‌ها و ناتوانی در برپایی تحصنی جدید، با اینگونه ادعاها به‌دنبال مطرح کردن خود است.

این وکیل مدافع بدسابقه بسیاری از متهمان امنیتی و تروریستی، در سالهای گذشته که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و همکاری با گروه‌های ضدانقلاب در زندان بسر می‌برد، سابقه سیاهی دارد. ستوده چند سال پیش، پس از دستگیری، طبق شگرد پیش و پا افتاده‌ گروهک منافقین، دست به انتحاری اخلاقی زد و طی یک نقشه، از یکی از ماموران زندان درخواست عمل منافی عفت نمود و در همانجا وی را تهدید کرد که در صورت عدم اجابت خواسته‌اش، ادعا خواهد کرد که کارمند زندان قصد تجاوز به وی را داشته است. البته این توطئه شوم و منافقانه «نسرین ستوده» به‌دلیل وجود دوربین‌های مدار بسته در محل، خنثی شد و وی با خواهش و التماس از مسئولان قضایی و زندان خواست تا این موضوع را فراموش کرده و در پرونده وی درج نکنند.

در صورت تحقق هر یک از دو سناریوی ذکر شده در بالا، این اپوزسیون وابسته به بیگانگان، در پی تحقق اهداف دشمنان جمهوری اسلامی و دولت‌های استکباری است و در راه رسیدن به اهداف شوم و پلیدش، حتی حاضر است آسیب جسمی نیز ببیند. ماجرای عناصر ضدانقلاب از جمله «نسرین ستوده» همچون ماجرای مردی‌ست که از غیظ همسایه‌اش از غلام خود خواست تا او را به پشت‌بام همسایه ببرد و سر او را ببرد تا همسایه‌اش دق کند.

حال، در اینجا از مسئولان ذی‌ربط انتظار می‌رود تا جلوی فعالیت‌های آزادانه عناصر ضدانقلاب و مرتبط با دولت‌های استکباری گرفته شده و راه ارتباطی آنها با رسانه‌های بیگانه را مسدود کنند تا نتوانند با بیان برخی اخبار کذب، نظام اسلامی را تخریب و خود به مظلوم‌نمایی بپردازند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

وثیقه‌ ۳۰۰ میلیونی برای مدیر سایت ضدانقلاب

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: بررسی ارتباط بین افراد و شبکه‌های رسانه‌ای ضد انقلاب، واقعیت این موضوع را به خوبی آشکار می‌سازد که تمامی آن‌ها با یک سازماندهی دقیق در مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته و ذیل پروژه‌ براندازی نرم تعریف شده‌اند.

همکاری دو سایت روزآنلاین و ایران وایر که اولی با مدیریت مسعود بهنود و دیگری با مدیریت مازیار بهاری اداره می‌شود در جهت تقویت شبکه‌ی ضدانقلاب خارج از کشور واضح و مشهود است.

مازیار بهاری که فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی و سینما از دانشگاه کانادا می‌باشد، فعالیت خبری خود را از سال ۱۳۷۳ آغاز کرده و در سال۱۳۸۸ به عنوان خبرنگار نشریه نیوزیک وارد ایران می‌شود و در قالب طرح براندازی نرم جمهوری اسلامی ایران و انقلاب مخملی به ایفای نقش در فتنه می‌پردازد که البته در نهایت بازداشت شده و به جرم اقدام علیه امنیت ملی به ۱۳ سال حبس محکوم می‌شود که با قرار وثیقه ۳۰۰میلیون تومانی موقتا آزاد شده و به صورت غیرقانونی از کشور خارج شده و فرار می‌کند.

بهاری که از همکاران بی بی سی فارسی و رسانه‌های خارجی محسوب می‌شود در خصوص جریان براندازی نرم اینگونه توضیح می‌دهد: اکثر رسانه‌های غربی‌ از ضدیت با ایران برای خود تعریفی دارند و بر همین اساس فعالیت‌ خبرنگاران غربی در زمینه خبرچینی و جاسوسی و جمع‌آوری اطلاعات غیر قابل انکار است و این امکان وجود دارد که غربی‌ها از میان خبرنگاران، جاسوسانی برای کسب اخبار استخدام کنند. مؤلفه‌های انقلاب‌های رنگین در حقیقت الگوهای کلاسیکی هستند و تجربه چنین انقلابی در جمهوری چکسلواکی سابق و کشورهای دیگر نشان داد که انقلاب‌های رنگین انقلاب نیستند بلکه یک جنبش فرهنگی هستند که روی خواسته‌های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بسیار عمیقی بنیان نهاده نشده‌اند و بیشتر خواسته‌های یک طبقه مشخص هستند.

مازیار بهاری‌ که منافقین را الگویی برای خروج از حاکمیت معرفی می‌کند، به بحث کودتا در ایران اشاره و طرح تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ را زیر مجموعه‌ای از ایجاد انقلاب مخملی در ایران معرفی می‌کند.

مسئول سایت ایران وایر که ارتباط نزدیکی به مسعود بهنود دارد محورهای فعالیت سایت خود را حمایت از جنبش‌های زنان، مطرح کردن مباحث حقوق بشری علیه ایران، مقابله با اصل ولایت فقیه و شخص رهبری، نمایش تنش و اختلاف داخلی در دستگاه حکومتی ایران و ترویج فرهنگ ابتذال، قرار داده‌ است.

مازیار بهاری که سعی کرده در مستندهایش چهره‌ نظام جمهوری اسلامی ایران را مخدوش نشان بدهد و آن را یک حکومت دیکتاتور به دنیا معرفی کند سابقه حمایت و همراهی با بهائیان را نیز در کارنامه سیاه خود جای داده ‌است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

پاتک «مسیح علی‌نژاد» به خندوانه

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: «مسیح علی‌نژاد» روزنامه‌نگار فراری و ابزار دستگاه‌های امنیتی غربی، پس از آنکه طی یک سال اخیر در پروژه ضداسلامی و ضدایرانی «آزادی یواشکی زنان در ایران» برای ترویج بی‌حجابی و بی‌بندوباری در بین زنان ایرانی ناموفق بود، اکنون به سراغ زنان افغانستانی رفته و به‌دنبال ترویج افکار ضداسلامی و استعماری در کشور همسایهِ ایران است.

«مسیح علی‌نژاد» در جدیدترین برنامه «تبلت» که اخیراً با همکاری دستگاه‌های امنیتی آمریکا در تلویزیون دولتی «صدای آمریکا» بر روی آنتن می‌رود، به موضوع وضعیت زنان جوان افغانستانی پرداخت و با معرفی‌کردن دو دختر فراری افغانستانی در ترکیه به‌عنوان نماینده زنان مسلمان این کشور، به مقایسه وضعیت زنان در دو جامعه ایران و افغانستان پرداخت.

این روزنامه‌نگار فراری، با ادعای اینکه جامعه ایران بسته است و دختران مجبورند در خانه‌ها بنشینند و حق فعالیت اجتماعی ندارند، رقصیدن را به‌عنوان یک هنر و نماد زندگی به مخاطبینش معرفی کرد.

پس از آنکه در هفته‌های گذشته یکی از قسمت‌های برنامه خندوانه شبکه نسیم صداوسیمای ایران به افغانستانی‌های ساکن ایران و ارتباط تاریخی و برادرانه دو ملت پرداخت، «مسیح علی‌نژاد» به‌عنوان تنها یکی از عوامل رسانه‌ای کشورهای استکباری در برنامه اخیر «تبلت» تلاش نمود ارتباط مردم دو کشور ایران و افغانستان را تیره و تار نشان دهد و ادعا نمود که حکومت ایران در حق افغانستانی‌ها ظلم و ستم بسیاری اعمال می‌کند.

مسیح علی‌نژاد

«مسیح علی‌نژاد» در برنامه تبلت VOA

رسانه‌های بیگانه و وابسته به قدرتهای استکباری جهان یکی از مهمترین اهداف طولانی‌مدت خود را ایجاد اختلاف و تفرقه در بین مردم کشورهای اسلامی قرار داده‌اند و به‌شیوه‌های مختلف در جهت تحقق این هدف تلاش می‌کنند.

رسانه‌های فارسی‌زبان دولت‌های غربی و در راس آنها «بی‌بی‌سی فارسی» در سالهای اخیر و به‌ویژه در ماه‌های اخیر بخش عمده‌ای از برنامه‌های خود را به افغانستان و تاجیکستان اختصاص داده‌اند و در تلاشند تا مردم این کشور را به هر نحوی علیه نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران تحریک کنند. این رسانه‌ها همچنین در ماه‌های اخیر با پرداختن ویژه به موضوعاتی مانند «قتل فرخنده» در افغانستان، تلاش نمودند تا به اعتقادات و ارزش‌های اسلامی مشترک بین مردم ایران و افغانستان حمله کنند.

حال آنکه مسئولان ارشد جمهوری اسلامی ایران و در راس آنها امام خامنه‌ای در سالهای اخیر بارها بر توجه به مردم افغانستان تاکید کرده و از اولویت قرار گرفتن ملیت بر ارتباط‌های مذهبی و فرهنگی بین ملت ایران با ملت‌های مسلمان به‌ویژه افغانستان انتقاد نمودند، اهمیت توجه بیشتر به نیازهای ملت افغانستان بخصوص در بُعد فرهنگی به چشم می‌آیند.

در ماه‌های اخیر مسئولان جمهوری اسلامی با ابلاغ قانون‌هایی مانند حق تحصیل کودکان افغانستانی در مدارس ایران به‌طور رایگان، در جهت نزدیکی بین دو کشور گام‌های خوبی برداشته‌اند.

نباید فراموش کرد که بخش عمده‌ای از کشور افغانستان تا ۱۵۰ سال پیش جزئی از خاک کشورمان بود و اگر دخالت‌ها و استعمارگری کشورهای خبیثی مانند انگلستان نبود، اکنون ملت ایران با مردم افغانستان هم‌وطن بودند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

وقتی بهائیان صدای ضدانقلاب را هم درآوردند

در همایشی که چندی پیش توسط برخی عناصر ضدانقلاب و اعضای فرقه ضاله بهائیت تحت عنوان پیشینه‌های تاریخی و  اجتماعی کشف حجاب در ویرجینای آمریکا برگزار شد؛ یکی از بزرگترین اختلافات درون حلقه‌های بهائی ظهور و بروز پیدا کرد.

در این همایش مهرانگیز کار یکی از فعالان زن ضدانقلاب مقاله‌ای انتقادی را درباره اصل عضویت انحصاری مردان در بیت‌العدل و عدم ورود زنان در این مقام خواند.

وی با طرح سوالی با این عنوان که «آیا اگر طاهره در دنیای امروز زندگی می‌کرد از عضویت بیت‌العدل محروم می‌شد؟» به نابرابری جنسیتی در عقاید روسای فرقه ضاله بهائیت پرداخت.

جالب آنجاست که رهبران بهائیت که همواره خود را در جامعه ایران آزاداندیش و طرفدار حقوق زنان نشان می‌دهند در پاسخی شایان توجه تلاش می‌کنند تا این عنصر ضدانقلاب را به سکوت وادار کنند. محفل ملی بهائیان آمریکا با استناد به دستورالعمل بیت‌العدل به مقاله مهرانگیز کار اینگونه پاسخ می‌دهد: «دستورالعمل عضویت انحصاری مردان در بیت‌العدل توسط حضرت بهاا… صادر و مورد تایید معتبر نوشتاری حضرت عبدالبهاء و حضرت شوقی افندی قرار گرفته است. شایسته است به جای نکوهش منتقدین به عقاید آن‌ها احترام گذاشته و توضیح دهند که اصل عضویت انحصاری را پذیرفته‌اند.»

در ادامه‌ی پاسخ این انجمن به مهرانگیز کار آمده است: «ما بهائیان پاسخی قانع‌کننده در این باره نداریم و لکن با قبول حضرت بهاء با عنوان مظهر ظهور و با پذیرش اصل «یفعل ما یشاء» حکم آن حضرت را می‌پذیریم.»

در ادامه پاسخ محفل ملی بهائیان آمریکا تلاش شده است تا از طرفی از آثار منفی این مقاله در میان زنان بهائی جلوگیری شود و به نوعی اهمیت ویژه زنان در بهائیت ترسیم شود. حال آنکه واقعیت این است هیچ زنی حق ندارد به مهمترین بنای مرتبط با بهائیت یعنی بیت‌العدل راه پیدا کند.

ظاهراً بهائیت فرقه‌ای است که انحصارا برای مردان طراحی شده و برای زنان شانیتی جز شرکت در محافل شب نشینی و عضوگیری از دختران گریزان از خانواده قائل نیست.

پس از پاسخ محفل ملی بهائیان آمریکا ظاهرا مهرانگیز کار دیگر جرات پاسخ‌گویی به اظهارات مضحک روسای بهائیت را ندارد و ترجیح می‌دهد تا موضوع را در همین‌جا درز بگیرد.

این فعال ضدانقلاب چندی پیش مبادرت به انتشار کتابی با عنوان «قانون گذاری درباره حقوق زن»کرد. این کتاب تلاش دارد تا شیوه حکومت ایران برای تامین حقوق زنان را اشتباه معرفی کند و معتقد است که مطالبات امروز زنان ایران در قانون‌گذاری بر طبق شریعت جایگاهی ندارد.

حال باید ببینیم آیا این فعال ضدانقلاب جرات دارد تا نگاه افراطی روسای بهائیت نسبت به زنان را با چالش روبه‌رو کند و یا اینکه پاسخ تهدیدآمیز بهائیان برای همیشه نطق مهرانگیز کار را برای بیان نابرابری جنسی در این فرقه ضاله کور خواهد کرد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

نقد رادیو زمانه بخش اول :دین‌باوری جامعه جوان ایرانی افزایش یافته یا کاهش؟

باسلام واحترام 

در سالهای گذشته  رادیو زمانه مقاله باعنوان زیر درج کرده بودند :

دین‌باوری جامعه جوان ایرانی افزایش یافته یا کاهش؟ - زمانه

www.radiozamaneh.com/140262
********************

پاسخ تفصیلی ما 

اثبات اصل این موضوع یعنی گریز و کناره گیری جوانان از دین آن هم به طور مطلق و فراگیر در جامعه کنونی ما با توجه به واقعیات موجود جای تردید بوده و نیازمند ارائه تحقیقات دقیق میدانی و پژوهش های آماری با ذکر مصادیق و نمادهای دین گریزی و میزان آن می باشد؛ زیرا نیم نگاهی به افراد شرکت کننده در مجالس مذهبی نظیر مراسم دعا و عزاداری ، مراسم اعیاد مذهبی و جشن های میلاد ،نمازهای جمعه و جماعت و...، بیانگر مشارکت فعال و پرشور بخش قابل توجهی از جوانان در این قبیل مجالس است . و حتی افراد بسیاری وجود دارند که در ظاهرشان حرکت ها و اعمالی مغایر با ارزش ها و آموزه های دینی مشاهده می شود، ولی اگر به صورت عمیق تر به بررسی سایر رفتارهای آنها بپردازیم مشخص می شود که همان افراد، در بسیاری از اعمال و رفتار خویش پای بند به ارزشهای اصیل دینی و مقید به حضور در مجالس مذهبی می باشند. از این رو به نظر می رسد دین زدگی و گریزمطلق - که جوانان به طور کامل هیچ گونه پای بندی به دین و مجالس مذهبی نداشته باشند - در جامعه ما محدود است و کلیت ندارد؛ چنانکه بعضی تحقیقات علمی و تجربی نیز که در این مورد به خصوص در سطح دانشجویان و دانش آموزان انجام گرفته گویایاین مطلب است که توده جوانان ایرانی علاقه مند به دین و معنویت هستند. هرچند این واقعیت را نیز نمی توان نادیده گرفت که بعضی اعمال و رفتارهای نابهنجار و خلاف دین و اخلاق در میان افراد جامعه به خصوص در بین جوانان و حتی دانش آموختگان و دانش آموزان و دانشجویان نیز وجود دارد. علاوه بر این آمار و ارقام تحقیقات میدانی و تجربی نیز وجود پاره ای از نابهنجاری های اخلاقی و دینی و اجتماعی را تأیید می کند. بر این اساس اگر بخواهیم از دیدگاه آسیب شناسی به بررسی میزان و کیفیت پایبندی جوانان به دین و ارزشهای دینی بپردازیم ؛ با کاستی ها و نقاط ضعف مهمی روبرو می باشیم که ناشی از عوامل متعددی است ؛ از جمله:
1. روند تغییر ارزش ها؛ پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران باز سازی کشور، مدلی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی در پیش گرفته شد که این مدل موجب بروز تضادهای ارزشی و فاصله گرفتن جامعه از شاخص های مطلوب گردید؛ به گونه ای که توسعه، نتایجی از قبیل تغییر ارزش ها را نیز در پی داشت. توضیح اینکه اقدامات اقتصادی ـ نظیر تغییر نرخ ارز و تورم ـ موجب کاهش درآمد واقعی و قدرت خرید مردم گردید. همچنین با ابزار مختلف (واردات، تبلیغات، مراکز تجاری و ...) فرآیند قوی تولید نیاز در مردم، در پیش گرفته شد. در نتیجه سطح نیازهای غالب مردم بالاتر از سطح درآمدشان قرار گرفت و مردم در ارضای نیازهایشان, با موانع اساسی روبه رو شدند. از آنجا که درآمد واقعی نیز کاهش یافت، دستیابی به درآمد بیشتر و پول بیش از حد معمول، با ارزش شد. از طرف دیگر، عواملی مانند نمایش ثروت قشر بالا و تسهیلاتی که برای قشر بالا فراهم آمد، گرایش بارز مدیران دولتی به تجملات و ظواهر و تغییر فضای کل جامعه، موجب شد که مردم ارزش های جدید را تأیید شده (هنجار) و جست وجوی پول برای ارضای نیازهای جدید را درست و مشروع ببینند! بنابراین پول جویی به ارزش غالب تبدیل شد و حداقل در مورد بیشتر کسانی که پول و درآمدشان کم بود و کفاف ارضای نیازهایشان را نمی داد، ارزش های دیگر را تحت الشعاع قرار داد. در نتیجه این فرآیندها، ارزش های اجتماعی، از سنتی به سوی مدرن، از ساده زیستی به تجمل، از کمک و همیاری و ایثار و گذشت برای جامعه به سودجویی فردی و از ارزش قناعت به ارزش ثروت و از انسجام به فردگرایی و از ارزش دین و خدا به ارزش پول و دنیا حرکت کرده اند. نگ: فرامرز رفیع پور، توسعه و تضاد، فصل 4 ـ 8 ـ 3؛ آناتومی جامعه، ص 522 
2. مشکلات پس از انقلاب (مانند جنگ و توجه به مسائل امنیتی و دفاعی و...) که نتیجه طبیعی آن، فقدان برنامه ریزی های دقیق و کارشناسی شده برای نهادینه سازی و تثبیت ارزش ها و معارف اسلامی است.
3. تبلیغات سوء دشمنان و ایجاد و القای شبهه دربارة دین که گاهی بی پاسخ مانده و در ذهن برخی جای گرفته است.
4. روش های نادرست در آموزش دینی در دوران کودکی و نوجوانی؛ برخی از رفتارها و برخوردهای ناصحیح و مخالف شرع در بیان احکام شرعی، موجبات بدبینی عده ای از افراد ـ به خصوص جوانان ـ را فراهم آورده است. حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب بارها خطر این گونه افراد را متذکر شده، در این خصوص می فرماید: «معنای تحجر آن است که کسی که می خواهد از مبانی اسلام و فقه اسلام برای بنای جامعه استفاده کند، به ظواهر احکام اکتفا کند و نتواند کشش طبیعی احکام و معارف اسلامی را ـ در آنجایی که قابل کشش است ـ درک کند و برای نیاز یک ملت و یک نظام و یک کشور ـ که نیاز لحظه به لحظه است ـ نتواند علاج و دستور روز را نسخه کند و ارائه بدهد. این بلای بزرگیاست». روزنامه جمهوری اسلامی, 17/3/1376 
5. ضعف و سستی بنیان های دینی در برخی از خانواده ها که منجر به عدم تربیت و پروش صحیح جوانان شده است.
6. گرایش به سوی تمایلات و هواهای نفسانی، خواسته های نا به جای برخی و ناهنجاری عاطفی و روانی آنان و بی بند و باری و گرفتاری در انواع دام های شیطانی و... موجب شده که بسیاری به سستی و فساد و راحتی و سودجویی و... روی آورند و التزام به دین و چهارچوب های دینی را مزاحم خود ببینند. چنان که در قرآن کریم درباره مهم ترین عامل روی گردانی از توحید و معاد آمده است: « بَلْ یُریدُ اْلإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامَهُ » بلکه انسان می خواهد راه فساد را پیش روی خود باز کند. قیامت(75)، آیه 5 
7. ضعف بینش و نداشتن آگاهی درست از ماهیت دین و نقش و کارکرد آن در تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان.
8. ناکارآمدی برخی از مدیران جامعه در اجرای برنامه های اعلام شدة حکومت دینی، و بی پاسخ ماندن نیازهای اولیه اجتماعی جوانان (ازدواج، اشتغال، مسکن و...).
9. عدم توزیع عادلانه امکانات و فرصت ها در برخی از ادارات و دستگاه های کشور.
10. درگیری برخی گروه ها و جناح های سیاسی بر سر کسب، حفظ و استمرار قدرت سیاسی و در نتیجه، ایجاد یأس و ناامیدی جوانان برای نیل به خواسته های مشروع خویش.
11. عملکرد منفی و نامطلوب بعضی از دستگاه های فرهنگی در سال های اخیر و میدان دادن به افراد و عناصر غیر معتقد به نظام اسلامی، و ترویج فرهنگ غربی از سوی آنان. 
12. عملکرد و رفتار ناشایست گروهی از شاغلان در دستگاه ها و نهادهای دولتی و حکومتی، باعث پیدا شدن تعارض و شکاف بین گفتار و عمل آنان شده و موجب بدبینی به شعارهای انقلاب گشته است.
12. کم کاری نیروها و دستگاه های انقلابی در تولید برنامه های سالم و جذاب و مفیدی که بتواند اوقات فراغت جوانان را پر کند و آنان را از توجّه به برنامه های ضد اخلاقی و فاسد فرهنگ بیگانه باز دارد.
13. مشکل انتقال ارزش ها؛ نسل اول انقلاب و دستگاه های فرهنگی، در انتقال این ارزش های انقلابی و دینی به نسل دوم و سوم انقلاب و حتی تعمیق آن ها برای خود نسل اول انقلاب، سهل انگاری و کم کاری هایی داشته اند که موجب فاصله گرفتن تدریجی برخی از افراد جامعه ـ به خصوص جوانان ـ از ارزش های اسلامی شده است.
و در یک جمع بندی می توان به دوعلت مهم و عمده اشاره نمود :
یکم . بخش مهمی از این موضوع ناشی از کمبودهای بینشی و معرفتی برخی جوانان نسبت به ارزش ها و آموزه های حیات بخش الهی و نقش موثر و کارکردهای سازنده دین در پیشرفت زندگی فردی و اجتماعی ، می باشد ؛ زیرا ساده انگاری و یا بی اطلاعی نسبت به معارف و ارزشهای دینی موجب بی اعتنایی به دین ، نمادها و ارزشهای دینی می شود، بلکه گاهی دین به گونه ای به جوانان معرفی می شود که گویی نه تنها نیازهای انسان را تأمین نمی کند، بلکه مانع ارضای نیازهای واقعی او نیز می شود. طبیعی است که ترسیم چنین تصویری از دین برای جوان نه تنها موجب عدم گرایش آن ها به مجالس مذهبی می شود، بلکه موجب می شود روحیه گریز از دین نیز در آن ها به وجود آید. به دلیل آنکه جوان از نظر روانی و جسمانی در شرایطی قرار دارد که انواع غرایز، به ویژه غریزه جنسی و لذّت طلبی، در او به نقطه اوج خود رسیده و عوامل بیرونی تحریک کننده نیز از هر طرف او را احاطه کرده اند و آتش شهوات را در او شعله ورتر می کنند، اگر دین به گونه ای ترسیم شود که گویی مانع ارضای غرایز اوست و هیچ راه کاری برای ارضای غرایز خود ندارد، طبیعی است که نسبت به دین گریزان شود و پذیرش دین و شرکت در مجالس مذهبی را مساوی با عدم ارضا و تعطیلی غرایز خود بداند. متاسفانه چنین نگرشی به صورت گسترده توسط دشمنان اسلام و نظام اسلامی و با استفاده از پیشرفته ترین امکانات و شیوه های تبلیغاتی ترویج می شود . در کنار این موضوع عوامل دیگری نظیر روش های نادرست در آموزش دینی در دوران کودکی و نوجوانی، و ضعف و سستی بنیان های دینی در خانواده، ضعف بینش و نداشتن آگاهی درست از ماهیت دین و نقش و کارکرد آن در تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان ، گرایش به سوی تمایلات و هواهای نفسانی، کم کاری دستگاههای فرهنگی در ارائه زیبایی های دین و پاسخگویی آن به بهترین صورت به تمامی نیازهای واقعی انسان ، مرتبط دانستن برخی معضلات و کمبودهای اقتصادی و اجتماعی جامعه بی پاسخ ماندن نیازهای اولیه اجتماعی جوانان (ازدواج، اشتغال، مسکن و...) با دین ، نمادها و مجالس دینی ، در شکل گیری عدم مشارکت فعال یا فقدان مشارکت برخی جوانان در مجالس مذهبی نقش دارد.
دوم . تبیین دقیق ، کامل و همه جانبه موضوع فوق و راهکارهای اصلاح و مقابله با این پدیده ، نیازمند مراجعه به تحقیقات علمی کارشناسانی است که از منظر دینی ، تربیتی و روانشناسی ، اجتماعی و ...به تحلیل این موضوع پرداخته اند . و برای درمان یا پیشگیری از دین گریزی، باید به جنبه های روانی و ویژگی های شخصیتی افراد - به ویژه جوانان - توجه شود. بدون شک چگونگی ارائه معارف دینی، به نسل جوان بسیار حائز اهمیت است. بنابراین سؤال اصلی این است که «چگونه و با چه روشی می توان معارف دینی را به جوانان آموخت تا ضعف شناختی آنها نسبت به دین برطرف شود»؟ پاسخ به این پرسش در گرو توجه به چند امر است؛ از جمله:
1. شناخت جوان:مخاطب شناسی، یکی از مهم ترین مسائلی است که در تعلیم و تربیت باید مدّ نظر داشت. اگر یک سخنران، فیلم ساز و یا نویسنده، مخاطب خود را نشناسد و نداند در چه دوره ای از تحول شناختی، انگیزشی و توانشی است، مطالب او - هر قدر هم ارزشمند، دقیق و علمی باشد - چندان مؤثر واقع نمی گردد؛ زیرا یا مطالب او در سطح شناخت مخاطب نیست و یا تناسبی با نیازها و گرایش های او ندارد. در نتیجه مخاطب، انگیزه ای برای فراگیری آنها ندارد. بنابراین شناخت مخاطب از لحاظ ویژگی های عاطفی؛ ذهنی، اجتماعی و... باید مورد توجه قرار گیرد.
2. شناخت روش برتر:شناسایی الگوها و روش های آموزشی و تربیتی متناسب با مخاطب، از اهمیت بالایی برخوردار است. به طور کلی، در آموزش های دینی، به چهار روش می توان اشاره کرد: روش تبلیغ، تدریس، تربیت و مشاوره.
با توجه به ویژگی های شناختی - عاطفی جوانان، روشی می تواند جذاب تر باشد که معیارهای زیر را دارا باشد: 2-1. عنصر ارتباط در آن قوی تر باشد. 2-2. دارای ارتباط دوسویه باشد؛ یعنی، جوان صرفاً مستمع و دریافت کننده پیام نباشد؛ بلکه خود او بر حسب نیاز ارتباط برقرار کند. پیام رسان نیز متناسب با نیاز جوان، پیام را در قالب ارتباط عاطفی - شناختی متناسب با سطح شناختی او منتقل کند. 2-3. انگیزه ها و نیازهای جوان بیشتر لحاظ شود. 2-4. زمینه واکنش نشان دادن و میدان محرّک برای جوان را فراهم سازد.
افزون بر مطالب فوق برای مبارزه با دین گریزی, باید پس از بررسی همه جانبة علل و عوامل آن، راه کارهای مناسب را برگزید. آنچه در جامعه امروز ما بسیار مهم است، ایجاد موجی سهمگین و توفنده در برابر تهاجم فرهنگی دشمنان و ارائة چهرة زیبای دین و زدودن غبار خرافات و کژاندیشی ها، در این صورت دین با جذابیت فوق العاده ای که دارد، جوانان را به سوی خود می کشاند. از این رو نقش متولیان و دستگاه های فرهنگی در برنامه ریزی صحیح و اصولی و تقویت مبانی دینی وعقیدتی جوانان وتربیت آنان بر اساس الگوها ومعیارهای صحیح اسلامی نقش بسیار حیاتی در مقابله با دین گریزی جوانان دارد. اهمیت این مسئله در دانشگاه ها بسیار جدی است؛ لذا باید مسئولان تأثیر گذار در این مراکز, درگزینش اساتید ومدیران دانشگاه دقت ونظارت کافی داشته باشند ودر غنی سازی متون آموزشی متناسب با نیازهای جامعه و ارزش های اسلامی همت گمارند. از طرف دیگر به شدت باید مواظب خطر دگرگونی در هویت فرهنگی و گرایش های نسل جوان بود. یکی از خطرات جدی فرهنگ مهاجم غرب, این است که جوانان را چنان به سوی تمایلات شهوانی و آزادی های جنسی سوق می دهد که اساسا گرایش به دین و دیانت در آنان رنگ می بازد و دیگر برای آنان حق و باطل چندان اهمیتی ندارد. از این رو باید در کنار کار فرهنگی، با عوامل شبهه افکن داخلی دشمن، از قبیل روزنامه ها و گروه های معاند, برخورد قانونی داشت واجازه مسموم نمودن فضا ،امنیت وسلامت فکری وروانی جامعه را به آنها نداد. علاوه بر این تقویت و کارآمدی دستگاه های قضایی و انتظامی در مقابله با باندهای فساد و اشراری که سعی در گسترش فساد، اعتیاد و بزهکاری در میان جوانان دارند, از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
در کنار راه کارهای یاد شده، تلاش برای اثبات عملی کارآمدی نظام اسلامی در تمامی زمینه ها ودر نتیجه برطرف کردن معضلات و مشکلاتی که نسل جوان با آن مواجه اند از قبیل ازدواج، مسکن، اشتغال، امکانات علمی وتفریحی و... تا حدود بسیار زیادی می تواند عوامل دین گریزی جوانان را از بین برده وآنان را مجذوب دین نماید. 
البته با توجه به شرایط وامکانات کنونی جامعه, فراهم کردن چنین بسترهایی زمان بر است؛ از این رو باید به طور جدی به حفظ خود و خانواده و اطرافیان پرداخت. البته حفظ ایمان و ارزش های آن در محیط نامساعد، بسی دشوار است؛ ولی ارزش افزون تری دارد. آنچه در جامعه امروز ما بسیار مهم است، ایجاد موجی سهم گین و توفنده در برابر تهاجم فرهنگی دشمنان وارایه چهره زیبای دین و زدودن غبار خرافات و کژاندیشی ها، در این صورت دین با جذابیت فوق العاده ای که دارد، با توان مندی جوانان را به سوی خود فرا می کشاند. از طرف دیگر شدیدا باید مواظب خطر دگرگونی در هویت فرهنگی و گرایش های نسل جوان بود. یکی از خطرات جدی فرهنگ مهاجم غرب این است که جوانان را چنان به سوی تمایلات شهوانی و آزادی های جنسی سوق دهد، که اساسا گرایش به دین و دیانت در آنان رنگ بازد و دیگر برای آنان حق و باطل چندان اهمیتی نداشته باشد. به هر حال، جوانی، از بزرگ ترین نعمت های خداداد به بشر است و مثل هر نعمت خداداد دیگر باید از آن استفاده ای بهینه ای کرد. جوانان، گرانبهاترین سرمایه های کشورها به هنگام جنگ و صلح بوده و به عنوان سربازان و مدیران بالقوه در عرصه های سیاسی، اجتماعی علمی و فرهنگی و... به شمار می آیند. بنابراین، باید با برنامه ریزی دقیق، موانع پیش روی نسل حاضر (عوامل دین گریزی پیش گفته) را زدود و برای مشکلات آنان، راه کارهای عملی ارائه کرد.
جهت مطالعه بیشتر ر. ک :
-کتاب انقلاب و ارزش ها، علی ذوعلم.
-. توسعه و تضاد ، فرامرز رفیع پور ، تهران : شرکت سهامی انتشار.
-. آناتومی جامعه ، فرامرز رفیع پور ، تهران : شرکت سهامی انتشار.
-. نگاهی روان شناختی به آسیب شناسی دین باوری جوانان ، ابوالقاسم بشیری ، مجله معرفت ، شماره:87

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

آمریکایی‌ها برای جبران خاطره تلخ کودتای 28 مرداد چه کاری باید انجام دهند؟

در نگاهی گذرا به تاریخ معاصر کشورمان، روزهای تلخ و شیرین فراوانی مقابل چشممان رژه می‌روند؛ روزهایی که یک ملت با هم خندیدند و روزهایی تلخ که زخمشان از یادمان نمی‌رود. در میان همه این رویدادها، شاید کودتای 28 مرداد 1332 یکی از تلخ‌ترین و دردناک‌ترین رویدادهای تاریخی کشورمان باشد؛ اتفاقی که موجب یک دلسردی همگانی در آن برهه تاریخی شد.

به گزارش «تابناک»، یک پویایی شادکامی جمعی در ایران سال‌های آخر دهه بیست اوایل دهه سی موج می‌زد که هنوز در دل مردم جا خوش نکرده، با کودتای سیاه 28 مرداد بساطش جمع شد. در آن روزها، مردم ایران شاد از کوتاه کردن دست خارجی‌های از منابع نفتشان، ملی شدن این صنعت را جشن می‌گرفتند و کمی بعد به استقبال نخست‌وزیری رفته بودند که حق ایران را در دادگاه لاهه از انگلیسی‌ها بازستانده و حالا قدرتمندتر از قبل به کشور بازگشته بود. همین شور و شعف و پویایی جمعی اما بر چشم بر هم زدنی از میان رفت. ایالات متحده امریکا با همکاری انگلستان و به پشتگرمی پادشاه وقت ایران، نخستین براندازی دولت خارجی را رقم زد تا با یک دلسردی همگانی و سرکوب احساسات ملی یک کشور توسعه سیاسی ایران سال‌ها عقب بیفتد.

بعدها و در سال 2000 مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه دولت کلینتون به خاطر نقش تأثیرگذار امریکا در کودتای 28 مرداد از مردم ایران عذرخواهی رسمی کرد و با تکیه بر واژه کودتا اعتراف نمود که براندازی دولت ملی ایران در سال 32 موجب پسرفت توسعه سیاسی در ایران شد. این اتفاق بعدها در دولت باراک اوباما هم رخ داد و هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه وقت هم به خاطر کودتا از ایران به شکل رسمی عذرخواهی کردند.

با این همه، اما هیچ وقت خاطره تلخ سرنگونی یک دولت ملی در ایران توسط ایالات متحده امریکا پاک نشده است. 


* به نظر شما، دولتمردان آمریکا برای جبران آن خطای تاریخی، عملا چه کاری می توانند انجام دهند؟

* آیا می توان در کودتای 28 مرداد، نقش انگلیس  و آمریکا را  از هم جدا کرد و به انگلیس نقش کمتری در سرنگونی دولت مصدق داد و به آمریکایی ها نقش بیشتر؟

* آیا پس از گذشت سال ها تصور می کنید هدف آمریکا از ایجاد رابطه با ایران، انجام اقداماتی شبیه کودتای 28 مرداد است؟

* آیا در بین مردم ایران، هنوز این پتانسیل هست که عده ای با یک کشور خارجی همکاری کرده و علیه دولت ملی خود اقدام کنند؟

تابناک

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

اطلاعیه وکلای طاهری درباره امید به آزادی او

 به دنبال انتشار خبرهایی ناصحیح و هیجانی از جریانات مشکوک درباره محمدعلی طاهری، محکوم پرونده عرفان حلقه، وکلای او با صدور اطلاعیه‌ای بر پرهیز از کنش سیاسی یا خلاف قانون در این زمینه تاکید کردند. در این اطلاعیه که به امضای محمود علیزاده‌طباطبایی و سعید خلیلی رسیده، آمده است:

«اخیرا مشاهده می‌شود در فضای مجازی از سوی برخی افراد و جریانات مشکوک دعوت‌هایی جهت برگزاری تجمع در اعتراض به صدور حکم اعدام آقای محمدعلی طاهری منتشر می‌شود، همان‌گونه که پیشتر هم از سوی خانواده و وکلای ایشان اعلام شده، آقای طاهری مکررا اعتقاد و التزام خود را به اصول و فروع و ضروریات دین مبین اسلام و نیز پایبندی‌اش به نظام، قانون اساسی و قوانین و مقررات کشور اعلام داشته و از هرگونه رفتار و کنش سیاسی پرهیز می‌نموده و همیشه مقید بوده و هست که کلیه اقدامات خود و شاگردانش باید در چارچوب قانون و با احترام به هنجارهای نظام صورت پذیرد و به همین سبب کلیه فعالیت‌هایش اعم از تشکیل کلاس یا چاپ کتاب و... را با اخذ مجوز از مراجع ذی‌صلاح انجام می‌داده و در هر موردی که مجوزی صادر نشده از انجام آن کار چشم‌پوشی کرده است.

لذا خانواده، وکلا و شخص آقای طاهری اعتقاد راسخ دارند که برگزاری هر نوع تجمعی بدون کسب مجوز از مراجع قانونی صلاحیت‌دار مضر به حال آقای طاهری و روند پرونده و تلاش‌های حقوقی وکلا و دوستان وی بوده و ممکن است سبب ایجاد بهانه و دلیلی علیه آقای طاهری شود. و از آنجایی که رای صادره غیرقطعی و قابل فرجام‌خواهی است و با توجه به فقدان ادله شرعی و قانونی کافی در اثبات اتهام متهم و نیز تجربه دیگر پرونده‌های مشابه، امید فراوان به نقض این رای در دیوان‌عالی کشور می‌رود. بنابراین از کلیه افرادی که با حسن‌نیت و به قصد حمایت از آقای طاهری قصد چنین اقدامی دارند درخواست می‌شود جدا از حضور در این نوع تجمعات خودداری کرده تا در فضایی آرام و بدون تنش و صرفا حقوقی شرایط برای نقض رای و آزادی آقای طاهری فراهم شود.» 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

ساپورت کم بود دختران بامانتوهای شیشه ای بدحجاب تر وبی حیاتر شدند؟!


به تازگی مانتو هایی در بازار ایران دیده میشود که بسیار نازک و حالت تور و شیشه ای مانند است.از نظر پوششی حتی از ساپورت هم بدتر است و تمام اندام تقریبا مشخص است اما چرا و چگونه این مانتو های شیشه ای که خلاف فرهنگ ماست در بازار به فروش میرسد جای بسی تامل دارد.


۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

«چرا سیاست‌مداران دروغ می‌گویند؟»

چرا سیاست‌مداران دروغ می‌گویند؟


کتاب، «چرا سیاست‌مداران دروغ می‌گویند؟» نوشته‌ جان جی مرشایمر با ترجمه‌ آرش فرزاد و محمد حیدری از سوی نشر فرزان روز منتشر شده است.این کتاب در قطع جیبی و 288 صفحه به چاپ رسیده است.در معرفی «چرا سیاست‌مداران دروغ می‌گویند؟» عنوان شده است: مرشایمر، استاد سرشناس دانشگاه شیکاگو، پس از چندین دهه فعالیت علمی در عرصه روابط بین‌الملل، در سال ۲۰۱۱ و در جدیدترین اثرش «چرا سیاست‌مداران دروغ می‌گویند؟» به بحث درباره‌ موضوع‌ بحث‌برانگیز دروغ در روابط بین‌الملل پرداخته است. وی در این کتاب انواع دروغ‌های سیاست‌مدارها را به چند دسته تقسیم می‌کند؛ همچنین نخستین تحلیل روش‌مند از دروغ را به عنوان ابزاری برای حکومت کردن، و علل، تکالیف و فواید احتمالی آن را ارائه می‌دهد. با تکیه به مثال‌های فراوان و پربار اضافه می‌کند که رهبران در بسیاری از مواقع به دلایل استراتژیک دروغ می‌گویند. مرشایمر با اشاره به هدف «ایجاد ترس» در برخی دروغ‌پراکنی‌ها به استراتژی «پنهان‌کاری» هم می‌پردازد. به عنوان مثال، پس از بحران موشکی کوبا «جان اف کندی»، رییس‌جمهوری وقت آمریکا، موافقتش با جمع‌آوری موشک‌های هسته‌یی امریکا از ترکیه در مقابل عقب‌نشینی موشکی شوروی از کوبا را نفی و در واقع پنهان می‌کند. در حقیقت کندی توافق لازم را با سران شوروی انجام داده بود، ولی آن را مخفی نگه‌ داشت؛ زیرا معتقد بود با افشای آن پایگاه مردمی‌اش را در آمریکا و بین هم‌پیمان‌های اروپایی‌اش از دست خواهد داد.در ادامه می‌خوانیم: اگرچه مقوله دروغ در زندگی عموم به عنوان یک رفتار قابل نکوهش معرفی می‌شود، اما در عرصه سیاست بین‌المللی رفتاری پذیرفتنی است، زیرا گاهی دلایل استراتژیک خوبی برای رهبران وجود دارد تا به دیگر کشورها و حتا مردم‌شان دروغ بگویند. تلاش‌های غربی‌ها برای ارائه تصویری غیرواقعی از استالین، در بهار سال ۱۹۴۳ در معرض آزمایشی سخت قرار گرفت. در این برهه برای چرچیل و روزولت آشکار شد شوروی‌ها سه سال پیش‌تر یعنی در سال ۱۹۴۰، هزاران لهستانی را که اکثر آن‌ها افسران ارتشی بودند، در جنگل کاتین، به قتل رساندند. یکی از سیاست‌مدارهای بریتانیایی در این زمان گفت، بدیهی است زمانی که ما به خاطر یک دلیل اخلاقی می‌جنگیم و قصد داریم با جنایت‌کارهای جنگی مقابله کنیم، آزاردهنده است که هم‌پیمان‌های ما در معرض اتهام‌هایی از این دست قرار می‌گیرند. کتاب از لحاظ تاریخی هم قابل توجه هست و مثال‌های متعددی از دروغ‌های متفاوت سیاست‌مدارها در طول تاریخ بازگفت می‌کند، که اکثر دروغ‌ها مورد توجه سیاست‌مداران آمریکایی و تاریخ اسراییل است! نتیجه‌گیری پایانی کتاب هم در نوع خود جنجالی است و به نوعی به سیاست نظامی و جنگ‌طلبی آمریکا و دروغ‌هایی در این نوع گوش‌زد می‌کند و چین را بزرگ‌ترین رقیب این کشور در سال‌های آینده معرفی می‌کند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

چه کسانی به دنبال آزادی فتنه‌گران در حصرند؟ایاموسوی وکروبی فتنه گران 88شروط نظام راقبول می کنند؟


ایاموسوی وکروبی  فتنه گران 88شروط نظام  راقبول می کنند؟
چه کسانی به دنبال آزادی فتنه‌گران در حصرند؟
آیا مردم مومن مسلمان ایران آزادی سران جنبش سبز را تحمل خواهند کرد ؟
بررسی و مرور رسانه‌ها و افرادی که مسئله رفع حصر را مطرح کرده‌اند و توجه به نقطه اشتراک آنها نتیجه‌ای به جز این را در اذهان عمومی متبارد نخواهد کرد که منشاء این درخواست و مطالبه در خارج از کشور قرار دارد.

از ابتدای روی کار آمدن دولت روحانی برخی جریان‌های خاص در داخل و خارج از کشور با طرح مجدد مسئله فتنه گران در حصر، به دنبال عمومی سازی مطالبات خود در زمینه رفع حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی هستند. این جریان تلاش دارد رفع حصر را یک درخواست ملی و اجتماعی جلوه داده و از این طریق زمینه ناآرامی مجددی را فراهم آورد.

این در حالی است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی بعد از نرسیدن به نتیجه دلخواه در انتخابات ریاست جمهوری و با عدم تمکین به قانون و روش های قانونیِ اعتراض، بستری برای سوء استفاده گروههای معاند و برانداز را ایجاد کردند؛ هشت‌ماه ناآرامی در کشور، کشته شدن چند تن از هموطنان در ناآرامی‌ها، ضربه وارد شدن به سرمایه‌ اجتماعی، هزینه‌های مادی ناشی از آسیب به اموال عمومی، اخلال در روند مذاکرات و چانه‌زنی‌های دیپلماتیک و بواسطه‌ی آن تشدید تحریم‌های بین‌المللی حداقل آسیب‌هایی است که به واسطه‌ این بی قانونی به مردم ایران وارد آمد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی