« دخالت روم مسیحی بر تحریک یزیدبن معایویه برای قتل  امام حسین (ع)وشکل گیری حادثه عاشورا »



  فردی همانند معاویه دارای زندگی خبیثانه بود، یکی از اندیشمندان غربی گفته بود «باید مجسمه معاویه بن ابوسفیان را ساخت و در قلب اروپا نصب کرد، چرا که اگر این فرد نبود اسلام علوی همه اروپا را فرا‌ می‌گرفت، این فرد بود که سبب ایجاد اختلاف میان امت اسلامی و عقب ماندگی مسلمانان شد».

اعرا ب باهمه خباثی داشتند تا قبل از تصرف شام واشنایی  با فرهنگ رومی هرگاه درجنگ پیروز می شدندهیچگاه  سرسپاهیان دشمن خودرا نمیبردیدبلکه این بدعت را درآغاز سپاهایان امپراطور روم  اجرامی کردندکه هرگا درجنگی شرکت می کردند بعدازکشتار زیاد واتمام جنگ سر کشته هارامیبرید ونزد سردار یا امپراطورخود می بریدند.واین نکته ناگفته نماند قبل ازازواقعه عاشورا قصیر روم درنامه ها وپیک هایکه به دربار امویان فرستاده بودخواستار سرکوب قیام امام حسین(ع) به فیجع ترین شکل ممکن شده بود.

بهرحال یکی از بزرگترین فجایع بشری در ۱۰ محرم سال ۶۱ هـ ق در سرزمین کربلا توسط امویان به وقوع پیوست هنوز نیم قرنی از رحلت پیامبر اسلام سپری نشده بود که فرزند دختر آن بزرگوار را امت خودش به دستور کسی که جانشین ظاهری آن حضرت بود به شهادت رساندند و فجایع عظیم دیگری از جمله بریدن سر کشته‌ها و غارت اموال و به اسارت گرفتن اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ مبادرت ورزیدند.


وقایعی که بعد از شهادت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از کربلا تا مدینه برای اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ اتفاق افتاد خیلی بیشتر از آنست که بتوان آنها را در پاسخ یک سؤال و بطور مختصر بیان نمود. همچنین بیشتر وقایع را ثبت نکرده‌اند و یا اگر ثبت شده به تاریخ دقیق آن اشاره نشده و به طور مطلق به محل وقوع آن اشاره رفته. حال در پاسخ این پرسشگر عزیز بطور خلاصه و فهرست‌وار به وقایع مهم که بعد از شهادت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ که گویا منظور سؤال‌کننده که گفته بعد از واقعه عاشورا، همان شهادت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ باشد. اشاره می‌شود.

سال ۶۱ هـ ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از اینکه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند، آن نامردمان به سوی خیمه‌های حرم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ روی آوردند و اثاث و البسه و شتران را به یغما بردند و گاه بانویی از آن اهل‌بیت پاک با آن بی‌شرمان بر سر جامه‌ای در کشمکش بود و عاقبت آن لئیمان جامه را از او می‌ربودند.

دختران رسول خدا ـ (ص)ـ و حریم او از خیمه‌ها بیرون آمده و می‌گریستند و در فراق حامیان و عزیزان خود شیون و زاری می‌نمودند.

بعد از این اهل‌بیت را با سر و پای برهنه و لباس به یغما رفته به اسیری گرفتند و آن بزرگواران به سپاه دشمن می‌گفتند که ما را بر کشته حسین ـ علیه‌السلام  بگذرانید. چون اهل‌بیت (ع)نگاهشان به کشته‌ها افتاد فریاد کشیدند و بر صورت خود زدند. بعد از این قضایا عمر سعد ملعون در میان یارانش جار کشید: چه کسی است که اسب بر پشت و سینة حسین ـ علیه‌السلام ـ بتازد! ده کس داوطلب شدند و تن حسین ـ علیه‌السلام ـ را با سمّ اسبان لگدکوب کردند.

و همان عصر عاشورا بود که عمر سعد سر مبارک امام حسین را با خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی نزد عبیداله بن زیاد به کوفه فرستاد و سرهای یاران و خاندان او را جمع کرده و هفتاد دو سر بود و به همراهی شمر بن ذی‌الجوشن و قیس بن اشعث به کوفه فرستاد.سپس کشته‌های خودشان را پیدا کرده دفن نمودند ولی جنازه بی سر و زیر پای اسبان لگدکوب شده امام حسین ـ علیه‌السلام ـ و یارانش تا روز دوازدهم محرم عریان در بیابان کربلا بود تا اینکه توسط قبیله بنی‌اسد و به راهنمائی امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ دفن شدند.

شب یازدهم محرم را گویا اسرای اهل‌بیت در یک خیمه نیم‌سوخته سپری نمودند در این رابطه در مقاتل چیزی از احوال اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ نقل نشده ولی می‌توان تصور کرد که چه شب سختی را بعد از یک روز پر سوز و از دست دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمه‌ها و اهانت‌ها و… داشته‌اند.

عمر سعد ملعون در روز ۱۱ محرم دستور کوچ از کربلا به سوی کوفه را می‌دهد و زنان و حرم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را بر شتران بی‌جهاز سوار کرده و این ودایع نبوت را چون اسیران کفّار در سخت‌ترین مصائب و هُموم کوچ می‌دهند.[۶] در هنگام حرکت از کربلا عمر سعد دستور داد که اسرا را از قتلگاه عبور دهند. قیس بن قرّه گوید: هرگز فراموش نمی‌کنم لحظه‌ای را که زینب دختر فاطمه ـ سلام‌الله علیها ـ را بر کشته بر خاک افتاده برادرش حسین عبور دادند که از سوز دل می‌نالید… و امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ می فرماید: … من به شهدا نگریستم که روی خاک افتاده و کسی آنها را دفن نکرده، سینه‌ام تنگ شد و به اندازه‌ای بر من سخت گذشت که نزدیک بود جانم بر آید و عمه‌ام زینب وقتی از حالم با خبر شد مرا دلداری داد که بی‌تابی نکنم. (گویا اسرای کربلا را دوبار به قتلگاه می‌آورند، یک دفعه همان عصر روز عاشورا بعد از غارت خیام و به درخواست خود اسرا و یک بار هم در روز یازدهم محرم هنگام کوچ از کربلا و به دستور عمر سعد و این کار عمر سعد شاید به خاطر این بود که می‌خواست اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ با دیدن جنازه‌های عریان و زیر آفتاب مانده شکنجه روحی به اسرا داده باشد.)


و[COLOR="Blue"]اقعیت این است که حضور غرب بعد از دوران خلفاء راشدین (امام علی(ع)ابوبکر ،عمر و عثمان در جهان اسلام بسیار پر رنگ و تأثیر گذار می باشد. جریان اموی در جهان اسلام که بعد از عثمان به شام و حکومت معاویه منتقل شده تحت نفوذ و تأثیر مسیحیان روم قرار داشت و می توان گفت که اختلاف و تضادی که در مسیحیان مسلمان ایجاد شد و به وقوع حادثه غم انگیز و تأسف بار کربلا منجر گردید یکی از محصولات این نفوذ و تأثیر گذاری غربی مسیحی در میان مسلمانان و کاخ سبز معاویه بود.البته باید متذکر شویم که بیان این مطالب به معنای نادیده گرفتن سایر عوامل دخیل در به وجود آمدن حادثه عاشورا نیست ،اما به نظر می رسد که نقش مطرب مسیحیان و رومیان در این مبحث مغفول واقع شده است و نیاز به بازنگری و تجدید نظر جدی دارد[/COLOR].

  1-تأثیر پذیری معاویه از غرب مسیحی :

  معاویه پس از فوت برادرش والی شام شد و در زمان خلیفه دوم به جای برادرش حاکم ولایت شام گردید.شواهد تاریخی نشان می دهد که در راستای حاکمیت خود و مقابله حساب شده با اسلام اصیل از مشاوران رومی و مسیحی استفاده می کرد. مشهورترین این ممشاوران همان طور که در تاریخ « الکامل» ابن اثیر آمده است شخصی به نام « سرجون » است که در اکثر تصمیمات معاویه نقش دارد به طوری که تاریخ شاهدو گواه این مطلب است که نقش سرجون در حیات فکری و سیاسی معاویه و بنی امیه بسیار ممتاز و بی نظیر بوده است که این تاثیرگذاری و اثربخشی تابعه از مرگ معاویه نیز ادامه داشته است. از جمله دلائل و اسنادی که دلالت بر نفوذ فرهنگ مسیحی رومی آن زمان در نظام سیاسی، فکری بنی امیه دارد این مطلب است که از سال های 45 هجری به بعد یعنی پس از شهادت حضرت امیر (ع) محله ای به نام رومیان در کوفه ساخته می شود که در راستای شهرک سازی رومی در شهری است که زمانی مرکز فرماندهی و خلافت در جهان اسلام بوده است و هدف از این شهرک سازی گسترش فرهنگ رومی توسط معاویه در کوفه بود تا معاویه بتواند از طریق رومیان ساکن در کوفه پایگاهی وفادار برای خود داشته باشد و نکته جالب اینکه یک در مخفی برای رومیان در دارالحکومه کوفه ایجاد شد تا در مواقع لزوم استفاده شود.

  تاثیرپذیری یزید از غرب مسیحی :

 واقعیت تلخ اما تائید شده این است که یزید عموما وقت خود را در دیرهای نصاری می گذارند و مشغول لهو ولعب در دیرها و کلیساهای رومیان بود و بطور طبیعی از ارباب دیرها تعالیم و دستورات لازم را اخز می نمود. گرچه دیرها به نام اماکن عبادت دایر شده بود اما سبب رواج فحشاء و شراب در جهان اسلام شد. بنابراین فضای باز کلیسا و ممنوع نبودن شراب و آزادی حجاب باعث شد که جریان سیاسی حاکم بر کلیسا که همان فرهنگ رومی و مسیحی جهان غرب آن زمان بود از این حربه ی غیر انسانی استفاده کند و در حاکمیت سیاسی جهان اسلام در زمان بنی امیه و به ویژه یزید که علاقه ی وافری به فساد و لهو ولعب داشت نفوذ نماید.

  بر همین اساس یزیدطبع شعر فوق العاده ای داشت در ابیاتی می گوید: خورشید من انگور است و برج آن انتهای خمره شراب، پس اگر بر دین احمد حرام است، تو آن را بر دین عیسی بن مریم بگیر و سر بکش!!

  بنابراین در دوره خلافت ننگین یزید دربار حکومت یزید محفل و مامنی برای مشاوران مسیحی رومی بود که یزید نیز به شدت به آنان اعتماد داشت و از مشاوره های این جریان استفاده می کرد. بعنوان نمومنه ابن اثیر در«الکامل» جلد3 صفحه268 می گوید:

  هنگامی که نامه های علاقه مندان حکومت یزد از کوفه به شام رسید که از وی درخواست والی نموده بودند، یزید سرجون مشاور رومی و مسیحی خود را که از زمان معاویه در حاکمیت اموی حضور داشت را احضار نمود و نظر او را برای تعیین والی کوفه خواست؟ سرجون گفت: اگر دستور پدرت معاویه نزد من برای این موضوع باشد چه می کنی؟ یزید گفت: می پذیرم،سرجون دستور معاویه برای خلافت عبیدالله بن زیاد را برای کوفه بیرون آورد و یزید نیز قبول نمود. حال سوال این است که دستور معاویه نزد سرجون غیر مسلمان رومی و مسیحی چه می کرد.آیا غیر از این است که حکایت کننده نفوذ عمیق جریان مسیحیت در حاکمیت اسلامی باشد و اتفاقا حضور عبیدالله بن زیاد در کوفه معادلات سیاسی کوفه را به نفع یزید رقم زد و باعش شد که حادثه عاشورا را برای امام حسین(ع) ویارانش به وجود آید.شاهد دیگر برای نقش غرب مسیحی و فرهنگ رومی در جریان حادثه عاشورا را شیخ مفید در کتاب «الارشاد» این گونه بیان می کند:

  « هنگامی که خبر دستگیری و ضرب و شتم هانی بن عروه به مسلم و قبیله مضحج (قبیله هانی) رسید کوفیان قصر عبیدالله بن زیاد را محاصره کردند و قصر 30 نگهبان و 20 تن از سران کوفه بیشتر نبود اما در یک لحظه هواداران بنی امیه از درب رومیان وارد قصر شدند و عبیدالله را نابود کند و اما مسیر قیام امام حسین (ع) با حضور رومیان متفاوت شد و نجات عبیدالله نتیجه ای جزء شهادت ابا عبدالله الحسین (ع) و یاد یارانش را در پی نداشت.

  مرحوم شیخ عباس قمی(ره) در کتاب نفس المهموم از زبان امام سجاد (ع) نقل می کند که امام فرمود : در شام ما را در ویرانه ای جای دادند که سربازان نگهبان ویرانه به زبان رومی صحبت می کردند و می گفتند فردا اینها را بیرون می بردند و خواهند کشت!

  نتیجه گیری بسیار مهم بحث :

  اولین برخورد اساسی با اسلام، برخورد فرهنگی است که توسط امویان مجهز به فرهنگ غربی شروع شد. معاویه فرزند فرهنگی است که کینه جاهلیت عرب را با فرهنگ نیهیلستی (پوچ گرایی) و اومانیستی رومی ( انسان محوری مادی) ترکیب کرده و به مقابله مبنایی با تمام اسلام آمده است. اگر مشاهده می کنیم ضربه های مبنایی بر اسلام خورده و می خورد از همین فرهنگ است و هنوز هم این مقابله با همان هویت خاص خود ادامه دارد.

  سوال اساسی و مهم این است که این چه فرهنگی است که ظاهرا می تواند علی (ع) و دو فرزندانش را به شهادت برساند و از میدان به در کند؟ فرهنگ ابوسیفانی تا وقتی دست در دست فرهنگ رومی ندارد شکست می خورد. قلدری بنی امیه و حمله آنان به اسلام در زمان عثمان نتیجه نداد و کار به قتل عثمان کشیده شد و جهان اسلام متوجه انحراف عثمان گردید وبا آن به مقابله برخاست ولی همین امویان وقتی از طریق معاویه که ترکیب جاهلیت اموی و فرهنگ رومی است به صحنه سیاسی می آیند، انحراف اساسی در اسلام ایجاد می کنند و آب از آب تکان نمی خورد.

  بنابراین ماهیت حادثه عاشورا را مقابله اسلام اصیل و ناب با اسلام انحرافی اموی است که توسط غرب مسیحی حمایت می شود.

  و امروز نیز تاریخ در حال تکرار است و غرب مسیحی هنوز کینه و عداوت خود را نسبت به اسلام ناب حفظ کرده و با تمام قوا در صحنه است و لذا بر ماست که بر پایه عزت و حماسه حسینی در مقابله با این فرهنگ منحط و مغرب و مفسد تا پای جان ایستادگی نماییم و فراموش نکنیم که ما وارث «هیهات منا الذله» هستیم.

منبع:

نجفعلی غلامی عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه علوم اقتصادی تهران