سایت مشاوره وپاسخ گویی به شبهات وسوالات دینی و اعتقادی

۱۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

نقد رادیو زمانه بخش اول :دین‌باوری جامعه جوان ایرانی افزایش یافته یا کاهش؟

باسلام واحترام 

در سالهای گذشته  رادیو زمانه مقاله باعنوان زیر درج کرده بودند :

دین‌باوری جامعه جوان ایرانی افزایش یافته یا کاهش؟ - زمانه

www.radiozamaneh.com/140262
********************

پاسخ تفصیلی ما 

اثبات اصل این موضوع یعنی گریز و کناره گیری جوانان از دین آن هم به طور مطلق و فراگیر در جامعه کنونی ما با توجه به واقعیات موجود جای تردید بوده و نیازمند ارائه تحقیقات دقیق میدانی و پژوهش های آماری با ذکر مصادیق و نمادهای دین گریزی و میزان آن می باشد؛ زیرا نیم نگاهی به افراد شرکت کننده در مجالس مذهبی نظیر مراسم دعا و عزاداری ، مراسم اعیاد مذهبی و جشن های میلاد ،نمازهای جمعه و جماعت و...، بیانگر مشارکت فعال و پرشور بخش قابل توجهی از جوانان در این قبیل مجالس است . و حتی افراد بسیاری وجود دارند که در ظاهرشان حرکت ها و اعمالی مغایر با ارزش ها و آموزه های دینی مشاهده می شود، ولی اگر به صورت عمیق تر به بررسی سایر رفتارهای آنها بپردازیم مشخص می شود که همان افراد، در بسیاری از اعمال و رفتار خویش پای بند به ارزشهای اصیل دینی و مقید به حضور در مجالس مذهبی می باشند. از این رو به نظر می رسد دین زدگی و گریزمطلق - که جوانان به طور کامل هیچ گونه پای بندی به دین و مجالس مذهبی نداشته باشند - در جامعه ما محدود است و کلیت ندارد؛ چنانکه بعضی تحقیقات علمی و تجربی نیز که در این مورد به خصوص در سطح دانشجویان و دانش آموزان انجام گرفته گویایاین مطلب است که توده جوانان ایرانی علاقه مند به دین و معنویت هستند. هرچند این واقعیت را نیز نمی توان نادیده گرفت که بعضی اعمال و رفتارهای نابهنجار و خلاف دین و اخلاق در میان افراد جامعه به خصوص در بین جوانان و حتی دانش آموختگان و دانش آموزان و دانشجویان نیز وجود دارد. علاوه بر این آمار و ارقام تحقیقات میدانی و تجربی نیز وجود پاره ای از نابهنجاری های اخلاقی و دینی و اجتماعی را تأیید می کند. بر این اساس اگر بخواهیم از دیدگاه آسیب شناسی به بررسی میزان و کیفیت پایبندی جوانان به دین و ارزشهای دینی بپردازیم ؛ با کاستی ها و نقاط ضعف مهمی روبرو می باشیم که ناشی از عوامل متعددی است ؛ از جمله:
1. روند تغییر ارزش ها؛ پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران باز سازی کشور، مدلی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی در پیش گرفته شد که این مدل موجب بروز تضادهای ارزشی و فاصله گرفتن جامعه از شاخص های مطلوب گردید؛ به گونه ای که توسعه، نتایجی از قبیل تغییر ارزش ها را نیز در پی داشت. توضیح اینکه اقدامات اقتصادی ـ نظیر تغییر نرخ ارز و تورم ـ موجب کاهش درآمد واقعی و قدرت خرید مردم گردید. همچنین با ابزار مختلف (واردات، تبلیغات، مراکز تجاری و ...) فرآیند قوی تولید نیاز در مردم، در پیش گرفته شد. در نتیجه سطح نیازهای غالب مردم بالاتر از سطح درآمدشان قرار گرفت و مردم در ارضای نیازهایشان, با موانع اساسی روبه رو شدند. از آنجا که درآمد واقعی نیز کاهش یافت، دستیابی به درآمد بیشتر و پول بیش از حد معمول، با ارزش شد. از طرف دیگر، عواملی مانند نمایش ثروت قشر بالا و تسهیلاتی که برای قشر بالا فراهم آمد، گرایش بارز مدیران دولتی به تجملات و ظواهر و تغییر فضای کل جامعه، موجب شد که مردم ارزش های جدید را تأیید شده (هنجار) و جست وجوی پول برای ارضای نیازهای جدید را درست و مشروع ببینند! بنابراین پول جویی به ارزش غالب تبدیل شد و حداقل در مورد بیشتر کسانی که پول و درآمدشان کم بود و کفاف ارضای نیازهایشان را نمی داد، ارزش های دیگر را تحت الشعاع قرار داد. در نتیجه این فرآیندها، ارزش های اجتماعی، از سنتی به سوی مدرن، از ساده زیستی به تجمل، از کمک و همیاری و ایثار و گذشت برای جامعه به سودجویی فردی و از ارزش قناعت به ارزش ثروت و از انسجام به فردگرایی و از ارزش دین و خدا به ارزش پول و دنیا حرکت کرده اند. نگ: فرامرز رفیع پور، توسعه و تضاد، فصل 4 ـ 8 ـ 3؛ آناتومی جامعه، ص 522 
2. مشکلات پس از انقلاب (مانند جنگ و توجه به مسائل امنیتی و دفاعی و...) که نتیجه طبیعی آن، فقدان برنامه ریزی های دقیق و کارشناسی شده برای نهادینه سازی و تثبیت ارزش ها و معارف اسلامی است.
3. تبلیغات سوء دشمنان و ایجاد و القای شبهه دربارة دین که گاهی بی پاسخ مانده و در ذهن برخی جای گرفته است.
4. روش های نادرست در آموزش دینی در دوران کودکی و نوجوانی؛ برخی از رفتارها و برخوردهای ناصحیح و مخالف شرع در بیان احکام شرعی، موجبات بدبینی عده ای از افراد ـ به خصوص جوانان ـ را فراهم آورده است. حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب بارها خطر این گونه افراد را متذکر شده، در این خصوص می فرماید: «معنای تحجر آن است که کسی که می خواهد از مبانی اسلام و فقه اسلام برای بنای جامعه استفاده کند، به ظواهر احکام اکتفا کند و نتواند کشش طبیعی احکام و معارف اسلامی را ـ در آنجایی که قابل کشش است ـ درک کند و برای نیاز یک ملت و یک نظام و یک کشور ـ که نیاز لحظه به لحظه است ـ نتواند علاج و دستور روز را نسخه کند و ارائه بدهد. این بلای بزرگیاست». روزنامه جمهوری اسلامی, 17/3/1376 
5. ضعف و سستی بنیان های دینی در برخی از خانواده ها که منجر به عدم تربیت و پروش صحیح جوانان شده است.
6. گرایش به سوی تمایلات و هواهای نفسانی، خواسته های نا به جای برخی و ناهنجاری عاطفی و روانی آنان و بی بند و باری و گرفتاری در انواع دام های شیطانی و... موجب شده که بسیاری به سستی و فساد و راحتی و سودجویی و... روی آورند و التزام به دین و چهارچوب های دینی را مزاحم خود ببینند. چنان که در قرآن کریم درباره مهم ترین عامل روی گردانی از توحید و معاد آمده است: « بَلْ یُریدُ اْلإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامَهُ » بلکه انسان می خواهد راه فساد را پیش روی خود باز کند. قیامت(75)، آیه 5 
7. ضعف بینش و نداشتن آگاهی درست از ماهیت دین و نقش و کارکرد آن در تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان.
8. ناکارآمدی برخی از مدیران جامعه در اجرای برنامه های اعلام شدة حکومت دینی، و بی پاسخ ماندن نیازهای اولیه اجتماعی جوانان (ازدواج، اشتغال، مسکن و...).
9. عدم توزیع عادلانه امکانات و فرصت ها در برخی از ادارات و دستگاه های کشور.
10. درگیری برخی گروه ها و جناح های سیاسی بر سر کسب، حفظ و استمرار قدرت سیاسی و در نتیجه، ایجاد یأس و ناامیدی جوانان برای نیل به خواسته های مشروع خویش.
11. عملکرد منفی و نامطلوب بعضی از دستگاه های فرهنگی در سال های اخیر و میدان دادن به افراد و عناصر غیر معتقد به نظام اسلامی، و ترویج فرهنگ غربی از سوی آنان. 
12. عملکرد و رفتار ناشایست گروهی از شاغلان در دستگاه ها و نهادهای دولتی و حکومتی، باعث پیدا شدن تعارض و شکاف بین گفتار و عمل آنان شده و موجب بدبینی به شعارهای انقلاب گشته است.
12. کم کاری نیروها و دستگاه های انقلابی در تولید برنامه های سالم و جذاب و مفیدی که بتواند اوقات فراغت جوانان را پر کند و آنان را از توجّه به برنامه های ضد اخلاقی و فاسد فرهنگ بیگانه باز دارد.
13. مشکل انتقال ارزش ها؛ نسل اول انقلاب و دستگاه های فرهنگی، در انتقال این ارزش های انقلابی و دینی به نسل دوم و سوم انقلاب و حتی تعمیق آن ها برای خود نسل اول انقلاب، سهل انگاری و کم کاری هایی داشته اند که موجب فاصله گرفتن تدریجی برخی از افراد جامعه ـ به خصوص جوانان ـ از ارزش های اسلامی شده است.
و در یک جمع بندی می توان به دوعلت مهم و عمده اشاره نمود :
یکم . بخش مهمی از این موضوع ناشی از کمبودهای بینشی و معرفتی برخی جوانان نسبت به ارزش ها و آموزه های حیات بخش الهی و نقش موثر و کارکردهای سازنده دین در پیشرفت زندگی فردی و اجتماعی ، می باشد ؛ زیرا ساده انگاری و یا بی اطلاعی نسبت به معارف و ارزشهای دینی موجب بی اعتنایی به دین ، نمادها و ارزشهای دینی می شود، بلکه گاهی دین به گونه ای به جوانان معرفی می شود که گویی نه تنها نیازهای انسان را تأمین نمی کند، بلکه مانع ارضای نیازهای واقعی او نیز می شود. طبیعی است که ترسیم چنین تصویری از دین برای جوان نه تنها موجب عدم گرایش آن ها به مجالس مذهبی می شود، بلکه موجب می شود روحیه گریز از دین نیز در آن ها به وجود آید. به دلیل آنکه جوان از نظر روانی و جسمانی در شرایطی قرار دارد که انواع غرایز، به ویژه غریزه جنسی و لذّت طلبی، در او به نقطه اوج خود رسیده و عوامل بیرونی تحریک کننده نیز از هر طرف او را احاطه کرده اند و آتش شهوات را در او شعله ورتر می کنند، اگر دین به گونه ای ترسیم شود که گویی مانع ارضای غرایز اوست و هیچ راه کاری برای ارضای غرایز خود ندارد، طبیعی است که نسبت به دین گریزان شود و پذیرش دین و شرکت در مجالس مذهبی را مساوی با عدم ارضا و تعطیلی غرایز خود بداند. متاسفانه چنین نگرشی به صورت گسترده توسط دشمنان اسلام و نظام اسلامی و با استفاده از پیشرفته ترین امکانات و شیوه های تبلیغاتی ترویج می شود . در کنار این موضوع عوامل دیگری نظیر روش های نادرست در آموزش دینی در دوران کودکی و نوجوانی، و ضعف و سستی بنیان های دینی در خانواده، ضعف بینش و نداشتن آگاهی درست از ماهیت دین و نقش و کارکرد آن در تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان ، گرایش به سوی تمایلات و هواهای نفسانی، کم کاری دستگاههای فرهنگی در ارائه زیبایی های دین و پاسخگویی آن به بهترین صورت به تمامی نیازهای واقعی انسان ، مرتبط دانستن برخی معضلات و کمبودهای اقتصادی و اجتماعی جامعه بی پاسخ ماندن نیازهای اولیه اجتماعی جوانان (ازدواج، اشتغال، مسکن و...) با دین ، نمادها و مجالس دینی ، در شکل گیری عدم مشارکت فعال یا فقدان مشارکت برخی جوانان در مجالس مذهبی نقش دارد.
دوم . تبیین دقیق ، کامل و همه جانبه موضوع فوق و راهکارهای اصلاح و مقابله با این پدیده ، نیازمند مراجعه به تحقیقات علمی کارشناسانی است که از منظر دینی ، تربیتی و روانشناسی ، اجتماعی و ...به تحلیل این موضوع پرداخته اند . و برای درمان یا پیشگیری از دین گریزی، باید به جنبه های روانی و ویژگی های شخصیتی افراد - به ویژه جوانان - توجه شود. بدون شک چگونگی ارائه معارف دینی، به نسل جوان بسیار حائز اهمیت است. بنابراین سؤال اصلی این است که «چگونه و با چه روشی می توان معارف دینی را به جوانان آموخت تا ضعف شناختی آنها نسبت به دین برطرف شود»؟ پاسخ به این پرسش در گرو توجه به چند امر است؛ از جمله:
1. شناخت جوان:مخاطب شناسی، یکی از مهم ترین مسائلی است که در تعلیم و تربیت باید مدّ نظر داشت. اگر یک سخنران، فیلم ساز و یا نویسنده، مخاطب خود را نشناسد و نداند در چه دوره ای از تحول شناختی، انگیزشی و توانشی است، مطالب او - هر قدر هم ارزشمند، دقیق و علمی باشد - چندان مؤثر واقع نمی گردد؛ زیرا یا مطالب او در سطح شناخت مخاطب نیست و یا تناسبی با نیازها و گرایش های او ندارد. در نتیجه مخاطب، انگیزه ای برای فراگیری آنها ندارد. بنابراین شناخت مخاطب از لحاظ ویژگی های عاطفی؛ ذهنی، اجتماعی و... باید مورد توجه قرار گیرد.
2. شناخت روش برتر:شناسایی الگوها و روش های آموزشی و تربیتی متناسب با مخاطب، از اهمیت بالایی برخوردار است. به طور کلی، در آموزش های دینی، به چهار روش می توان اشاره کرد: روش تبلیغ، تدریس، تربیت و مشاوره.
با توجه به ویژگی های شناختی - عاطفی جوانان، روشی می تواند جذاب تر باشد که معیارهای زیر را دارا باشد: 2-1. عنصر ارتباط در آن قوی تر باشد. 2-2. دارای ارتباط دوسویه باشد؛ یعنی، جوان صرفاً مستمع و دریافت کننده پیام نباشد؛ بلکه خود او بر حسب نیاز ارتباط برقرار کند. پیام رسان نیز متناسب با نیاز جوان، پیام را در قالب ارتباط عاطفی - شناختی متناسب با سطح شناختی او منتقل کند. 2-3. انگیزه ها و نیازهای جوان بیشتر لحاظ شود. 2-4. زمینه واکنش نشان دادن و میدان محرّک برای جوان را فراهم سازد.
افزون بر مطالب فوق برای مبارزه با دین گریزی, باید پس از بررسی همه جانبة علل و عوامل آن، راه کارهای مناسب را برگزید. آنچه در جامعه امروز ما بسیار مهم است، ایجاد موجی سهمگین و توفنده در برابر تهاجم فرهنگی دشمنان و ارائة چهرة زیبای دین و زدودن غبار خرافات و کژاندیشی ها، در این صورت دین با جذابیت فوق العاده ای که دارد، جوانان را به سوی خود می کشاند. از این رو نقش متولیان و دستگاه های فرهنگی در برنامه ریزی صحیح و اصولی و تقویت مبانی دینی وعقیدتی جوانان وتربیت آنان بر اساس الگوها ومعیارهای صحیح اسلامی نقش بسیار حیاتی در مقابله با دین گریزی جوانان دارد. اهمیت این مسئله در دانشگاه ها بسیار جدی است؛ لذا باید مسئولان تأثیر گذار در این مراکز, درگزینش اساتید ومدیران دانشگاه دقت ونظارت کافی داشته باشند ودر غنی سازی متون آموزشی متناسب با نیازهای جامعه و ارزش های اسلامی همت گمارند. از طرف دیگر به شدت باید مواظب خطر دگرگونی در هویت فرهنگی و گرایش های نسل جوان بود. یکی از خطرات جدی فرهنگ مهاجم غرب, این است که جوانان را چنان به سوی تمایلات شهوانی و آزادی های جنسی سوق می دهد که اساسا گرایش به دین و دیانت در آنان رنگ می بازد و دیگر برای آنان حق و باطل چندان اهمیتی ندارد. از این رو باید در کنار کار فرهنگی، با عوامل شبهه افکن داخلی دشمن، از قبیل روزنامه ها و گروه های معاند, برخورد قانونی داشت واجازه مسموم نمودن فضا ،امنیت وسلامت فکری وروانی جامعه را به آنها نداد. علاوه بر این تقویت و کارآمدی دستگاه های قضایی و انتظامی در مقابله با باندهای فساد و اشراری که سعی در گسترش فساد، اعتیاد و بزهکاری در میان جوانان دارند, از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
در کنار راه کارهای یاد شده، تلاش برای اثبات عملی کارآمدی نظام اسلامی در تمامی زمینه ها ودر نتیجه برطرف کردن معضلات و مشکلاتی که نسل جوان با آن مواجه اند از قبیل ازدواج، مسکن، اشتغال، امکانات علمی وتفریحی و... تا حدود بسیار زیادی می تواند عوامل دین گریزی جوانان را از بین برده وآنان را مجذوب دین نماید. 
البته با توجه به شرایط وامکانات کنونی جامعه, فراهم کردن چنین بسترهایی زمان بر است؛ از این رو باید به طور جدی به حفظ خود و خانواده و اطرافیان پرداخت. البته حفظ ایمان و ارزش های آن در محیط نامساعد، بسی دشوار است؛ ولی ارزش افزون تری دارد. آنچه در جامعه امروز ما بسیار مهم است، ایجاد موجی سهم گین و توفنده در برابر تهاجم فرهنگی دشمنان وارایه چهره زیبای دین و زدودن غبار خرافات و کژاندیشی ها، در این صورت دین با جذابیت فوق العاده ای که دارد، با توان مندی جوانان را به سوی خود فرا می کشاند. از طرف دیگر شدیدا باید مواظب خطر دگرگونی در هویت فرهنگی و گرایش های نسل جوان بود. یکی از خطرات جدی فرهنگ مهاجم غرب این است که جوانان را چنان به سوی تمایلات شهوانی و آزادی های جنسی سوق دهد، که اساسا گرایش به دین و دیانت در آنان رنگ بازد و دیگر برای آنان حق و باطل چندان اهمیتی نداشته باشد. به هر حال، جوانی، از بزرگ ترین نعمت های خداداد به بشر است و مثل هر نعمت خداداد دیگر باید از آن استفاده ای بهینه ای کرد. جوانان، گرانبهاترین سرمایه های کشورها به هنگام جنگ و صلح بوده و به عنوان سربازان و مدیران بالقوه در عرصه های سیاسی، اجتماعی علمی و فرهنگی و... به شمار می آیند. بنابراین، باید با برنامه ریزی دقیق، موانع پیش روی نسل حاضر (عوامل دین گریزی پیش گفته) را زدود و برای مشکلات آنان، راه کارهای عملی ارائه کرد.
جهت مطالعه بیشتر ر. ک :
-کتاب انقلاب و ارزش ها، علی ذوعلم.
-. توسعه و تضاد ، فرامرز رفیع پور ، تهران : شرکت سهامی انتشار.
-. آناتومی جامعه ، فرامرز رفیع پور ، تهران : شرکت سهامی انتشار.
-. نگاهی روان شناختی به آسیب شناسی دین باوری جوانان ، ابوالقاسم بشیری ، مجله معرفت ، شماره:87

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

آمریکایی‌ها برای جبران خاطره تلخ کودتای 28 مرداد چه کاری باید انجام دهند؟

در نگاهی گذرا به تاریخ معاصر کشورمان، روزهای تلخ و شیرین فراوانی مقابل چشممان رژه می‌روند؛ روزهایی که یک ملت با هم خندیدند و روزهایی تلخ که زخمشان از یادمان نمی‌رود. در میان همه این رویدادها، شاید کودتای 28 مرداد 1332 یکی از تلخ‌ترین و دردناک‌ترین رویدادهای تاریخی کشورمان باشد؛ اتفاقی که موجب یک دلسردی همگانی در آن برهه تاریخی شد.

به گزارش «تابناک»، یک پویایی شادکامی جمعی در ایران سال‌های آخر دهه بیست اوایل دهه سی موج می‌زد که هنوز در دل مردم جا خوش نکرده، با کودتای سیاه 28 مرداد بساطش جمع شد. در آن روزها، مردم ایران شاد از کوتاه کردن دست خارجی‌های از منابع نفتشان، ملی شدن این صنعت را جشن می‌گرفتند و کمی بعد به استقبال نخست‌وزیری رفته بودند که حق ایران را در دادگاه لاهه از انگلیسی‌ها بازستانده و حالا قدرتمندتر از قبل به کشور بازگشته بود. همین شور و شعف و پویایی جمعی اما بر چشم بر هم زدنی از میان رفت. ایالات متحده امریکا با همکاری انگلستان و به پشتگرمی پادشاه وقت ایران، نخستین براندازی دولت خارجی را رقم زد تا با یک دلسردی همگانی و سرکوب احساسات ملی یک کشور توسعه سیاسی ایران سال‌ها عقب بیفتد.

بعدها و در سال 2000 مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه دولت کلینتون به خاطر نقش تأثیرگذار امریکا در کودتای 28 مرداد از مردم ایران عذرخواهی رسمی کرد و با تکیه بر واژه کودتا اعتراف نمود که براندازی دولت ملی ایران در سال 32 موجب پسرفت توسعه سیاسی در ایران شد. این اتفاق بعدها در دولت باراک اوباما هم رخ داد و هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه وقت هم به خاطر کودتا از ایران به شکل رسمی عذرخواهی کردند.

با این همه، اما هیچ وقت خاطره تلخ سرنگونی یک دولت ملی در ایران توسط ایالات متحده امریکا پاک نشده است. 


* به نظر شما، دولتمردان آمریکا برای جبران آن خطای تاریخی، عملا چه کاری می توانند انجام دهند؟

* آیا می توان در کودتای 28 مرداد، نقش انگلیس  و آمریکا را  از هم جدا کرد و به انگلیس نقش کمتری در سرنگونی دولت مصدق داد و به آمریکایی ها نقش بیشتر؟

* آیا پس از گذشت سال ها تصور می کنید هدف آمریکا از ایجاد رابطه با ایران، انجام اقداماتی شبیه کودتای 28 مرداد است؟

* آیا در بین مردم ایران، هنوز این پتانسیل هست که عده ای با یک کشور خارجی همکاری کرده و علیه دولت ملی خود اقدام کنند؟

تابناک

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

اطلاعیه وکلای طاهری درباره امید به آزادی او

 به دنبال انتشار خبرهایی ناصحیح و هیجانی از جریانات مشکوک درباره محمدعلی طاهری، محکوم پرونده عرفان حلقه، وکلای او با صدور اطلاعیه‌ای بر پرهیز از کنش سیاسی یا خلاف قانون در این زمینه تاکید کردند. در این اطلاعیه که به امضای محمود علیزاده‌طباطبایی و سعید خلیلی رسیده، آمده است:

«اخیرا مشاهده می‌شود در فضای مجازی از سوی برخی افراد و جریانات مشکوک دعوت‌هایی جهت برگزاری تجمع در اعتراض به صدور حکم اعدام آقای محمدعلی طاهری منتشر می‌شود، همان‌گونه که پیشتر هم از سوی خانواده و وکلای ایشان اعلام شده، آقای طاهری مکررا اعتقاد و التزام خود را به اصول و فروع و ضروریات دین مبین اسلام و نیز پایبندی‌اش به نظام، قانون اساسی و قوانین و مقررات کشور اعلام داشته و از هرگونه رفتار و کنش سیاسی پرهیز می‌نموده و همیشه مقید بوده و هست که کلیه اقدامات خود و شاگردانش باید در چارچوب قانون و با احترام به هنجارهای نظام صورت پذیرد و به همین سبب کلیه فعالیت‌هایش اعم از تشکیل کلاس یا چاپ کتاب و... را با اخذ مجوز از مراجع ذی‌صلاح انجام می‌داده و در هر موردی که مجوزی صادر نشده از انجام آن کار چشم‌پوشی کرده است.

لذا خانواده، وکلا و شخص آقای طاهری اعتقاد راسخ دارند که برگزاری هر نوع تجمعی بدون کسب مجوز از مراجع قانونی صلاحیت‌دار مضر به حال آقای طاهری و روند پرونده و تلاش‌های حقوقی وکلا و دوستان وی بوده و ممکن است سبب ایجاد بهانه و دلیلی علیه آقای طاهری شود. و از آنجایی که رای صادره غیرقطعی و قابل فرجام‌خواهی است و با توجه به فقدان ادله شرعی و قانونی کافی در اثبات اتهام متهم و نیز تجربه دیگر پرونده‌های مشابه، امید فراوان به نقض این رای در دیوان‌عالی کشور می‌رود. بنابراین از کلیه افرادی که با حسن‌نیت و به قصد حمایت از آقای طاهری قصد چنین اقدامی دارند درخواست می‌شود جدا از حضور در این نوع تجمعات خودداری کرده تا در فضایی آرام و بدون تنش و صرفا حقوقی شرایط برای نقض رای و آزادی آقای طاهری فراهم شود.» 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

ساپورت کم بود دختران بامانتوهای شیشه ای بدحجاب تر وبی حیاتر شدند؟!


به تازگی مانتو هایی در بازار ایران دیده میشود که بسیار نازک و حالت تور و شیشه ای مانند است.از نظر پوششی حتی از ساپورت هم بدتر است و تمام اندام تقریبا مشخص است اما چرا و چگونه این مانتو های شیشه ای که خلاف فرهنگ ماست در بازار به فروش میرسد جای بسی تامل دارد.


۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

«چرا سیاست‌مداران دروغ می‌گویند؟»

چرا سیاست‌مداران دروغ می‌گویند؟


کتاب، «چرا سیاست‌مداران دروغ می‌گویند؟» نوشته‌ جان جی مرشایمر با ترجمه‌ آرش فرزاد و محمد حیدری از سوی نشر فرزان روز منتشر شده است.این کتاب در قطع جیبی و 288 صفحه به چاپ رسیده است.در معرفی «چرا سیاست‌مداران دروغ می‌گویند؟» عنوان شده است: مرشایمر، استاد سرشناس دانشگاه شیکاگو، پس از چندین دهه فعالیت علمی در عرصه روابط بین‌الملل، در سال ۲۰۱۱ و در جدیدترین اثرش «چرا سیاست‌مداران دروغ می‌گویند؟» به بحث درباره‌ موضوع‌ بحث‌برانگیز دروغ در روابط بین‌الملل پرداخته است. وی در این کتاب انواع دروغ‌های سیاست‌مدارها را به چند دسته تقسیم می‌کند؛ همچنین نخستین تحلیل روش‌مند از دروغ را به عنوان ابزاری برای حکومت کردن، و علل، تکالیف و فواید احتمالی آن را ارائه می‌دهد. با تکیه به مثال‌های فراوان و پربار اضافه می‌کند که رهبران در بسیاری از مواقع به دلایل استراتژیک دروغ می‌گویند. مرشایمر با اشاره به هدف «ایجاد ترس» در برخی دروغ‌پراکنی‌ها به استراتژی «پنهان‌کاری» هم می‌پردازد. به عنوان مثال، پس از بحران موشکی کوبا «جان اف کندی»، رییس‌جمهوری وقت آمریکا، موافقتش با جمع‌آوری موشک‌های هسته‌یی امریکا از ترکیه در مقابل عقب‌نشینی موشکی شوروی از کوبا را نفی و در واقع پنهان می‌کند. در حقیقت کندی توافق لازم را با سران شوروی انجام داده بود، ولی آن را مخفی نگه‌ داشت؛ زیرا معتقد بود با افشای آن پایگاه مردمی‌اش را در آمریکا و بین هم‌پیمان‌های اروپایی‌اش از دست خواهد داد.در ادامه می‌خوانیم: اگرچه مقوله دروغ در زندگی عموم به عنوان یک رفتار قابل نکوهش معرفی می‌شود، اما در عرصه سیاست بین‌المللی رفتاری پذیرفتنی است، زیرا گاهی دلایل استراتژیک خوبی برای رهبران وجود دارد تا به دیگر کشورها و حتا مردم‌شان دروغ بگویند. تلاش‌های غربی‌ها برای ارائه تصویری غیرواقعی از استالین، در بهار سال ۱۹۴۳ در معرض آزمایشی سخت قرار گرفت. در این برهه برای چرچیل و روزولت آشکار شد شوروی‌ها سه سال پیش‌تر یعنی در سال ۱۹۴۰، هزاران لهستانی را که اکثر آن‌ها افسران ارتشی بودند، در جنگل کاتین، به قتل رساندند. یکی از سیاست‌مدارهای بریتانیایی در این زمان گفت، بدیهی است زمانی که ما به خاطر یک دلیل اخلاقی می‌جنگیم و قصد داریم با جنایت‌کارهای جنگی مقابله کنیم، آزاردهنده است که هم‌پیمان‌های ما در معرض اتهام‌هایی از این دست قرار می‌گیرند. کتاب از لحاظ تاریخی هم قابل توجه هست و مثال‌های متعددی از دروغ‌های متفاوت سیاست‌مدارها در طول تاریخ بازگفت می‌کند، که اکثر دروغ‌ها مورد توجه سیاست‌مداران آمریکایی و تاریخ اسراییل است! نتیجه‌گیری پایانی کتاب هم در نوع خود جنجالی است و به نوعی به سیاست نظامی و جنگ‌طلبی آمریکا و دروغ‌هایی در این نوع گوش‌زد می‌کند و چین را بزرگ‌ترین رقیب این کشور در سال‌های آینده معرفی می‌کند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

چه کسانی به دنبال آزادی فتنه‌گران در حصرند؟ایاموسوی وکروبی فتنه گران 88شروط نظام راقبول می کنند؟


ایاموسوی وکروبی  فتنه گران 88شروط نظام  راقبول می کنند؟
چه کسانی به دنبال آزادی فتنه‌گران در حصرند؟
آیا مردم مومن مسلمان ایران آزادی سران جنبش سبز را تحمل خواهند کرد ؟
بررسی و مرور رسانه‌ها و افرادی که مسئله رفع حصر را مطرح کرده‌اند و توجه به نقطه اشتراک آنها نتیجه‌ای به جز این را در اذهان عمومی متبارد نخواهد کرد که منشاء این درخواست و مطالبه در خارج از کشور قرار دارد.

از ابتدای روی کار آمدن دولت روحانی برخی جریان‌های خاص در داخل و خارج از کشور با طرح مجدد مسئله فتنه گران در حصر، به دنبال عمومی سازی مطالبات خود در زمینه رفع حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی هستند. این جریان تلاش دارد رفع حصر را یک درخواست ملی و اجتماعی جلوه داده و از این طریق زمینه ناآرامی مجددی را فراهم آورد.

این در حالی است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی بعد از نرسیدن به نتیجه دلخواه در انتخابات ریاست جمهوری و با عدم تمکین به قانون و روش های قانونیِ اعتراض، بستری برای سوء استفاده گروههای معاند و برانداز را ایجاد کردند؛ هشت‌ماه ناآرامی در کشور، کشته شدن چند تن از هموطنان در ناآرامی‌ها، ضربه وارد شدن به سرمایه‌ اجتماعی، هزینه‌های مادی ناشی از آسیب به اموال عمومی، اخلال در روند مذاکرات و چانه‌زنی‌های دیپلماتیک و بواسطه‌ی آن تشدید تحریم‌های بین‌المللی حداقل آسیب‌هایی است که به واسطه‌ این بی قانونی به مردم ایران وارد آمد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

اثبات علمی ایات قرآن برای ماتریالیست ها واتئیست ها -بیخدایان





پرسش1:
آیا برای وقایعی که در قرآن بیان شده مثلا طوفان نوح و یا شکافته شدن دریا توسط عصای حضرت موسی و یا ...،‌ اثبات علمی وجود دارد؟ یا مثلا حضرت یوسف علیه السلام که به بیان قرآن روزگاری فرمانروای مصر بوده، آیا در تاریخ مصر باستان وجود دارد که در فلان تاریخ شخصی با مشخصات حضرت یوسف فرمانروا بوده یا خیر و یا مثلا علم زمین شناسی اکنون ثابت کرده که رود نیل در سالیان قدیم به دو قسمت شکافته شده بوده؟ 


پاسخ:
با سلام و درود
اثبات علمی قطعی که نه، ولی امارات و نشانه هایی از صحت آن ها، پیدا شده است.
البته کار تجربه و علم، اثبات قطعی نیست بلکه با تجمیع قرائن و شواهد، نظریه می دهد.
از اینرو در باره کشتی نوح و یا محل عبور بنی اسرائیل از دریا و نیز ماجرای یوسف و زمامداری مصر و ...، امارات و قرائنی پیدا شده و بر اساس آن ها احتمالاتی داده می شود.
به عنوان مثال برخی دانشمندان با توجه به همین قرائن و شواهد، مدعی شدند محل کشتی نوح و یا آثار آن را یافته اند.
هم چنین در مورد حضرت یوسف و زمامداری مصر و فرعون آن، نیز مدارکی نقل شده؛ البته ممکن است این فرعون، بر منطقه ای از مصر حکومت داشته نه بر تمام آن، ولی در هر صورت مدارکی بر صحت این ماجرا نقل شده است.
لذا برای هر کدام از این ها، اجمالا مدارکی به دست آمده است.
نکته:
بودن به دنبال اثبات علمی ادعاهای قرآن، صحیح و منطقی است ولی نمی توان ایمان به قرآن را بر آن استوار کرد.
اصلا ارزش و اساس ایمان، به همین اعتماد و باور داشتن است ـ ولو اثبات علمی هم نشده باشد. 
«جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتی‏ وَعَدَ الرَّحْمنُ عِبادَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّهُ کانَ وَعْدُهُ مَأْتِیًّا»؛ وارد باغهایى جاودانى مى ‏شوند که خداوند رحمان بندگانش را به آن وعده داده است هر چند آن را ندیده‏ اند، مسلماً وعده خدا تحقق یافتنى است‏.(1)
پس از توحید و ایمان به نبوت پیامبر صلی الله علیه وآله، باور داشتن به قرآن و تعالیم آن، اساس ایمان است.
ایمان همین باور داشتن به اموری است که از طرف پیامبران الهی بیان شده و برای ما به اثبات علمی نرسیده است. پس از اثبات علمی، هر کسی صحت این ادعا را می پذیرد لذا دیگر ایمان آوردن، آن ارزش را ندارد.
البته عرض بنده کلی است و ناظر به شما نیست و مطمئنا شما هم پس از این ایمان، این سؤال را مطرح می کنید.


پرسش2:
بنده با اشخاصی کاملا ماتریالیست و صاحب نگرش علمی صرف، در ارتباط هستم و با آنها صحبت هایی پیرامون مسائل دینی دارم،‌ آیا ادله علمی برای وقایع درون قرآن، موجود است که من بتوانم با استناد به آنها، گفته هایم را به آن اشخاص ثابت کنم یا خیر؟


پاسخ:
این راه جواب نمی دهد، زیرا علم و تجربه مربوط به عالم ماده است و با روش علمی نمی توان خدا را اثبات نمود.
تا روح نیاز در آن بیدار نشود و اعتماد بر خدا نداشته باشند، نمی توان نقل های قرآن را برای آن ها اثبات علمی نمود، زیرا اگر بنای پذیرش نداشته باشند، هر طور شده از پذیرش آن سر باز می زنند.
در قرآن به کسانی که که قصد ایمان آوردن ندارند و اصرار بر بی ایمانی دارند، چنین اشاره شده است:
«أَ فَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتی‏ فِی الصُّدُورِ»؛ آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا دلهایى داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند یا گوشهاى شنوایى که با آن (نداى حق را) بشنوند؟! چرا که چشمهاى ظاهر نابینا نمى‏ شود، بلکه دلهایى که در سینه‏ هاست کور مى‏ شود.(2)
آیه ای دیگر:
«وَ قالُوا قُلُوبُنا فی‏ أَکِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَیْهِ وَ فی‏ آذانِنا وَقْرٌ وَ مِنْ بَیْنِنا وَ بَیْنِکَ حِجابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنا عامِلُونَ»؛ آنها گفتند: قلبهاى ما نسبت به آنچه ما را به آن دعوت مى‏ کنى در پوشش هایى قرار گرفته و در گوشهاى ما سنگینى است، و میان ما و تو حجابى وجود دارد پس تو بدنبال عمل خود باش، ما هم براى خود عمل مى‏ کنیم.(3)
آیه ای دیگر:
«وَ إِنِّی کُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فی‏ آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْباراً»؛ و من هر زمان آنها را دعوت کردم که (ایمان بیاورند و) تو آنها را بیامرزى، انگشتان خویش را در گوشهایشان قرار داده و لباسهایشان را بر خود پیچیدند، و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدّت استکبار کردند.(4)
نکته: البته می توانید در آن ها ایجاد علاقه نموده تا مثلا از طریق آشنایی آن ها و پرداختن به علم فلسفه، بر آن ها تاثیر گذاشته شود.


پرسش3:
من در همین راه بودم و هیچ چیز نیافتم و هر چقدر بیشتر گشتم چیزهایی دیدم که خلافشان بطور علمی قابل اثبات است مثلا داستان آدم و حوا یا توضیحاتی که در قرآن درباره مورچه ها و زنبور عسل و ... است که امروزه می دانیم تماما غلط هستند.


پاسخ:
قرآن کلام الهی است و در آن اشتباه و خطا راه ندارد:
«وَ إِنَّهُ لَکِتابٌ عَزیزٌ لا یَأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمیدٍ»؛ و این کتابى است قطعاً شکست ناپذیر، که هیچ گونه باطلى، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آید چرا که از سوى خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است.(5)
قرآن کتاب هدایت است لذا قرار نیست مطالب این چنینی را بطور مبسوط بیان کند. هر کجا نیاز بوده و پیام هدایتی داشته، قرآن به حسب موارد، به این امور اشاره فرموده است.
مهم آن است که بیانات قرآن با ثابتات علمی تعارضی که ندارد هیچ، سازگاری هم دارد.


پرسش4:
اشخاصی که من با ایشان مراوده دارم دقیقا از قشر تحصیل کرده و نخبه جامعه هستند. بنده هم فقط از سر دلسوزی قصد آگاه سازی آنان را دارم. آنان به حدی از تفکر رسیده اند که منکر وجود خدا می باشند و به عبارت دیگر نفی متافیزیک می کنند. 


پاسخ:
اثبات توحید و ایمان به غیب و ...، با ابزار تجربه و از راه علمی، قابل اثبات نیست.
افزون بر این که علم و دانش فقط آن چیزی نیست که از طریق تجربه (علم تجربی) به دست می آید. بلکه شهود، وحی بعد از ایمان، و نقل هم می تواند برای انسان ایجاد علم کند.
البته اگر کسی قصد ایمان آوردن نداشته باشد، نمی توان برای او کاری کرد: «إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَ خَشِیَ الرَّحْمنَ بِالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ کَریمٍ»؛ تو فقط کسى را انذار مى‏ کنى که از این یادآورى (الهى) پیروى کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد چنین کسى را به آمرزش و پاداشى پرارزش بشارت ده‏.(6)
در ضمن اگر ایشان به براهین عقلی و فلسفی علاقمند باشند می توانند از طریق فلسفه نیز به اثبات توحید و ... برسند. 

_____________

  1. مریم، 61.
  2. حج، 46.
  3. فصلت، 5.
  4. نوح، 7.
  5. فصلت، 41 و 42.
  6. یس، 11.
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

نقش روحانیت درجامعه چیست ؟روحانی کیست؟

اقشار مختلف فرهیختة اجتماع، معمولا از خود و کار خود تعریفی دارند و رسالت خود را کم و بیش مشخص می‌کنند. یکی از ضرورت‌های مهم روحانیت نیز شناختی است که باید از خود داشته باشد. روحانیت هویت خود را چه می‌دانند و برای خویش چه نقش، رسالت و کارکردی قائل است و اصولاً چه تعریفی از خود دارد؟ علاوه براین، نقش روحانیت در مواجه با خود، دین، واقعیت، دولت، قدرت و سیاست چیست؟ غیر از روش نظری و ذهنی مبتنی بر ایدآل‌ها که به صورت پیش‌فرض پاسخی به این پرسش‌ها می‌دهد، یکی از راه‌های تعریف و شناخت چیستی و کیستی قشری از اقشار جامعه، مطالعۀ میدانی و جامعه‌شناختی به منظور تبین کارکرد واقعی آن قشر است. در این روش کارکرد دیروز و امروز این قشر اجتماعی مطالعه می‌شود و بر اساس آن تعریفی مبتنی بر واقعیت ارائه می‌شود. این تعریف، تعریفی است که از دل واقعیت اجتماعی بیرون آمده و لزوماً مبتنی بر آرمان‌ها نیست.

روحانیت در طول زمان، کارکردهای متعددی داشته است. این قشر اجتماعی هیچگاه شهروند عادی نبوده، روحانیت یک طبقۀ اجتماعی است که از سطح عموم مردم به لحاظ اجتماعی بالاتر است و از طبقات فرهیختۀ اجتماع، محترم و نخبه به‌حساب می‌آمده است. روحانیت به دلیل تحصیلات خاص دینی که دارد، اهل علم تلقی می‌شود و جامعه انتظار اهل علم‌بودن از او دارد، با وجودی که از این نظر دارای سطوح بسیار متفاوت است. تحصیلات علم روحانیت مربوط به دین است و با حقایق دینی سرو کار دارد، با وجودی که بعضاً کشاوز، کتاب‌فروش و امروزه فیزیک و سیاست و اقتصاد و حقوق هم می‌داند و علاوه بر حجت‌الاسلامی، مهندس، دکتر و سردار هم هست. اقشاری از روحانیت در حیطۀ دین پرسشگر هستند و در این خصوص بنا بر تخصص خود روشمندانه خردورزی می‌کند.

تحقیق، تبیین، تفسیر و نقد مفاهیم دینی گاه معطوف به تالیف، گاه معطوف به تدریس و گاه معطوف به تبلیغ است. تدریس در سطح خود روحانیون و برای کادر‌سازی انجام  می‌شود. تالیفات هم برای خود روحانیت و هم برای مردم انجام می‌شود. تبلیغ برای انتقال به مردم و ارتقاء سطح آگاهی و عمل دینی مردم است. بنابراین در همه موارد از این جهت روحانیت وظیفۀ خود می‌داند تا بین حقایق دینی و مردم هر چه بیشتر پیوند برقرار کند. تدریس و کادرسازی روحانیت نیز نهایتاً به منظور برقراری ارتباط مستمر با مردم انجام می‌شود. از این جهت روحانیت هویت مستقل نداشته، بلکه به عنوان پل ارتباطی بین حقایق دینی و مردم ایفای نقش می‌کند و در صدد است تا ذهن و ضمیر مخاطبان خود را متوجه دین سازد. گرایش‌های مختلف حدیثی، کلامی، فقهی، فلسفی و عرفانی، نوع تدریس و تبلیغ آنان را متمایز می‌سازد.

موقعیت روحانیت علاوه بر مردم، توجه قدرت‌های حاکم را نیز به آنان معطوف ساخته است. روحانیت در مقاطعی، بویژه آنان که منصب قاضییان را بر عهده داشتند، جزء طبقه حاکم و شریک الحکام محسوب می‌کردند روحانیان در این موقعیت، در برابر ظلمی که به مردم می‌شده یا ساکت بوده‌اند و یا توجیه‌گر ظلم ظالمان بوده و یا در عین حفظ موقعیت خود، واسطۀ بین طبقۀ قاهر و مقهور جامعه بوده و سعی در تلطیف رابطۀ سلطه داشته است. خطبۀ ۱۸ نهج‌البلاغه، سخنرانی امام حسین برای علما در مکه، نامۀ امام سجاد به شهاب زهری، سفارشات امام موسی کاظم به علی بن یقطین و روایات زیادی در این خصوص، ناظر به عملکردهای مثبت و منفی روحانیت در عصر حضور بوده است که مشابه این عملکردها در عصر غیبت بسیار بیشتر بوده است. روحانیت به عنوان پل ارتباطی بین دین و طبقات فرودست و بالادست نقش روشنگری هم داشته است. اقشاری از آنان، مردم و قدرت را برای دین خواسته‌اند و اقشاری هم دین را برای مردم و یا قدرت اجتماعی و سیاسی خواسته‌اند. در دوره‌هایی به قدرت نه گفته و به دین و عدالت و مردم آری گفته است و زمانی برعکس عمل کرده است. با تثبیت نفوذ و موقعیت روحانیت، در پاره‌ای از ادوار، اقشاری از آنان منتقد قدرت حاکم بوده و به منظور کسب قدرت سیاسی هم عمل می‌کرده‌اند. پس از انقلاب اسلامی ایران، بخش زیادی از روحانیت قدرت را در اختیار گرفت و در سمت های اجرایی فعال شد و برای موجه‌ساختن قدرت خویش و تثبیت ادعاهای دینی خویش تلاش کرد.

آنچه گفته شد واقعیت‌های غیر قابل انکار و فعالیت‌های مثبت و منفی روحانیت در جهان اسلام، بویژه در ایران بوده است. آنچه قابل بحث است این است که برخی از این کارکردها با رسالت و کارکرد عالم ربانی سازگار نیست و با روحانیت ایده‌آل قابل تطبیق نیست. پرسش اینجاست که اگر رسالت روحانیت را تنها فعالیت‌های مثبت تاریخی او بدانیم، آیا هم‌زمان هر روحانی همۀ این رسالت‌ها و کارکردها را بر عهده دارد؟ در اینجا چندین کارکرد مطرح شد که روحانیت باید موضع خود را در مورد آن مشخص کند، مانند: رسالت پرسشگری؟ جستجو و تحقیقِ روشمندِ حقایق دینی؟ روشنگری حقایق دینی بدون ملاحظه قدرت و مردم و بدون کتمان حقایق و پرده‌پوشی؟ رفع و دفع ابهام و اوهام و گمانه‌های باطل به نام دین؟ روشنگری و نقد قدرت سیاسی به عنوان وجدان بیدار مردم،؟ مشارکت در قدرت در حد مشاور و واعظ قدرت سیاسی؟ واسطۀ بین قاهر و مقهور، بدون دخالت و مشارکت عملی در حاکمیت؟ فعالیت سیاسی برای کسب قدرت؟ کسب قدرت سیاسی از هیئت حل اختلاف محلی گرفته تا شورای شهر و شهردار و وکالت مجلس و وزارت و ریاست جمهوری و رهبری؟

آیا رسالت روحانیت جمع همۀ این کارکردها است. برای جمع‌بندی و نتیجه‌گیری بهتر است رسالت و کارکرد روحانیت را به سه بخش تقسیم کنیم: ۱٫ رسالت علمی، کار علمی صرف و حقیقت‌جویی دینی بدون درگیرشدن با خرافات و افکار غلط مردم و بی‌طرفی در مسائل سیاسی، خطرنکردن و دخالت‌نداشتن در امور اجتماعی و سیاسی و کار علمی صرف‌ کردن ۲٫ رسالت علمی‌ اجتماعی، تحقیق، تدریس و تبلیغ حقایق دینی به منظور اصلاح و تغییر، ورود در مسائل جزئی و تعیین موضوع‌های درست و نادرست، امر به معروف و نهی از منکر، نقد مردم و نقد قدرت بدون ورود در جریان قدرت ۳٫ رسالت سیاسی: ورود در عرصۀ عمومی و کسب قدرت و تشکیل حزب سیاسی برای حاکم‌ساختن ارزش‌ها با روش‌های خاص خود اعم از روش محافظه‌کارانه، اصلاح‌طلبانه یا انقلابی و خشن.

روحانیت کدام کارکرد و رسالت را به اعضاء خود به عنوان طبقۀ اجتماعی روحانیت پیشنهاد می‌کند و چه تعریفی از روحانیت ارائه می‌کند؟ آیا او مجاز می‌داند که روحانیت هر سه کارکرد را، هم‌زمان داشته و به صورت هم‌عرض دنبال کند؛ یعنی روحانی کسی است که عالم دین، مصلح اجتماعی و فعال سیاسی است؟ آیا باید هم رسالت علمی و هم رسالت اجتماعی و هم رسالت سیاسی را با حفظ و رعایت آداب و شئون هر یک، هم‌زمان دنبال کند؟

آیا روحانی کسی است که تنها به بخش اول مشغول است و بخش دوم و سوم را به اهلش واگذار می‌کند؟ ورود روحانیت به عرصۀ جامعه و به عنوان فعال سیاسی که تخصص ویژه‌ای می‌خواهد، برای روحانیت به دلیل علائق شخصی تجویز می‌شود و ربطی به هویت روحانی او ندارد؟

آیا روحانی کسی است که فی نفسه یک عالم دین است و در مرحلۀ اول وظیفه او تفقه در دین است و روشن‌کردن حقایق دینی برای طبقۀ خود و مردم است؟

آیا روحانی کسی است که در مرحلۀ اول و فی نفسه یک عالم دین است ولی در مرحله دوم و در مواقع ضرورت باید فعال اجتماعی هم باشد و در مرحلۀ سوم و در صورت ضرورت، فعال میدان سیاست هم باشد. طبیعی است که در این صورت، کسانی که بخواهند وارد میدان دوم شوند باید توانمندی تطبیق اصول کلی بر جزئی را داشته باشند و کسانی که بخواهند وارد میدان سوم شوند و باید توانمندی تدبیر امور در حوزۀ خاص خود به لحاظ علمی و عملی داشته باشد؟

انتخاب این چهار تعریف را باید با در نظر گرفتن سنت اسلامی، مصلحت اسلام و روحانیت و تخصص و تحصیلات او برگزید. با وجودی که ممکن است منفعت روحانیت ایجاب کند که روحانیت تمامیت‌خواه باشد و ایفای چندین نقش را هم‌زمان انجام دهد، ولی معلوم نیست با مصلحت اسلام و شأن خود روحانیت باشد. این طبقه برای حفظ روحانیت خویش بهتر است به رسالت اصلی خود، یعنی تفقه در دین بپردازد و نباید از حوزۀ تخصصی خود خارج شود و اگر استثنائاً کسانی استعداد فوق‌العادۀ شخصی داشته باشد، مربوط به خویش است و ربطی به هویت روحانی ندارد.

نحوۀ حرکت رسول گرامی اسلام (ص) سیزده سال فرهنگی و ده سال سیاسی-‌اجرایی بود. از میان ائمۀ اطهار (ع) تنها امام علی(ع) پس از ۲۵ سال فعالیت فرهنگی، ۵ سال فعالیت اجرایی داشت و امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نیز چند ماه رویۀ جامع داشته‌اند. جامعیت اگر برای معصوم تجویز شود، برای غیر‌معصوم قابل تعمیم نیست، بعلاوه اگر زمانی جامعیت ممکن بود، امروزه دیگر چنین چیزی ممکن نیست. جز نوابغ کسی نمی‌تواند هم تخصص‌ها را داشته باشد و همة نقش‌های آن را هم‌زمان و به درستی ایفا کند. در عصر حاضر که عصر تخصصی است باید هر کس به موضوع تخصصی خود بپردازد. حجه‌الاسلام سردار دکتر فلان اگر وزیر کشور شود، نه روحانی است، نه سردار و نه دکتر متخصص. او اگر بخواهد همۀ نقش‌ها را هم‌زمان داشته باشد، احتمال اینکه به همۀ عناوین خود ضربه وارد کند، از احتمال اینکه حق همۀ عناوین را به جا آورد بیشتر است.

در هر صورت اگر روحانیت فرهنگی ناب بدون آمیختگی با اصلاح‌گری اجتماعی یا کنش سیاسی، به عنوان رسالت و کارکرد اصلی پذیرفته شود، نحوۀ ورود او به عرصۀ فرهنگ می‌تواند متفاوت باشد. مدل‌های قابل تصور آن به قرار زیر است:

۱- تحقیق و تبلیغ معطوف به خوشایندی مردم. این روش، روش پوپولیستی و عوام‌گرایانه است که با وجودی که در عمل شایع است با ارزش‌های دینی قابل تطبیق نیست و کارکرد اصلی روحانیت را از او خواهد گرفت.

۲- تحقیق و تبلیغ معطوف به خواست قدرت‌های اجتماعی یا سیاسی. این روش، دین به دنیای دیگران فروختن است که در اندیشۀ اسلامی قابل پذیرش نیست و در نهایت روحانیت را دچار انزوا کرده و کارکرد اصلی او را از وی خواهد گرفت. نفی این شیوه در سخنرانی منسوب به امام حسین (ع) با علمای اسلام در مکه و نامۀ منسوب به امام سجاد (ع) به شهاب زهری قابل توجه است. 

۳- مطالعه و تحقیق دین بدون اینکه ناظر به چیزی جز علائق محقق باشد، نتیجه‌ای جز پیشبرد حجم کمی و کیفی علوم و معارف دینی به دنبال ندارد و با آیۀ قرآن در خصوص تفقه در دین به منظور انذار، هماهنگی ندارد و مصداق علم غیر نافع است که در آموزه‌های دینی از آن مذمت شده است.

۴- تحقیق و مطالعۀ علمی در کشف حقایق دینی مورد نیاز جامعه برای رفع جهل دینی بشر و کاهش درد و رنج دنیوی و اخروی او، خواه خوشایند جامعه یا مراکز قدرت اجتماعی و سیاسی باشد و خواه خوشایند نباشد، بهترین مدل فعالیت روحانیت است. تنها این مدل است که علم نافع است و شیوۀ متقین است، الذین یقفون اسماعهم علی علم النافع. شیوه و راه انبیاست، الذین یبلغون رسالات الله و لایخشونه احد الا الله است. این شیوه ممکن است با منافع روحانیت سازگار نباشد، چون معمولاً به همراه خود انزوا، محرومیت، تحقیر و تمسخر اجتماعی را در پی دارد و آزار و تبعید و حتی قتل آنان را ممکن است به دنبال داشته باشد.
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

کودک سوزی رسم نفرت انگیز اسرائیل و سازمان منافقین




کودک سوزی رسم نفرت انگیز اسرائیل و سازمان منافقین ...

منافقین به قصد ترور یک خانواده انقلابی محل زندگی آنها را به آتش میکشند. که در غیاب پدر ومادر تنها کودک خردسال خانواده به نام  فاطمه طالقانی سه ساله در آتش زنده زنده میسوزد.
یکی از شاهدان حادثه: من همان اولِ آتش سوزی متوجه صدایی شدم که فریاد می زد و با مشت به کانتینر می زد. هیچ کاری نمی توانستم، بکنم فقط همسایه ها را خبر کردم!



فلسطین اشغالی/ سال2015/شهرک نشینان اسرائیلی خانه فلسطینی ها را آتش میزنند.در این حادثه کودک 18 ماهه فلسطینی زنده زنده در آتش میسوزد. گزارش ها بعد از حادثه سوزاندن کودک خردسال علی سعد دوابشه از نوشتن شعارهای عبری در کنار خانه سوخته شده آنهم علیه مردم مظلوم فلسطینی خبر میدهد!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

هبوط وسقوط نصرالله معین اصفهانی خواننده معروف ومحسن مخملباف ومحمدنوری زاد


Image result for ‫معین‬‎

سلام 

علت انحراف اعتقادی@
شاید مقایسه اجمالی بین معین خواننده معروف مقیم آمریکا ومحسن مخملباف ودکتر محمد نوریزاد کارگردانان سابق تلویزیون جمهوری اسلامی درست نباشد شباهت اینان در این است که هرسه نفر دیرزمانی انسانهای به اصطلاح مذهبی ومقید به دین اسلام وتشیع بودند که الان برحسب زمان وشزایط اعتقادات دورنی دچار تغییر تیپ شخصیتی وهویتی اینها شده است !
معین اصفهانی خواننده معروف لسانجلسی:


درزندگی نامه معین خوانند ه معروف می خوانیم که دریک خانواده مذهبی در نجف آباد اصفهان بزرگ شده است وبا مداحی اهل بیت (ع) آشنایی کافی داشته است وبعدازانقلاب برحشب علاقه ومسائل سیاسی از ایران می رود وبا خوانندگی درشبکه های فارسی زبان ماهواره ای وارد عرصه موسیقی می شود ومابقی قضایادوستان بهتر آشناهستند 
محسن مخملباف وجناب نوری 
محسن مخملباف وجناب نوری زادهم که بعد از پیروزی انقلاب به عنوان یک بسیجی ومذهبی درجبهه های جنگ شناخت می شوند واز طرفداران ولایت فقیه بودند بعدازجریانات فتنه 88 بیکباره دست ازهمه اعتقادات می شویند جزو بهاییان وفراماسونرهای سرسخت انگلیسی مسلک درخارج می شوند وبا ضدانقلاب واسرائیل ودشمنان جمهوری اسلامی هم پیمان می شوند واقعاچه می شودکه هنر در شخصیت انسان به جای تعالی او را وداربه سقوط تنزل می کند ؟



۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی