دختر ها چند دسته اند :

1 - بعضی ها به هیچ وجه حاضر نیستن با طلبه ازدواج کنند.

2- بعضی ها حاضر به ازدواج با طلبه هستند اما اگه غیر طلبه پیدا بشه اونو به طلبه ترجیح میدن

3 - بعضی دختر ها حاضرن زن یه آخوند بشن اما از بین یک خاستگار اخوند و یک خاستگار معمولی خاستگار اخوند رو ترجیح میدن.

4 - بعضی ها فقط و فقط دوست دارن با طلبه و روحانی ازدواج کنن.


************************


سید عباس سید نژاد در آب و نان نوشت


ازدواج اقشاری از جمله مسایلی است که در مطالعات علوم اجتماعی آن گونه باید و شاید به آن پرداخته نشده و بارها در دادگاه‌های خانواده مشاهده شده است که زن و شوهر به خاطر همین موضوع درخواست جدایی داده اند. ناسازگاری زن از شغل و حرفه‌ی همسرش از جمله مشکلاتی است که امروزه خانواده‌ها با آن درگیرند. اما از طرفی علاقه افراد به ازدواج  با فردی از یک قشر خاص را نمی شود نادیده گرفت.

یکی از آن موارد ازدواج با یک طلبه است. با توجه به مطالب قبلی که اینجا، اینجا و اینجا  نوشته بودم، وقتی نگاهی به کامنت ها و دغدغه‌های دختر خانم‌های گرامی کردم، یک مسئله خیلی به چشم می‌خورد و آن طرح این سوال است که؛ دخترها چگونه باید با خانواده یک طلبه ارتباط برقرار کنند وبه آن‌ها بگویند علاقه دارند همسر یک طلبه شوند؟ یا راه‌های ارتباط با یک طلبه برای ازدواج چیست؟

سوال، مهم و دغدغده، به‌جایی است؛

از آن‌جایی که نحوه ارتباط گیری طلبه‌ها با همسر آینده خود با سایر اقشار تفاوت دارد؛ مثلا آن‌ها اهل خیابان گردی نیستند ومعمولا به صورت تصادفی، نگاه لحظه‌ای و شخصا اقدام به پیدا کردن سوژه مناسب برای همسر آینده خود نمی‌کنند و سعی داشته حتی الامکان با واسطه این کار را انجام بدهند، برای همین لازم است در این باره روش های معقولی مورد بررسی قرار گیرد.

قبل از هرچیز یک طلبه بابد بداند، ازدواج او با یک دختر مذهبی، لازمه اش این است که دختر علاوه بر قبولی افکار و عقاید طلبگی، با مسلک طلبگی نیز آشنا باشد. چون همه ما می‌دانیم لزوما یک دختر مذهبی نمی‌تواند همسر مناسب برای یک طلبه باشد.

شیوه‌ی معرفی شدن یک دختر؛ همان طور که گفتم طلبه‌ها این دغدغه رادارند که شخص، اهل زندگی با یک طلبه  باشد و از همه مهمتر این علاقه را داشته باشد پس  لازم است دختر برای ازدواج با طلبه شخصا اعلان علاقه و آمادگی  کند. او می‌تواند در محفل‌های علمی مثل دبیرستان و دانشگاه، یا محفل‌های مذهبی مثل هیئت‌ها و زندگی اجتماعی به دوستان خاص خود بگوید و رسما بیان کند که به این نوع زندگی علاقه مند است. این کار می تواند با واسطه باعث شده این علاقه و آمادگی به گوش طلبه‌هایی که مستعدازدواج هستند برسد.

پیشنهاد به خانواده؛ اگر چه حیا و عفت دختر مانع از این می‌شود که مستقیما به پدر و مادر و خانواده خود بگوید ولی با توجه به محدودیت شیوه‌های آشنایی طلبه‌ها و چراغ سبز نشان دادن والدین به خواستگارها، گاهی لازم است مستقیم و غیر مستقیم بیان شود تا واقعا پدر و مادر بدانند.

شیوه بزرگان؛ چه خوب است وقتی پدر و مادر علاقه دختر خود را درک کردند، خودشان دنبال یک طلبه خوب و مناسب باشند و با توجه به فرهنگ ایرانی و رعایت رسومات درست، اسباب ازدواج آن دو را فراهم کنند. این شیوه خیلی از بزرگان بوده است(پاورقی)

ارتباط با همسر طلبه ها؛ همانطور که قبلا اشاره کردم، دختران می توانند با همسر طلبه‌ها آشنا شوند و باب رفاقت و دوستی را باز کرده که این کار علاوه بر آشنایی دختر به زندگی طلبگی، با وساطت همسر دوستش، اسباب معرفی خود را به طلبه ها فراهم کند.

رفت و آمد خانوادگی با طلبه‌ها؛ بدون شک ارتباط گیری و رفت و آمد خانوادگی با خانواده طلاب و برگزاری مهمانی ویژگی خاصی دارد. متاسفانه این کار خیلی از طرف خانواده ها انجام  نمی گیرد. که بخشی از این اشکال متوجه خود طلبه‌ها است. متاسفانه ارتباط خانوادگی بین طلبه‌ها و مردم کمی ضعیف است. به هر حال این ارتباط زمینه آشنایی شده و مقدمات ازدواج با یک طلبه را فراهم می‌کند.

بیان فضایل دختر در محافل؛ باید عوامل معرفی یک دختر به اجتماع را  بررسی کرد. یک اشکال عمده‌ای که در بین دختران مذهبی وجود دارد، عدم شناخت دیگران به فضایل و خوبی‌های آن‌ها است؛ کاری که پیامبر اکرم(ص) بارها در مورد دخترش فاطمه انجام می‌دادند. متاسفانه دیده شده دختری زیبا، باتقوا، محجوب، خوش اخلاق و… به دلیل عدم شناخت دیگران تا سنین بالا در خانه پدر مانده و بعضا موفق به ازدواج نشده‌اند و این در کشور ما به یک معضل جدی تبدیل شده است. البته این مورد منحصر به ازدواج طلبگی نیست ولی بدون شک ذکر همه این فضایل در کنار ابراز علاقه وی به طلبه ممکن است به راحتی مقدمات ازدواج با یک طلبه را فراهم کند.
با توجه به همه‌ی این نظرها و پیشنهادها معتقدم ، اگر انسان زندگی امام زمان (عج) پسندانه‌ی داشته باشد و در کنار آن توسل و توکل، خداوند سعادت زندگی او را مقدر می‌کند و این لزوما با ازدواج با یک طلبه شکل نمی‌گیرد چرا که دخترها باید توجه داشته باشند که عنوان طلبه داشتن دلیل خوشبختی و سعادت زندگی با او نیست. این یک مسئله کلی است و شامل همه اقشار جامعه می‌شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرحوم کاشف الغطا وقتی می‌خواست برای تدریس برود،‌ مشاهده کرد که دخترش موی سر خود را شانه می‌کند. حس کرد که او نیازبه شوهر دارد. لذا روی منبر،  بعد از درس گفتند:  من  دختری دارم و قصد دارم او را به یک طلبه متدین بدهم. مرحوم آقا شیخ محمدتقی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» صاحب مسترشدین ایستاد و نشست. به او گفتند به خانه بیا و او هم به خانه آمد. کاشف الغطا به او گفت چه داری؟ او گفت هیچ ندارم الاّ چند کتابی که در حجره است. گفت صبر کن تا از دختر بپرسم. به دختر گفت این جوانی که به خواستگاری تو آمده، از شاگردان خوب و متدین من است. آیا حاضری با او ازدواج کنی. دختر ساکت شد. کاشف الغطا هم به آقا شیخ محمدتقی گفت که دخترم حاضر است و چیزی هم نمی‌خواهیم. در خانه‌ی ما یک اتاق اضافه هست و همین اتاق را امشب برای تو حجله می‌کنم. همان وقت عقد را خواند و یک جهیزیه‌ی ضروری در اطاق به عنوان جهیزیه گذاشت و آنها شب به حجله رفتند. قبل از اذان صبح مرحوم کاشف‌الغطا در زدند و گفتند برای شما آب گرم کردم. غسل کنید تا نماز شبتان از بین نرود. آنها هم غسل کردند و این زن و شوهر رسیدند به آنجا که مجتهدین و مراجع تقلیدی تحویل جامعه دادند