باسلام واحترام 

در سالهای گذشته  رادیو زمانه مقاله باعنوان زیر درج کرده بودند :

دین‌باوری جامعه جوان ایرانی افزایش یافته یا کاهش؟ - زمانه

www.radiozamaneh.com/140262
********************

پاسخ تفصیلی ما 

اثبات اصل این موضوع یعنی گریز و کناره گیری جوانان از دین آن هم به طور مطلق و فراگیر در جامعه کنونی ما با توجه به واقعیات موجود جای تردید بوده و نیازمند ارائه تحقیقات دقیق میدانی و پژوهش های آماری با ذکر مصادیق و نمادهای دین گریزی و میزان آن می باشد؛ زیرا نیم نگاهی به افراد شرکت کننده در مجالس مذهبی نظیر مراسم دعا و عزاداری ، مراسم اعیاد مذهبی و جشن های میلاد ،نمازهای جمعه و جماعت و...، بیانگر مشارکت فعال و پرشور بخش قابل توجهی از جوانان در این قبیل مجالس است . و حتی افراد بسیاری وجود دارند که در ظاهرشان حرکت ها و اعمالی مغایر با ارزش ها و آموزه های دینی مشاهده می شود، ولی اگر به صورت عمیق تر به بررسی سایر رفتارهای آنها بپردازیم مشخص می شود که همان افراد، در بسیاری از اعمال و رفتار خویش پای بند به ارزشهای اصیل دینی و مقید به حضور در مجالس مذهبی می باشند. از این رو به نظر می رسد دین زدگی و گریزمطلق - که جوانان به طور کامل هیچ گونه پای بندی به دین و مجالس مذهبی نداشته باشند - در جامعه ما محدود است و کلیت ندارد؛ چنانکه بعضی تحقیقات علمی و تجربی نیز که در این مورد به خصوص در سطح دانشجویان و دانش آموزان انجام گرفته گویایاین مطلب است که توده جوانان ایرانی علاقه مند به دین و معنویت هستند. هرچند این واقعیت را نیز نمی توان نادیده گرفت که بعضی اعمال و رفتارهای نابهنجار و خلاف دین و اخلاق در میان افراد جامعه به خصوص در بین جوانان و حتی دانش آموختگان و دانش آموزان و دانشجویان نیز وجود دارد. علاوه بر این آمار و ارقام تحقیقات میدانی و تجربی نیز وجود پاره ای از نابهنجاری های اخلاقی و دینی و اجتماعی را تأیید می کند. بر این اساس اگر بخواهیم از دیدگاه آسیب شناسی به بررسی میزان و کیفیت پایبندی جوانان به دین و ارزشهای دینی بپردازیم ؛ با کاستی ها و نقاط ضعف مهمی روبرو می باشیم که ناشی از عوامل متعددی است ؛ از جمله:
1. روند تغییر ارزش ها؛ پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران باز سازی کشور، مدلی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی در پیش گرفته شد که این مدل موجب بروز تضادهای ارزشی و فاصله گرفتن جامعه از شاخص های مطلوب گردید؛ به گونه ای که توسعه، نتایجی از قبیل تغییر ارزش ها را نیز در پی داشت. توضیح اینکه اقدامات اقتصادی ـ نظیر تغییر نرخ ارز و تورم ـ موجب کاهش درآمد واقعی و قدرت خرید مردم گردید. همچنین با ابزار مختلف (واردات، تبلیغات، مراکز تجاری و ...) فرآیند قوی تولید نیاز در مردم، در پیش گرفته شد. در نتیجه سطح نیازهای غالب مردم بالاتر از سطح درآمدشان قرار گرفت و مردم در ارضای نیازهایشان, با موانع اساسی روبه رو شدند. از آنجا که درآمد واقعی نیز کاهش یافت، دستیابی به درآمد بیشتر و پول بیش از حد معمول، با ارزش شد. از طرف دیگر، عواملی مانند نمایش ثروت قشر بالا و تسهیلاتی که برای قشر بالا فراهم آمد، گرایش بارز مدیران دولتی به تجملات و ظواهر و تغییر فضای کل جامعه، موجب شد که مردم ارزش های جدید را تأیید شده (هنجار) و جست وجوی پول برای ارضای نیازهای جدید را درست و مشروع ببینند! بنابراین پول جویی به ارزش غالب تبدیل شد و حداقل در مورد بیشتر کسانی که پول و درآمدشان کم بود و کفاف ارضای نیازهایشان را نمی داد، ارزش های دیگر را تحت الشعاع قرار داد. در نتیجه این فرآیندها، ارزش های اجتماعی، از سنتی به سوی مدرن، از ساده زیستی به تجمل، از کمک و همیاری و ایثار و گذشت برای جامعه به سودجویی فردی و از ارزش قناعت به ارزش ثروت و از انسجام به فردگرایی و از ارزش دین و خدا به ارزش پول و دنیا حرکت کرده اند. نگ: فرامرز رفیع پور، توسعه و تضاد، فصل 4 ـ 8 ـ 3؛ آناتومی جامعه، ص 522 
2. مشکلات پس از انقلاب (مانند جنگ و توجه به مسائل امنیتی و دفاعی و...) که نتیجه طبیعی آن، فقدان برنامه ریزی های دقیق و کارشناسی شده برای نهادینه سازی و تثبیت ارزش ها و معارف اسلامی است.
3. تبلیغات سوء دشمنان و ایجاد و القای شبهه دربارة دین که گاهی بی پاسخ مانده و در ذهن برخی جای گرفته است.
4. روش های نادرست در آموزش دینی در دوران کودکی و نوجوانی؛ برخی از رفتارها و برخوردهای ناصحیح و مخالف شرع در بیان احکام شرعی، موجبات بدبینی عده ای از افراد ـ به خصوص جوانان ـ را فراهم آورده است. حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب بارها خطر این گونه افراد را متذکر شده، در این خصوص می فرماید: «معنای تحجر آن است که کسی که می خواهد از مبانی اسلام و فقه اسلام برای بنای جامعه استفاده کند، به ظواهر احکام اکتفا کند و نتواند کشش طبیعی احکام و معارف اسلامی را ـ در آنجایی که قابل کشش است ـ درک کند و برای نیاز یک ملت و یک نظام و یک کشور ـ که نیاز لحظه به لحظه است ـ نتواند علاج و دستور روز را نسخه کند و ارائه بدهد. این بلای بزرگیاست». روزنامه جمهوری اسلامی, 17/3/1376 
5. ضعف و سستی بنیان های دینی در برخی از خانواده ها که منجر به عدم تربیت و پروش صحیح جوانان شده است.
6. گرایش به سوی تمایلات و هواهای نفسانی، خواسته های نا به جای برخی و ناهنجاری عاطفی و روانی آنان و بی بند و باری و گرفتاری در انواع دام های شیطانی و... موجب شده که بسیاری به سستی و فساد و راحتی و سودجویی و... روی آورند و التزام به دین و چهارچوب های دینی را مزاحم خود ببینند. چنان که در قرآن کریم درباره مهم ترین عامل روی گردانی از توحید و معاد آمده است: « بَلْ یُریدُ اْلإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامَهُ » بلکه انسان می خواهد راه فساد را پیش روی خود باز کند. قیامت(75)، آیه 5 
7. ضعف بینش و نداشتن آگاهی درست از ماهیت دین و نقش و کارکرد آن در تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان.
8. ناکارآمدی برخی از مدیران جامعه در اجرای برنامه های اعلام شدة حکومت دینی، و بی پاسخ ماندن نیازهای اولیه اجتماعی جوانان (ازدواج، اشتغال، مسکن و...).
9. عدم توزیع عادلانه امکانات و فرصت ها در برخی از ادارات و دستگاه های کشور.
10. درگیری برخی گروه ها و جناح های سیاسی بر سر کسب، حفظ و استمرار قدرت سیاسی و در نتیجه، ایجاد یأس و ناامیدی جوانان برای نیل به خواسته های مشروع خویش.
11. عملکرد منفی و نامطلوب بعضی از دستگاه های فرهنگی در سال های اخیر و میدان دادن به افراد و عناصر غیر معتقد به نظام اسلامی، و ترویج فرهنگ غربی از سوی آنان. 
12. عملکرد و رفتار ناشایست گروهی از شاغلان در دستگاه ها و نهادهای دولتی و حکومتی، باعث پیدا شدن تعارض و شکاف بین گفتار و عمل آنان شده و موجب بدبینی به شعارهای انقلاب گشته است.
12. کم کاری نیروها و دستگاه های انقلابی در تولید برنامه های سالم و جذاب و مفیدی که بتواند اوقات فراغت جوانان را پر کند و آنان را از توجّه به برنامه های ضد اخلاقی و فاسد فرهنگ بیگانه باز دارد.
13. مشکل انتقال ارزش ها؛ نسل اول انقلاب و دستگاه های فرهنگی، در انتقال این ارزش های انقلابی و دینی به نسل دوم و سوم انقلاب و حتی تعمیق آن ها برای خود نسل اول انقلاب، سهل انگاری و کم کاری هایی داشته اند که موجب فاصله گرفتن تدریجی برخی از افراد جامعه ـ به خصوص جوانان ـ از ارزش های اسلامی شده است.
و در یک جمع بندی می توان به دوعلت مهم و عمده اشاره نمود :
یکم . بخش مهمی از این موضوع ناشی از کمبودهای بینشی و معرفتی برخی جوانان نسبت به ارزش ها و آموزه های حیات بخش الهی و نقش موثر و کارکردهای سازنده دین در پیشرفت زندگی فردی و اجتماعی ، می باشد ؛ زیرا ساده انگاری و یا بی اطلاعی نسبت به معارف و ارزشهای دینی موجب بی اعتنایی به دین ، نمادها و ارزشهای دینی می شود، بلکه گاهی دین به گونه ای به جوانان معرفی می شود که گویی نه تنها نیازهای انسان را تأمین نمی کند، بلکه مانع ارضای نیازهای واقعی او نیز می شود. طبیعی است که ترسیم چنین تصویری از دین برای جوان نه تنها موجب عدم گرایش آن ها به مجالس مذهبی می شود، بلکه موجب می شود روحیه گریز از دین نیز در آن ها به وجود آید. به دلیل آنکه جوان از نظر روانی و جسمانی در شرایطی قرار دارد که انواع غرایز، به ویژه غریزه جنسی و لذّت طلبی، در او به نقطه اوج خود رسیده و عوامل بیرونی تحریک کننده نیز از هر طرف او را احاطه کرده اند و آتش شهوات را در او شعله ورتر می کنند، اگر دین به گونه ای ترسیم شود که گویی مانع ارضای غرایز اوست و هیچ راه کاری برای ارضای غرایز خود ندارد، طبیعی است که نسبت به دین گریزان شود و پذیرش دین و شرکت در مجالس مذهبی را مساوی با عدم ارضا و تعطیلی غرایز خود بداند. متاسفانه چنین نگرشی به صورت گسترده توسط دشمنان اسلام و نظام اسلامی و با استفاده از پیشرفته ترین امکانات و شیوه های تبلیغاتی ترویج می شود . در کنار این موضوع عوامل دیگری نظیر روش های نادرست در آموزش دینی در دوران کودکی و نوجوانی، و ضعف و سستی بنیان های دینی در خانواده، ضعف بینش و نداشتن آگاهی درست از ماهیت دین و نقش و کارکرد آن در تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان ، گرایش به سوی تمایلات و هواهای نفسانی، کم کاری دستگاههای فرهنگی در ارائه زیبایی های دین و پاسخگویی آن به بهترین صورت به تمامی نیازهای واقعی انسان ، مرتبط دانستن برخی معضلات و کمبودهای اقتصادی و اجتماعی جامعه بی پاسخ ماندن نیازهای اولیه اجتماعی جوانان (ازدواج، اشتغال، مسکن و...) با دین ، نمادها و مجالس دینی ، در شکل گیری عدم مشارکت فعال یا فقدان مشارکت برخی جوانان در مجالس مذهبی نقش دارد.
دوم . تبیین دقیق ، کامل و همه جانبه موضوع فوق و راهکارهای اصلاح و مقابله با این پدیده ، نیازمند مراجعه به تحقیقات علمی کارشناسانی است که از منظر دینی ، تربیتی و روانشناسی ، اجتماعی و ...به تحلیل این موضوع پرداخته اند . و برای درمان یا پیشگیری از دین گریزی، باید به جنبه های روانی و ویژگی های شخصیتی افراد - به ویژه جوانان - توجه شود. بدون شک چگونگی ارائه معارف دینی، به نسل جوان بسیار حائز اهمیت است. بنابراین سؤال اصلی این است که «چگونه و با چه روشی می توان معارف دینی را به جوانان آموخت تا ضعف شناختی آنها نسبت به دین برطرف شود»؟ پاسخ به این پرسش در گرو توجه به چند امر است؛ از جمله:
1. شناخت جوان:مخاطب شناسی، یکی از مهم ترین مسائلی است که در تعلیم و تربیت باید مدّ نظر داشت. اگر یک سخنران، فیلم ساز و یا نویسنده، مخاطب خود را نشناسد و نداند در چه دوره ای از تحول شناختی، انگیزشی و توانشی است، مطالب او - هر قدر هم ارزشمند، دقیق و علمی باشد - چندان مؤثر واقع نمی گردد؛ زیرا یا مطالب او در سطح شناخت مخاطب نیست و یا تناسبی با نیازها و گرایش های او ندارد. در نتیجه مخاطب، انگیزه ای برای فراگیری آنها ندارد. بنابراین شناخت مخاطب از لحاظ ویژگی های عاطفی؛ ذهنی، اجتماعی و... باید مورد توجه قرار گیرد.
2. شناخت روش برتر:شناسایی الگوها و روش های آموزشی و تربیتی متناسب با مخاطب، از اهمیت بالایی برخوردار است. به طور کلی، در آموزش های دینی، به چهار روش می توان اشاره کرد: روش تبلیغ، تدریس، تربیت و مشاوره.
با توجه به ویژگی های شناختی - عاطفی جوانان، روشی می تواند جذاب تر باشد که معیارهای زیر را دارا باشد: 2-1. عنصر ارتباط در آن قوی تر باشد. 2-2. دارای ارتباط دوسویه باشد؛ یعنی، جوان صرفاً مستمع و دریافت کننده پیام نباشد؛ بلکه خود او بر حسب نیاز ارتباط برقرار کند. پیام رسان نیز متناسب با نیاز جوان، پیام را در قالب ارتباط عاطفی - شناختی متناسب با سطح شناختی او منتقل کند. 2-3. انگیزه ها و نیازهای جوان بیشتر لحاظ شود. 2-4. زمینه واکنش نشان دادن و میدان محرّک برای جوان را فراهم سازد.
افزون بر مطالب فوق برای مبارزه با دین گریزی, باید پس از بررسی همه جانبة علل و عوامل آن، راه کارهای مناسب را برگزید. آنچه در جامعه امروز ما بسیار مهم است، ایجاد موجی سهمگین و توفنده در برابر تهاجم فرهنگی دشمنان و ارائة چهرة زیبای دین و زدودن غبار خرافات و کژاندیشی ها، در این صورت دین با جذابیت فوق العاده ای که دارد، جوانان را به سوی خود می کشاند. از این رو نقش متولیان و دستگاه های فرهنگی در برنامه ریزی صحیح و اصولی و تقویت مبانی دینی وعقیدتی جوانان وتربیت آنان بر اساس الگوها ومعیارهای صحیح اسلامی نقش بسیار حیاتی در مقابله با دین گریزی جوانان دارد. اهمیت این مسئله در دانشگاه ها بسیار جدی است؛ لذا باید مسئولان تأثیر گذار در این مراکز, درگزینش اساتید ومدیران دانشگاه دقت ونظارت کافی داشته باشند ودر غنی سازی متون آموزشی متناسب با نیازهای جامعه و ارزش های اسلامی همت گمارند. از طرف دیگر به شدت باید مواظب خطر دگرگونی در هویت فرهنگی و گرایش های نسل جوان بود. یکی از خطرات جدی فرهنگ مهاجم غرب, این است که جوانان را چنان به سوی تمایلات شهوانی و آزادی های جنسی سوق می دهد که اساسا گرایش به دین و دیانت در آنان رنگ می بازد و دیگر برای آنان حق و باطل چندان اهمیتی ندارد. از این رو باید در کنار کار فرهنگی، با عوامل شبهه افکن داخلی دشمن، از قبیل روزنامه ها و گروه های معاند, برخورد قانونی داشت واجازه مسموم نمودن فضا ،امنیت وسلامت فکری وروانی جامعه را به آنها نداد. علاوه بر این تقویت و کارآمدی دستگاه های قضایی و انتظامی در مقابله با باندهای فساد و اشراری که سعی در گسترش فساد، اعتیاد و بزهکاری در میان جوانان دارند, از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
در کنار راه کارهای یاد شده، تلاش برای اثبات عملی کارآمدی نظام اسلامی در تمامی زمینه ها ودر نتیجه برطرف کردن معضلات و مشکلاتی که نسل جوان با آن مواجه اند از قبیل ازدواج، مسکن، اشتغال، امکانات علمی وتفریحی و... تا حدود بسیار زیادی می تواند عوامل دین گریزی جوانان را از بین برده وآنان را مجذوب دین نماید. 
البته با توجه به شرایط وامکانات کنونی جامعه, فراهم کردن چنین بسترهایی زمان بر است؛ از این رو باید به طور جدی به حفظ خود و خانواده و اطرافیان پرداخت. البته حفظ ایمان و ارزش های آن در محیط نامساعد، بسی دشوار است؛ ولی ارزش افزون تری دارد. آنچه در جامعه امروز ما بسیار مهم است، ایجاد موجی سهم گین و توفنده در برابر تهاجم فرهنگی دشمنان وارایه چهره زیبای دین و زدودن غبار خرافات و کژاندیشی ها، در این صورت دین با جذابیت فوق العاده ای که دارد، با توان مندی جوانان را به سوی خود فرا می کشاند. از طرف دیگر شدیدا باید مواظب خطر دگرگونی در هویت فرهنگی و گرایش های نسل جوان بود. یکی از خطرات جدی فرهنگ مهاجم غرب این است که جوانان را چنان به سوی تمایلات شهوانی و آزادی های جنسی سوق دهد، که اساسا گرایش به دین و دیانت در آنان رنگ بازد و دیگر برای آنان حق و باطل چندان اهمیتی نداشته باشد. به هر حال، جوانی، از بزرگ ترین نعمت های خداداد به بشر است و مثل هر نعمت خداداد دیگر باید از آن استفاده ای بهینه ای کرد. جوانان، گرانبهاترین سرمایه های کشورها به هنگام جنگ و صلح بوده و به عنوان سربازان و مدیران بالقوه در عرصه های سیاسی، اجتماعی علمی و فرهنگی و... به شمار می آیند. بنابراین، باید با برنامه ریزی دقیق، موانع پیش روی نسل حاضر (عوامل دین گریزی پیش گفته) را زدود و برای مشکلات آنان، راه کارهای عملی ارائه کرد.
جهت مطالعه بیشتر ر. ک :
-کتاب انقلاب و ارزش ها، علی ذوعلم.
-. توسعه و تضاد ، فرامرز رفیع پور ، تهران : شرکت سهامی انتشار.
-. آناتومی جامعه ، فرامرز رفیع پور ، تهران : شرکت سهامی انتشار.
-. نگاهی روان شناختی به آسیب شناسی دین باوری جوانان ، ابوالقاسم بشیری ، مجله معرفت ، شماره:87