فرمان امام علی به مالک اشتر نسبت به اعلامیه جهانی حقوق بشر دارای امتیازاتی است. در سال 1948 میلادی مقداری مواد حقوقی به عنوان اعلامیه جهانی حقوق بشر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب 48 از 58 عضو آن زمان در سازمان ملل رسید، و 8 عضو دیگر (روسیه شوروی، بیلوروسی، اوکرائین، چکسلواکی، یوگوسلاوی، لهستان، آفریقای جنوبی و عربستان حجاز که هریک برای خود دلیلی داشت، به این اعلامیه رای ممتنع دادند، و رای مخالف وجود نداشت، البته برای بررسی علل به وجود آمدن این اعلامیه تحقیقاتی جداگانه مورد نیاز است ولی در این مقداری مشروح در معانی این اعلامیه بحث خواهیم کرد، امتیازات بسیار مهمی که فرمان مبارک اعلامیه جهانی حقوق بشر دارد، فوق العاده جالب توجه است از آن جمله:
1- نخستین امتیاز در محتویات فرمان مبارک مشاهده می شود که هم کلیات حقوق زندگی اجتماعی انسان ها را در بر دارد و هم حقوق جان های آدمیان را که برای وصول به هدفی والاتر از زندگی طبیعی محض در این دنیا شگفته اند تامین می نماید. این همان مسئله رشد و کمال معنوی انسان ها است که مورد دستور و تاکید امیرالمومنین (ع) درفرمان مبارک است.
2-بنا به نقل «جرج جرداق» واضع اعلامیه جهانی حقوق بشر بیش از دو هزار متفکر جوامع و ملل مختلف دنیا بوده است، در صورتی که واضع فرمان مبارک یک نفر است که آن هم وجود نازنین امیر المومنین (ع) است.
3- اغلب وضع کنندگان اعلامیه مردمانی بوده اند که بار معیشت سالیان عمرشان را بر دوش ملل و جوامع خود حمل نموده، و بدون تحمل مشقت های تولید و استخراج معیشت از سنگلاخ طبیعت و روابط همنوعان خود، زندگی کرده اند، زندگی اینان کجا و زندگی واضع فرمان مبارک با کمر لیف خرمائی و کفش ها و پیراهن وصله خورده و تغذیه از نان جو و دیگر مواد پایین معیشت کجا؟!!
4- آگاهی و مراتب علمی و حکمی همه جانبه واضع فرمان مبارک درباره انسان به هیچ وجه با اطلاعات محدود واضعین اعلامیه که حقوقدانان معمولی بوده اند، قابل مقایسه نمی باشد حتی با قطع نظر از امامت و فوق طبیعی بودن پیشوایی آن بزرگوار، زیرا که او در همه ابعاد و طوفانهای زندگی، از کارگری در مزرعه و آبیاری آن و حفر چشمه های آب گرفته تا سخت ترین میدان های کارزار و محراب عبادت و مقام زمامداری با داشتن انواعی از قدرت، غوطه ور گشته و با ناب ترین و پر فروغ ترین چهره انسان کمال یافته بیرون آمده و در همه آن ابعاد و طوفانها علی بن ابیطالب (ع) بوده است، لذا مقام معرفتی و عملی و تکاپوی کمالی واضع فرمان مبارک به هیچ وجه با آن واضعین اعلامیه قابل مقایسه نمی باشد.
5- امیرالمومنین (ع) فرمان مبارک را در حدود 1329 سال پیش از زمان وضع اعلامیه صادر فرموده است
6- هزاران مجلد کتاب های مربوط به قانون و حقوق و دیگر قراردادهای اجتماعی و میلیونها مجلد کتاب مربوط به علوم انسانی در اختیار واضعین اعلامیه بوده است، آنان پس از بروز کاروانی انبوه از محصولات فکری نوابغ قرون و اعصار طولانی از «افلاطون» گرفته تا «ژان ژاک روسو» و «منتسکیو» و هزاران قانونگذار و حقوق دان اقدام به وضع اعلامیه کرده اند، در صورتی که امیرالمومنین (ع) یک معلم و مربی (پیامبر اعظم اسلام) و یک کتاب (قرآن) را در اختیار داشت.
7- شاید بتوان گفت: از با اهمیت ترین امتیازات فرمان مبارک این است که واضع فرمان مبارک یعنی امیرالمومنین (ع) پیش از همه تسلیم و مطیع فرمانی بوده است که خود آن را صادر فرموده است، یعنی آن بزرگ بزرگان در عین اعتلای مقام انسانی که داشته است و پس از پیامبر اکرم با شخصیت ترین و با عظمت ترین انسان تاریخ بوده در برابر قانونی که صادر فرموده همان تسلیم و خضوع را داشته است که از دیگر مردم جامعه آن را انتظار داشته است.
8- امتیازیست که همه آگاهان از وضع سیاسی و حقوقی شخصیت امیرالمومنین (ع) و دولت های امضا کننده اعلامیه جهانی حقوق بشر، می پذیرند و آن همان امتیازیست که آقای جرج جرداق تحت شماره (4) متذکر می شود و می گوید: اما تفاوت چهارم اینست که عمده و بزرگترین دولت های متحد که در وضع اعلامیه حقوق بشر شرکت نموده و آن را پذیرفته اند، همانان هستند که حقوق انسان ها را از آنان سلب می کنند. در صورتی که فرزند ابیطالب هر جا که قدم گذاشت و سخنش شنیده شد و شمشیرش با نور خورشید درخشیدن گرفت استبداد و انحصارطلبی را متلاشی ساخت، و زمین را برای حرکت انسان ها هموار نمود، سپس خودش در دفاع از حقوق افراد و جوامع شهید شد پس از آنکه در طول زندگیش هزار بار شهید شده بود.
منـابـع محمدتقی جعفری- حکمت اصول سیاسی اسلام- صفحه 109-110