سایت مشاوره وپاسخ گویی به شبهات وسوالات دینی و اعتقادی

پاسخ به تهمت کاربران ضدانقلاب بالاترین به حکیم ابوعلی سینا


تهمت زن بازی وشرابخواری به ابن سینا

باسلام

درسایت بالاترین بارها توسط کاربران ملحد ضد دین به استنادبه روایت های معجول تاریخی اتهام شرابخوری وداشتن رابطه نامشروع بازنان مطالبی درج کرده اند... براساس منابع متعبر تهمت شرابخواری و زنباره بودن ابن سینا را ناوارد دانسته و آن را به علت گزارش دروغینی است که دشمنان ضددین ابن‌سینا به جوزجانی(شاگرد ابن سینا) نسبت داده اند
بررسی شبهه:
تهمت های خجال آورملحدین بی اخلاق
۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

درد بزرگ علی(ع) درد تنهایی است!

علی در طول تاریخ ، تنها انسانی است که در ابعاد مختلف و حتی متناقضی که در یک انسان جمع نمی شود قهرمان است. مثل یک کارگر ساده با دست و بازویش خاک را می کند و در آن سرزمین سوزان بدون ابزار، قنات می کند ، مانند یک حکیم می اندیشد، همچون یک عاشق بزرگ و یک عارف عظیم عشق می ورزد، به سان یک قهرمان شمشیر می زند و همانند یک سیاستمدار رهبری می کند و مانند یک معلم اخلاق مظهر و سرمشق فضایل انسانی برای یک جامعه است. هم یک پدر است و یک دوست وفادار و هم یک همسر نمونه.

چنین انسانی است که در دنیا تنهاست.

علی(علیه السلام) در میان پیروانش هم تنهاست، در اوج ستایش هایی که از او می شود مجهول مانده است. درد علی (علیه السلام) دو گونه است: یک درد، دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق مبارکش احساس می کند، و درد دیگر، دردی است که او را تنها در نیمه شب‌های خاموش به دل نخلستان‌های اطراف مدینه کشانده … و به ناله در آورده است و ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می کند .

اما، این درد علی (علیه السلام) نیست،

دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است، تنهایی است ، که ما آن را نمی شناسیم!

باید این درد را بشناسیم، نه آن درد را؛

که علی(علیه السلام) درد شمشیر را احساس نمی کند، و … ما

درد علی را احساس نمی کنیم.

پروردگارا ! قلبمان را با روح آسمانی اش ، پیوند زن.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

طوفان مایکل نمونه ای از عذاب الهی در آمریکا!



وقتی بر اساس گفتار بزرگان دینی، عواملی نظیر قحطی و خشکسالی و یا زلزله و... در کشورهای مسلمان ، نتیجه ی افزایش گناه و معصیت معرفی می شود، برخی افراد مغرض و کم ایمان سعی می کنند نزولات آسمانی و آبادانی کشورهای غربی و غیرمسلمان را دلیل رد گفتار علماء و (نعوذبالله) نادرستی آیات الهی و وعده های عذاب بدانند، اما باید دانست که جغرافیای مناطق مختلف جهان و شرایط اقلیمی مختلف، بلایا و عذابهایی منطبق بر شرایط همان منطقه را بر آنها نازل کرده و اتفاقا سنت الهی و نظم حاکم بر جهان هستی، این قاعده را تایید می کند.

اکنون در هیاهوی اخبار رسانه ای داخلی، اخبار مربوط به طوفان های اخیر سهمگین در آمریکا که سیل و ویرانی و بی خانمانی و مشکلات بسیار جدی را برای آنان به بار آورد، چندان مورد توجه قرار نگرفت و اتفاقا از سوی رسانه های آمریکایی؛ عمدا در صدر خبرها قرار نگرفت.
این طوفان ها که به «مایکل» مشهور بود، موجب وارد شدن خسارتی بسیار عظیم معادل حدود 300 میلیارد دلار( حدود 12هزار میلیارد تومان!!) به برخی ایالت های آمریکا و قطع برق میلیون ها نفر از ساکنان ایالت های مختلف امریکاو کشته شدن و بی خانمانی جمع انبوهی گردید.
در این میان، آیا نباید این طوفانها و خسارات بسیار انبوه آن را که سالانه چند بار در آمریکا واقع شده و در اروپا و دیگر نقاط جهان نیز با مواردی نظیر: سیل و زلزله و سونامی و آتشفشان و صاعقه و... رخ می نماید را نوعی بلای آسمانی و عذابی دانست که بر اساس سنت الهی، به ملتهایی که گناه و فساد و ظلم در آنها رایج می شود،نازل می گردد؟

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

چراروحانیون محبوبیت سابق را ندارند

چراروحانیون محبوبیت سابق را ندارند/ بخشی از روحانیت بیش از اینکه نقدپذیر شود تمجیدپذیر شد:

  روحانیت محبوبیت سابق را ندارند؟
چون رابطه همدلانه مردم با روحانیت تبدیل به رابطه ارباب و رعیتی شده
جامعه، روحانیون حکومتی را ملاک قضاوت های خود گرفته است
روحانیتی که در حکومت قرار گرفت، اقتدار معنوی خود را تبدیل به اقتدار اداری و قضایی کرد
صدا و سیما به روحانیت ضربه وارد کرد
روحانیون هم معلم هستند و باید یک زندگی معلمی داشته باشند نه اینکه بیشتر از یک معلم
سبک زندگی بخشی از روحانیون ما نسبت به اوایل انقلاب متفاوت شده
برخی مردم مفهوم حلال و حرام را از دست داده اند
۲۸ سال پیش در دانشگاهی فعال بودم، نماینده رهبری با بنز رفت وآمد می کرد و محافظ داشت ولی رئیس دانشگاه پیکان و بدون محافظ
مقدار زیادی در حوزه حکومتی، مقاومت کردند در ارتباط با اینکه با پدیده های نو به گونه اجتهادی برخورد کنند
بیشتر از من دانشگاهی روحانیت است که بایستی به اقتضای زمان اندیشه ورزی کند
سبک زندگی روحانیت روی سبک زندگی مردم اثر نمی گذارد بلکه روی ایمان آنان اثر می گذارد
به میزانی که رابطه مرجعیت و روحانیت با مردم ضعیف شده باشد به همان میزان شما انتظار رفتارهای انحرافی را در جامعه داشته باشید

روحانیت در حال از دست دادن سرمایه اجتماعی است/

حوزه علم دینی شاید دیگر نمی تواند حکیم متعلم مانند مرحوم علامه طباطبایی ارایه دهد
روش های تدریس در حوزه بسیار بی رمق شده است
مدرک گرایی در حوزه ها بسیار بیشتر از دانشگاهیان است
بخش هایی از روحانیت جنبه کالایی پیدا کرده و برای تأمین حقوق و مزایا از رانت ها استفاده می کند
روحانیت اکنون یک ماشین سیاسی شده و سواری سیاسی می دهد
یک مشکل علمای دین “تغییر” است هنوز بخشی از آنها از تغییر در این عالم بی خبر هستند
نهاد روحانیت مرتب در حال از دست دادن سرمایه اجتماعی و اعتماد و پیوند خود با مردم است
محبوبیت و تأثیرگذاری روحانیت در میان مردم کاهش پیدا کرده
دولتی شدن، امتیازات چندگانه رانتی و تبدیل شدن به طبقات ممتاز ؛ مهم ترین چالش های علمای دینی
گذشت آن دوره که یک روحانی محل مراجعه همه مسایل مردم باشد
وقتی یک روحانی به مخالف خود کینه توزی می کند و او را از حقوقش مرحوم می کند مردم به نهاد روحانیت بی اعتماد می شوند
برخی علمای شیعه نسبت به حقوق اهل سنت که در همین ایران زندگی می کنند توجه چندانی ندارند
اگر روحانیت لطمه ببیند و مخدوش شود به دست خود روحانیت است
علمای دین باید یاد بگیرند که چطور زندگی و با مردم رفتار کنند، وجود یک عامل حکومت آنها را کرخت نکند
امروز روحانیت باید گزارش اجتماعی به جامعه دهد، اما حوزه علمیه گزارش اجتماعی به مردم نمی دهد
حوزه در برخی بخش ها شفافیت ندارد
خرج و مخارج سازمان های دینی چه مقدار برای جامعه شفاف است؟
نهاد روحانیت باید در مورد پیش نمازهای مساجد یک کار کیفی کند
در حال حاضر دین در مکان همسایگی با نهادی دیگر است
دین در آینده خواهد بود ولی درک مردم از آن تغییر و عملکرد آن توسعه پیدا می کند
سازمان روحانیت در تلاطم های بسیار بزرگی قرار می گیرد و تغییرات بسیار جدی را معروض می شود
متاسفانه در مقایسه با سازمان های دیگر دینی در مذاهب دیگر و جوامع دیگر بسیار عقب ماندیم
در فقه زنان بسیاری از مسایل حل نشده است

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

دیدگاه دکتر شریعتی درمورد دموکراسی غربی

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب "امت و امامت" دکتر علی شریعتی که مجموعه سخنرانی ها و درس های او در سال 1348 خورشیدی در حسینه ی ارشاد می باشد از رهگذر این گفتار که به بررسی جامعه شناختی اصل امامت شیعی می پردازد، نظام سیاسی و حکومتی ایده آل خود و نوع تعامل جامعه ی اسلامی )امت( را با حاکم اسلامی )امام( بررسی می کند. در این گفتار که هنوز پس از سی و چند سال تازه و امروزی است به نقد و تخطئه ی دموکراسی غربی پرداخته می شود و این نظام سیاسی حاصل سودجویی های تجار اروپایی و استعمارگران معرفی می شود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱
مm نصراصفهانی

چرادخترایران به سوی بی حجابی وپوشیدن مانتوی بازکه نمادبی حیایی است جذب می شوند؟

اینجا جمهوری اسلامی ایران است، چشمانت را به هر سمتی بچرخانی دخترانی را می‌بینی که گوش‌هایشان را از روسری یا شالشان بیرون انداخته‌اند، تاپ و شلواری پوشیده و پارچه ای روی خود انداخته‌اند که اسمش را می‌گذارند مانتو جلو باز، اخیراً نیز یک سمت از سر خود را کچل می‌کنند و موها را به سمت دیگر سرازیر، دیگر دوره مانتوهای کوتاه گذشته، بدحجابی کم کم به لباس‌های تنگ و چسبان و نوعی برهنگی رسیده است.

افزایش ۴۰ برابری گشت ارشاد و تصویب طرح صیانت از حریم عفاف و حجاب نیز تاکنون نتوانسته معضل بدحجابی را در کشور حل کند. سال‌هاست که یکی از دغدغه‌های اصلی و مؤکد جمهوری اسلامی وضعیت پوشش در جامعه و به خصوص پوشش زنان است.

با گذشت بیش از سه و نیم دهه از انقلاب اسلامی و با وجود دستگاه‌های عریض و طویل فراوان و صرف بودجه‌های هنگفت در بحث مقابله با بدحجابی، با توجه به وضعیت کنونی و نوع پوشش افراد در جامعه، اگر نگوییم تمامی سیاست‌ها در این زمینه با شکست مواجه شده، به جرأت می‌توان گفت بیشتر سیاست‌ها در بحث حجاب که اغلب دستوری و آمرانه است، با شکست رو به رو شده‌اند.

پافشاری کردن بر ظواهر و عدم توجه و ریشه‌ها و تعمیق باور به حجاب در افراد، انباشته کردن در و دیوارها از عکس‌ها و بنرها و شعارهای مختلف آن هم با رنگ و بوی سیاسی هیچ‌گاه وضعیت حجاب جامعه را بهبود نمی‌بخشد.

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

چراامام علی (ع) رانمی شناسیم..

امام علی علیه السلام در سخنان زیبای دکتر علی شریعتی

"... علی کسی است که، نه تنها با اندیشه و سخنش، بلکه با وجود و زندگی‌اش، به همه دردها و نیازها و همه احتیاج‌های چندگونه بشری، در همه دوره‌ها، پاسخ می‌دهد..."


"... هرکه علی‌وار زندگی کند و علی‌وار کار کند و علی‌وار سخن بگوید و علی‌وار بیندیشد، نمی‌تواند از سرنوشت محتوم علی‌وار بگریزد..."



"... علی... که همه ارزشها در برابرش بی‌مقدار می نماید و همه قدرتها و عظمتها در قیاسش ضعف و حقارت به نظر می‌آید..."



"... ارزش‌های علی در بی‌نیازتر بودنش از دیگران نیست، بلکه در احساس کردنِ نیازهای بلندتر و متعالی‌تر اوست نسبت به دیگران و همچنین در احساس نیازمندتر بودن و احساس کمبود بیشتر کردن او در هستی است؛ که دیگران چنین احساسی را ندارند..."


"... علی، مظهر توحید و انسانی که رسالت تاریخی تمامی پیامبران در او تجسم یافته و وجودش جوهر همه انقلاب‌های توحیدی است و گردابی است که تمامی ‌رودهایی که در طول تاریخ عدالت و آزادی و برابری بشری از انقلاب‌ها و نهضت‌ها سرچشمه گرفته و با جور و جبر و تبعیض در کشاکش بوده است در او می‌ریزد..."


"... به عنوان یک من علی‌وار: یک روح در چند بعد: خداوند سخن، بر منبر، خداوند پرستش در محراب؛ خداوند کار، در زمین؛ خداوند پیکار، در صحنه؛ خداوند وفا، در کنار محمد، خداوند مسئولیت در جامعه، خداوند قلم، در نهج‌البلاغه؛ خداوند پارسایی، در زندگی؛ خداوند دانش، در اسلام؛ خداوند انقلاب، در زمان؛ خداوند عدل، در حکومت؛ خداوند پدری و انسان‌پروری، در خانه؛ و... بنده خدا، در همه‌جا، در همه وقت!..."


"... سخن گفتن درباره علی (ع) بی‌نهایت دشوار است، زیرا به عقیده من، علی (ع) یک قهرمان یا یک شخصیت تاریخی تنها نیست. هر کس درباره علی (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسی کند، خود را نه تنها در برابر یک فرد، یک فرد برجسته انسانی در تاریخ می‌بیند، بلکه خود را در برابر معجزه‌ای و حتا در برابر یک مساله علمی، یک معمای علمی «‌این خلقت» احساس می‌کند. بنابراین درباره علی (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه که در وهله اول به ذهن می‌آید، درباره یک شخصیت بزرگ سخن گفتن نیست، بلکه درباره معجزه‌ای است که به نام انسان و به صورت انسان در تاریخ متجلی شده است.


علی (ع) یکی از شخصیت‌های بزرگی است که به نظر من بزرگترین شخصیت انسانی است (پیغمبر (ص) را باید جدا کرد که رسالت خاصی دارد) که از همه وقت، امروز ناشناخته می‌بود، بدشناخته‌تر است که کیست، محققین او را برای اولین بار می‌شناختند.


گاه علی (ع) را که توی این جنگ‌ها یک قهرمان شمشیرزن است، توی شهر یک سیاستمدار پرتلاش حساس است و توی زندگی یک پدر و یک همسر بسیار مهربان و بسیار دقیق است و یک انسان زندگی است و در همه ابعادش می‌بینیم، تاریخ می‌گوید، تنها در نیمه‌ شب‌ها، توی نخلستانهای اطراف مدینه می‌رفته و نگاه می‌کرده که کسی نبیند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو می‌برده و می‌نالیده! هرگز، من نمی‌توانم قبول کنم که رنج‌های مدینه و رنج‌های عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامی و حتا یارانش، این روحی را که از همه این آفرینش بزرگ‌تر است وادار به چنین نالیدنی بکند، هرگز!


درد علی (ع) خیلی بزرگ‌تر است و آن درد خیلی باید درد نیرومندی باشد، که این روح را این اندازه بی‌تاب بکند! مسلما این همان درد انسانی است که خود را در این عالم زندانی می‌بیند، انسانی است که خود را بیشتر از این عالم می‌بیند و احساس خفقان در این عالم می‌کند.


مسلما هر کسی که انسان‌تر است، پیش از آنچه هست در خود نیاز احساس می‌کند، انسان است، این است که می‌بینیم علی (ع) قهرمان متعالی سخن گفتن و زیبا سخن گفتن و پاک سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالی شهامت و گستاخی در جنگ است، نمونه عالی پاکی روح در حد اساطیر و تخیل فرضی انسان در طول تاریخ است، نمونه اعلای محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالی دوست داشتن در حد نمونه‌های اساطیری است، نمونه عالی عدل خشک دقیقی است که حتا برای مرد خوبی مانند عقیل ـ برادرش - قابل تحمل نیست، نمونه اعلای تحمل است در جایی که تحمل نکردن، خیانت است و نمونه اعلای همه زیبایی‌هایی است و همه فضایلی است که انسان همواره نیازمندش بوده و ندانسته.


علی (ع) نه تنها امام است، در طول تاریخ هیچ شخصیتی با این امتیاز را نداشته که یک خانواده امام (ع) است، یعنی خانواده اساطیری است، خانواده‌ای که پدر علی (ع) است، مادر زهرا (س) است، پسر آن خانواده حسین (ع) [و حسن (ع)] است و دختر آن خانواده زینب (س) است.

چهره هایی که می‌خواهم، در قرن بیستم، به عنوان سمبل و تجسم یک ایدئولوژی مطرح و عنوا کنم، دارای این خصوصیات است. البته این کامل‌ترین خصوصیاتش نیست، اما اساسی‌ترین آنهاست

علی (ع) نخستین نسل در انقلاب اسلامی، علی (ع) در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پیغمبر (ص) و علی (ع)، علی (ع) مظهر جهاد و رهبری جنگ، علی (ع)، ‌مرد سیاست و مسؤولیت اجتماعی، علی (ع) مرد کار یدی، کشاورزی و تولید، علی (ع) ‌مظهر نثر و شعر علی (ع) بهترین سخنور و سخنگو، علی (ع) ‌فیلسوف، علی (ع) مظهر بینش‌ها و ابعاد متضاد، علی (ع) ‌زهد انقلابی و عبادت، ‌تکیه بر عدالت، علی (ع) تساوی در مصرف، علی (ع) امام و مظهر حقیقت‌ها و ارزش‌ها، علی (ع) نفی مصلحت به خاطر حقیقت، نفی شخصیت، علی (ع) انسان‌دوستی.


ما ملتی که افتخار بزرگ انتصاب به علی (ع) و مکتب علی (ع) را داریم و این بزرگترین افتخار تاریخی است که می‌تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترین سرمایه، امیدی است که می‌تواند به وسیله آن نجات پیدا کرده، ‌به آگاهی، بیداری، حرکت و رهایی برسد، اما در عین حال می‌بینیم که با داشتن علی (ع) و با داشتن «عشق به علی» هم نرسیده‌ایم!

در صورتی که «شیعه علی (ع) بودن» از «چون علی (ع) عمل کردن» شروع می‌شود و این مرحله‌ای است پس از شناخت و پس از عشق.

بنابراین ما یک ملت «دوستدار علی (ع) » ‌هستیم، اما نه «شیعه علی (ع) »‌! چراکه شیعه علی (ع) همچنان که گفتم علی (ع) ‌وار بودن، علی (ع) ‌وار اندیشیدن، علی (ع) ‌وار احساس کردن در برابر جامعه، ‌علی (ع) وار مسؤولیت احساس کردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علی (ع) ‌وار زیستن، علی (ع) ‌وار پرستیدن و علی (ع) ‌وار خدمت کردن است..."



علی، حقیقتی بر گونه اساطیر
"... علی ، رب النوع انواع گوناگون عظمت ها، قداست ها ، زیبایی ها و احساس های مطلق است. ازآن گونه مطلق هایی که بشر همواره دغدغه دیدن و پرستیدنش را داشته ، وهرگز نبوده ، ومعتقد شده که ممکن نیست درکالبد یک انسان تحقق پیدا کند ، و ناچار ، می ساخته است.

علی در همان حد مطلقی که پرومته در اساطیر ، روح تشنه و محتاج انسان را از فداکاری اشباع می کرده ، و دموستنس از قدرت و صداقت و لطف سخن، و هرکول از قدرت و نیرومندی جسم ، و خدایان دیگر از نهایت رقت و محبت و لطافت روح ، همه را در یک رب النوع جمع می کند . علی ، نیازهای را که در طول تاریخ، انسان ها را به خلق نمونه های خیالی ، و به ساختن الهه ها و رب النوع های فرضی می کشانده ، در تاریخ امروز اشباع می کند.

و از همه شگفت همه فضایل مطلقی را که ما ناچار در اسطوره ها و رب النوع ، حتی فرضی ، قابل جمع نیست ، در یک اندام عینی جمع کرده است. جنگ هایش را ملاحضه می کنیم و او را مانند یک رب النوع اساطیری می یابیم که با خون ریزی و بی باکی و نیرومندی شدید در حد مطلق پیکار می کند. به طوری که نیاز انسان را به داشتن و بودن یک احساس قدرت مطلق بشری، سیراب میکند.

و در کوفه ،در برابر یک یتیم ، چنان ضعیف و چنان لرزان و چنان پریشان می شود که رفیق ترین احساس یک مادر را به صورت اساطیری نشان می دهد. و در مبارزه با دشمن چنان بی باکی و خشونت به خرج می دهد. که مظهر خشونت شمشیر است . و شمشیرش ( ذوالفقار) مظهر برندگی و خون ریزی و بی رحمی نسبت به دشمن در مبارزه است. و در داخل ، از این نرمتر، و از صمیمی تر ، و از این پرگذشت تر پیدا نمیشود.

در جای دیگر، علی وقتی می بیند اگر بخواهد به خاطر احقاق حقش شمشیر بکشد. مرکز خلافت و قدرت اسلامی متلاشی می شود. و وحدت مسلمین بر باد می رود ، ناگزیر صبر می کند ، یک ربع قرن صبر می کند و با شرایطی و در وضعی زندگی می کند که دست احساس پرومته ی به زنجیر کشیده را در انسان به وجود می آورد . اما علی، به خاطر انسان ، این زنجیر را خود بر اندامش می پیچد. یک ربع قرن خاموشی از طرف روحی که همواره بی قرار است و از ده سالگی وارد نهضت اسلام شده ، به تعبیر خودش صبری با طعم احساس انسانی است که "خار در چشم و استخوان در گلو" است..."



چهره علی علیه السلام

"... چهره‌ی "علی" در روشنایی، زیبا و خدایی است. به تو و من، بی‌مذهب و مذهبی، هر دو،علی را در تاریکی نشان داده‌اند..."



درد علی علیه السلام

"... درد علی دو گونه است :
یک درد. دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می‌کند. و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه‌شب‌های خاموش به دل نخلستان‌های اطراف مدینه کشانده... و به ناله در آورده است.
ما تنها بر دردی می‌گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق‌اش احساس می‌کند.
اما، این درد علی نیست.
دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است،تنهائی است. که ما آن‌را نمی‌شناسیم!!
باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را...
که علی درد شمشیر را احساس نمی‌کند.
و...ما...
درد علی را احساس نمی‌کنیم..."


سکوت
"... مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت؟
باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید؟
او با علی آشناتر است..."


علی من ...

"... این علی که شما وصفش می‌کنید همان رستم خودمان است که آرایش اسلامی‌اش کرده‌اید! این علی شما به درد صوفی‌ها و پهلوان‌ها می‌خورد و سمبل زورخانه و خانقاه شده است!

این علی‌ای نیست که من به او معتقدم، علی من آن علی است که در درون جامعه اسلامی، با منافق ستمکار، خواجه برده فروش و پارچه‌ورمال و استثمارگر، هر چند مسلمان هم باشد، به خاطر اسلام مبارزه می‌کند. و او مردی است که چهار هزار نفر مقدس دعاخوان نالان در پیشگاه خداوند را، که جای سجده در پیشانی‌شان نمایان است و در میان‌شان حافظ قرآن بسیار، یک جا با شمشیر نابود می‌کند. چه کسی جرئت این کار را داشت و دارد؟!..."

 

"... و تو ای علی! ای شیر! مرد خدا و مردم، ربّ النوع عشق و شمشیر! ما شایستگی "شناخت تو" را ازدست داده‌ایم. شناخت تو را از مغز‌های ما برده‌اند، اما "عشق تو " را، علی‌رغم روزگار، در عمق وجدان خویش، در پس پرده‌های دل خویش، هم‌چنان مشتعل نگاه داشته‌ایم، چگونه تو عاشقان خویش را در خواری رها می‌کنی؟ تو ستمی را بر یک زن یهودی، که در ذِمّه حکومت‌ات می‌زیست، تاب نیاوردی، و اکنون، مسلمانان را در ذمه‌ی یهود ببین. و ببین که بر آنان چه می‌گذرد! ای صاحب آن بازو، که یک ضربه‌اش از عبادت هر دو جهان برتر است، ضربه‌ای دیگر!..."

 

"... امام علی را باید از دولاشاپلی پرسید که دوازده سال است شب و روز درباره او میاندیشد و نهج‌البلاغه‌اش را بزبان خود تدوین کرده و افکار و حالات و زندگی و رنجها و دردها و گرفتاریهایش را در این کوفه پلید پردشمن پست می‌داند و می‌داند که این «خونریز خشمگین صحنه پیکار» چه شد که «سوخته خاموش خلوت محراب» شد ؟ این شیر خدا در این نخلستان خاموش چرا تنها مینالد ؟ چرا سر در حلقوم چاه برده است ؟ دردش چیست ؟ نه از آن عربی که تولیت حرم او را دارد و هر روز ضریحش را گردگیری می‌کند و آب و جارو و گلاب و فرش و پرده و نذر و نذور و شمع و مُهر و تسبیح و..."


"... آن انسان شگفتی که سینه‌اش انبوه فشرده‌ای از آگاهی‌ها است و اندیشه‌اش به راه‌های آسمان آشناتر است از راه‌های زمین او است که ناگهان از بستر نرمِ خانه، نیمه‌های شب می‌گریزد و سینه‌اش خفقان می‌گیرد و به نخلستان‌های حومه‌ی شهر پناه می‌برد و در دل شب، از درد و حیرت و هراس در برابر ملکوت، عظمت وجود و جمال و جاذبه‌ی خدا و حقارت و نیاز خویش، ناله برمی‌دارد و از هوش می‌رود..."
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

وقتی سلمان فارسی پیشنهاد حفر خندق در اطراف مدینه را داد؛

سخنان جالب نماینده سوریه در سازمان ملل خطاب به سعودی:

وقتی سلمان فارسی پیشنهاد حفر خندق در اطراف مدینه را داد؛
این هم دخالت ایران در امور اعراب بود؟
آیا آن زمان فرمانده سپاه ایرانی نبود؟

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

رازهای رهایی یوسف از دام شهوت یا نسخه شفابخش قرآنی برای جوانان.

تصویر مرتبط

همه ما در باره داستان زندگی حضرت یوسف(ع) مطالب فراوانی خوانده ایم اما آنچیزی که حائز اهمیت است این می باشد که گرچه کاری که یوسف کرد، همه‌اش در چند دقیقه اتفاق افتاد اما آن، کار بزرگی بود که نماد پاکی و پاکدامنی شد و در همین داستان و در سیره یوسف(ع) نکاتی مهم و کلیدی وجود دارد که می‌تواند برای پیروان حقیقت، در پاکدامنی و عفت کارگشا باشد.

یکی از امتحان های سخت که امروز در فضای جامعه پیش روی جوانان مومن و متدین است، حفظ نگاه از حرام و حفظ خود از دام های شهوانی است، ما در اینجا می خواهیم از یوسف پیامبر که الگوی قرآنی در سربلند بیرون آمدن از این امتحان است و نسخه شفا بخش آیات قرآن در این موضوع الهام بگیریم و با ییان چند نکته نسخه ای برای جوانانی که دغدغه سربلند بیرون آمدن از این امتحان الهی در این دوره و زمان دارند ارائه نماییم.

۱- مهم‌ترین نکته این است که یوسف(ع) شخصیت خود را چنان با صفات عالیه و افکار بلند پرورانده بود که پستی گناه را بر دامن خود ننگ می‌دانست و باز، همه راز آن دم‌خور شدن با عبادت و ارتباط با خداست که او بلندمرتبه است و ارتباط با او انسان را به اوج می‌برد.

۲- او به خدای خود به چشم معشوقی می‌نگریست که ترجیح می‌داد با او و در زندان باشد تا بی‌او و در آغوش زلیخا! آری، هیچ‌چیز ارزش آن را ندارد که ما آن معشوق بی‌نقص را برنجانیم و از خود برانیم.

۳- مخمصه‌ای که یوسف در آن گرفتار آمد، از مهم‌ترین مخمصه‌هایی است که می‌تواند در یک دام شهوانی وجود داشته باشد، بنابراین کسی که بتواند از چنین مهلکه‌ای برهد، از دام شیطان رسته است؛ یوسف در اوج جوانی است و زلیخا زن صاحب جمال و مال و منالی است که خود از او تقاضا کرده و شرایط را فراهم کرده و حتی به او امر کرده و دیگر آنکه او را در این وضعیت حبس کرده است تا همه‌جور بهانه‌ای برای روشن‌شدن آتش شهوت وجود داشته باشد.

اما نکته همین‌جاست که کسی که به‌راستی دل در گرو یار حقیقی داشته باشد، با وجود چنین وضعیتی باز، همه‌چیز را تمام و همه درها را بسته نمی‌بیند، زیرا معشوق ما معشوقی است که می‌تواند هر در بسته‌ای را برایمان باز کند؛ به شرطی که وفاداری‌مان را به او ثابت کنیم.

۴- نکته همان است که ما باید یک دوره در نمازها و عبادت‌ها و رازونیازها و کارها، خودمان را به او نشان دهیم تا روزی‌مان کند در چنین موقعیتی که موقعیت درجه گرفتن و رهاشدن و انتخاب شدن است. نام او را بر زبان بیاوریم تا آتش شهوت دیگر در ما کارگر نباشد و آتش مهیا شده شیطان بر ما سرد و گلستان شود.

آیه‌ای از قرآن کریم می‌گوید: ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذاهم مبصرون۱

یعنی اهل تقوا در زمان مواجهه با شیطان به یاد خدا می‌افتند تا شهوتی که چشم انسان را کور می‌کند، دیگر کارگر نباشد و چشم آن‌ها به نور ذکر و یاد مقلب‌القلوب، بینا شود.

۵- می‌گویند در آن اوج که زلیخا در پی آماده‌کردن یوسف با سخن‌های آن‌چنانی بود، به او گفت: چه چشم‌های زیبایی داری که او پاسخ داد: اولین جایی که از من در خانه قبر از بین می‌رود، همین چشم‌های من است.

امیرالمؤمنین(ع) فرموده است: اکثروا ذکرالموت فانه هادم‌اللذات، حائل بینکم و بین‌الشهوات۲

یاد کنید آنچه رنگ و لعاب لذت‌های حرام را از چشم شما می‌اندازد و بین شما و آن، حائل می‌شود که آن یاد مرگ است؛ لحظه‌ای که دیگر اثر آنی لذت‌های حرام از بین رفته و تنها حسرت و سرافکندگی ابدی‌اش برای ما باقی مانده است۳، ماییم و پیشگاه او و شرم گناه که البته این خود عذابی دردناک‌تر از آتش است که آن دلدار خوبان روی از ما برگرداند و ما هیچ راه بازگشتی نداشته باشیم.

۶- او را همیشه با خود ببینید و بدانید که «هو معکم اینماکنتم»۴ که او از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است. اگر شما او را نمی‌بینید، او شما را می‌بیند و حتی خاموش‌ترین صدای اعماق درون شما را می‌شنود، صدایی که شاید گاهی خودتان هم نشنوید و اینکه مظاهر و جلوه‌های او که اهل بیت‌ علیهم‌الاسلام هستند، فرموده‌اند که هیچ‌گاه از ما روی نگردانید، حتی در‌حالی‌ که گناه می‌کنید! باشد که بارقه‌ای از نور وجود ما بر بخشی از دل شما که آیینگی خود را از دست نداده است، بتابد و شما را از تاریکی رها سازد.(روزی به دوستان هیئتی این نکته را متذکر می‌شدم که می‌خواهید بدانید این یاحسین و یافاطمه و یامهدی‌گفتن‌های شما چقدر واقعی است و در دل و جان شما ریشه دارد؛ اگر بتوانید در اوج هجوم شهوت و رویارویی با شیطان، باز این اذکار را بر لب داشته باشید، حقیقتا اهل این ذکرها هستید).

امام صادق(ع) می‌فرمایند: آن لحظه که زلیخا خود را برای یوسف(ع) آماده می‌کرد، تکه‌ پارچه‌ای روی بتش که در آن مکان بود، انداخت. یوسف از او پرسید چه می‌کنی، گفت: از این بت حیا می‌کنم! یوسف گفت: چگونه تو از بتی که نه می‌بیند و نه می‌شنود، شرم می‌کنی و من از پروردگارم، از خدای آسمان و زمین که قادر و قاهر است و ما و تمام موجودات را می‌بیند، شرم نکنم!۵

۷- در این‌گونه مواقع که بساط گناه فراهم است، باید بتوانید خود را در آغوش خدا بیندازید؛ چراکه در چنین جایی انسان از یکی از این دو آغوش ناگزیر است! یا آغوش سیاه گناه یا آغوش خدای مهربان و اگر شما از پیش، امنی با گرمی و لطف آغوش او نداشته باشید، سخت است اگر نگوییم ناممکن! رستن از آغوش آتشین شیطان؛ یوسف در آن لحظه خود را در آغوش یارش انداخت و به آغوش عصمت‌آفرین و سلامت‌بخش خدای مهربان پناه برد و گفت: معاذا...! سپس گفت: انه ربی احسن مثوای!

گفت بر هر خوان که بنشستم، خدا رزاق بود؛ او خدای من است که من عمری سر سفره محبت و احسان او بزرگ شده‌ام، من نمک‌خور و نمکدان‌شکن نیستم! سپس گفت: انه لا یفلح الظالمون! خدای من گناهکاران را رستگار نمی‌کند.

۸- برای کسانی که می‌خواهند توفیق یادکردن خدای تعالی را در همچنین مواقعی داشته باشند، خود این آیه شریفه قرآن که ذکر یوسف پاک در آن لحظه است، ذکری الهام‌بخش و بازکننده درهای بسته شهوت از جلوی مایی است که می‌خواهیم در چنان لحظه‌ای به سمت او فرار کنیم؛ انه ربی احسن مثوای، انه لا یفلح الظالمون.

-------------------------
پی نوشت:

۱- سوره مبارکه اعراف، آیه ۲۰۱
۲- امالی، محمد‌بن‌محمد‌بن‌النعمان العکبری‌البغدادی، ترجمه حسین استادولی، ص۲۶۴
۳- قال الصادق علیه‌السلام: کم من نظره اورثت حسره طویله!؛ چه بسا نگاه‌های آلوده که حسرت‌هایی طولانی برای شخص به ارث می‌گذارند. میزان‌الحکمه، (نظر)
۴- سوره مبارکه حدید، آیه۴
۵- لما همت و همه بها قامت الی صنم فی بیتها-فالقت علیه الملاءه لها- فقال لها یوسف: ما تعملین؟ قالت: القی علی هذا الصنم ثوبا لا یرانا! – فانی استحیی منه، فقال یوسف: فانت تسحین من صنم لا یسمع و لا یبصر- و لااستحیی انا من ربی!- فوثب و عدا و عدت من خلفه. تفسیر قمی، ج۱، ص
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مm نصراصفهانی

چرا بعضی ایرانی ها غرب زده اند؟!.

غرب عزم خود را برای تحمیل ارزشهای لیبرالیسم در جوامع هدف به خصوص کشورهای در حال توسعه جزم کرده است. "برابری جنسیتی"، "توانمندسازی زنان" و "حقوق بشر زنان و دختران" واژه های فریب آمیزی هستند که این روزها به‌عنوان پوششی برای ترویج فرهنگ منحط غربی در سراسر جهان به‌کار گرفته می‌شوند.


بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند بی ارزش کردن و به ورطه نابودی کشاندن نهاد خانواده یکی از مهمترین اهدافی است که نهاد های بین المللی همچون "زنان ملل متحد" در یک جامعه اسلامی مثل ایران دنبال می‌کنند. تلاش هایی که البته بی ثمر نبوده و بر روی قشری از مردم ایران تاثیر گذار بوده است.

شلوارهای فاق کوتاه، موهای سیخ سیخ ژل زده، تی شرتهای تنگ و… پوشش جوانانی از این مرز و بوم است که به جای ظهور استعدادهایشان در فرآیند پیشرفت کشور ، ترجیح داده اند خود را در مد و لباسهای بی هویت غربی پنهان کنند. چرا؟! …

عده ای به جای اندیشیدن به این سوال آنها را به عقده های روانی و شخصیتی متهم می کنند ، عده ای نسخه های سخت می نویسند و عده ای هم آنها را از هر مسئولیتی در قبال خود و جامعه مبرا می دانند. کار ما معرفی مقصر و تبرئه کسی نیست. انعکاس، ایجاد سوال و دعوت به تفکر است. از همین رو امیدواریم مسئولان فرهنگی نیز به مسئولیت های خود بیشتر بیندیشند …

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱
مm نصراصفهانی