عربگری:

مورد (4): ظهار کردن همسر

الَّذِینَ یُظَاهِرُونَ مِنکُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِی وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَیَقُولُونَ مُنکَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ

﴿آیه 2 مجادله﴾
از میان شما کسانى که زنانشان را ظهار مى‏کنند آنان مادران شان نیستند مادران آنها تنها کسانى‏ اند که ایشان را زاده ‏اند و قطعا آنها سخنى زشت و باطل مى‏گویند و خدا مسلما درگذرنده آمرزنده است؟؟؟


چه دلیلی وجود دارد که آنچه را که در مورد ظهار کردن همسر می گویند درست باشد؟
اصولا چه جایی از اعراب دارد که در جامعه شدیدا مردسالار، مرد چنان از دست زنش ذله شده باشد که وی را چنین تحریم از نزدیکی و مقاربت کند؟
مگر قانونی که نزد خدا وجود ندارد با به زبان آوردن و اقرار یک مرد مثلا احمق، تبدیل به قانون شده و به دلیل ظالمانه بودنش برایش حکم جزا هم نازل می شود؟
آیا وقتی مثلا یک مرد به زنش بگوید تو دروغگو هستی وی دروغگو می شود؟
بر فرض محال که تصور کنیم تفسیر و ترجمه آقایان درست باشد، عملی که قید کرده اند چه ارتباط ریشه ای با «ظ ه ر» دارد مگر فرزند از پشت زن زاده می شود یا در پشت وی رشد می کند؟ چرا از کلمه ای با مسمای دیگری استفاده نشده است؟
...


مورد (5): خانه عنکبوت
مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاء کَمَثَلِ الْعَنکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنکَبُوتِ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ
﴿آیه 41 عنکبوت﴾
داستان کسانى که غیر از خدا دوستانى اختیار کرده ‏اند همچون عنکبوت است که خانه ‏اى براى خویش ساخته و در حقیقت اگر مى‏دانستند سست‏ ترین خانه ‏ها همان خانه عنکبوت است؟؟؟


چرا بر خلاف آیه 11 حجرات که خداوند، توهین و لقب بد دادن به یکدیگر را ممنوع کرده است ولی خودش اقدام به توهین به مخلوق زبان بسته خود می نماید؟
آیا عنکبوت مجرم است که چنین هتاکی می شود؟
آیا خانه عنکبوت به واقع، برخلاف یافته های علمی جدید، سست ترین خانه هاست؟ در اینصورت چرا قوی ترین حشرات نیز نمی توانند از این خانه سست بگریزند؟
آیا کلماتی چون «اوهن» و «عنکبوت» به درستی برای ما ترجمه شده اند و معنای دیگری برخلاف آنچه به ما شناسانده اند ندارند؟
...


مورد (5):صدای الاغ
وَاقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِکَ إِنَّ أَنکَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ
﴿آیه 19 لقمان﴾
و در راه‏ رفتن خود میانه‏ رو باش و صدایت را آهسته‏ ساز که بدترین صداها، صدای خران است؟؟؟



در این آیه نیز چرا بر خلاف آیه 11 حجرات که خداوند، توهین و لقب بد دادن به یکدیگر را ممنوع کرده است ولی خودش اقدام به توهین به مخلوق زبان بسته خود می نماید؟
آیا الاغ مجرم است که چنین هتاکی می شود؟
آیا صدای خر ، بدترین صداهاست؟ آیا به واقع صدایی بدتر از صدای خر شناخته نشده است؟
آیا کلماتی چون «انکر» و «حمیر» به درستی برای ما ترجمه شده اند و معنای دیگری برخلاف آنچه به ما شناسانده اند ندارند؟
رابطه الاغ با کلماتی همریشه با «ح م ر» چیست؟
...


اینها برخی از دغدغه هایی است که عقل سلیم می طلبد نه مردم خواب زده و اسیر و آلت دست شیطان، تا معانی واقعی قرآن را فراخوانی نموده و جهان را از کفر و ظلالت برهاند.


*******************

پاسخ


سلام
در مورد معنای لغت باید به متخصص آن یعنی لغت شناس برویم، ابن اثیر در کتاب معتبر نهایه در مورد ظهار مینویسد:
یقال: ظَاهَرَ الرجل من امرأته‏ ظِهَاراً. و تَظَهَّرَ، و تَظَاهَرَ إذا قال لها: أنت عَلَیَّ کظَهْرِ أمی. و کان فی الجاهلیة طلاقا. و قیل: إنّهم أرادوا: أنت علیَّ کبطن أمی: أی کجماعها، فکنوا بالظَّهْر عن البطن للمجاورة.
( النهایه فی غریب الحدیث و الاثر ج‏3 165)

ترجمه: اگر مردی به زنش بگوید: ظهرک کظهر امی، در جاهلیت طلاق محسوب میشده...
طریحی نیز تقریبا همین معنا را در مجمع البحرین کرده و چنین مینویسد:
و قد تکرر ذکر الظِّهَار کتابا و سنة و هو فی اللغة الرکوب على الظهر، و فی الشرع تشبیه الزوج المکلف منکوحته و لو مطلقة رجعیة و هی فی العدة بظهر محرمة أبدیة بنسب أو رضاع أو مصاهرة، کأن یقول لها" أَنْتِ عَلَیَ‏ کَظَهْرِ أِمِّی".
(مجمع البحرین ج‏3 391)

بنابراین معنای ظهار همین است...
این حکم مربوط به جاهلیت بوده و توسط اسلام برداشته شده و هر کس چنین کاری کند کفاره دارد.
برخی از احکام که بین مردم شایع بوده مثل عقد بیع و ازدواج و ... که مشکلی با احکام الهی نداشته توسط شرع تایید شده و اونایی که مشکل داشته مثل همین ظهار و برخی معاملات مانند ربا حرام شمرده شده.
اینکه انسان یه نسبت ناروا به کسی بده اون شخص عوض نمیشه! در جاهلیت ظهار حکم طلاق رو داشته، یعنی مهان طور که با جمله
انت طالق زن طلاق داده میشه، با جمله ظهرک کظهر امی زن را طلاق میدادند که نوعی بی اعتنایی به زن و توهین بود اما اسلام میگه اگه میخوای جدا بشید باید حقوق زن رو بدی و با احترام طلاقش بدی و نباید از اون دوری کنی و بلا تکلیف رهاش کنی.
فرزند از پشت زن نمیاد! همانطور که انسان از پشت مرکب برای سواری استفاده میکنه، عربها این جمله
(ظهرک کظهر امی) رو کنایه از استمتاع و جماع می اوردند.