در نگاهی گذرا به تاریخ معاصر کشورمان، روزهای تلخ و شیرین فراوانی مقابل چشممان رژه می‌روند؛ روزهایی که یک ملت با هم خندیدند و روزهایی تلخ که زخمشان از یادمان نمی‌رود. در میان همه این رویدادها، شاید کودتای 28 مرداد 1332 یکی از تلخ‌ترین و دردناک‌ترین رویدادهای تاریخی کشورمان باشد؛ اتفاقی که موجب یک دلسردی همگانی در آن برهه تاریخی شد.

به گزارش «تابناک»، یک پویایی شادکامی جمعی در ایران سال‌های آخر دهه بیست اوایل دهه سی موج می‌زد که هنوز در دل مردم جا خوش نکرده، با کودتای سیاه 28 مرداد بساطش جمع شد. در آن روزها، مردم ایران شاد از کوتاه کردن دست خارجی‌های از منابع نفتشان، ملی شدن این صنعت را جشن می‌گرفتند و کمی بعد به استقبال نخست‌وزیری رفته بودند که حق ایران را در دادگاه لاهه از انگلیسی‌ها بازستانده و حالا قدرتمندتر از قبل به کشور بازگشته بود. همین شور و شعف و پویایی جمعی اما بر چشم بر هم زدنی از میان رفت. ایالات متحده امریکا با همکاری انگلستان و به پشتگرمی پادشاه وقت ایران، نخستین براندازی دولت خارجی را رقم زد تا با یک دلسردی همگانی و سرکوب احساسات ملی یک کشور توسعه سیاسی ایران سال‌ها عقب بیفتد.

بعدها و در سال 2000 مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه دولت کلینتون به خاطر نقش تأثیرگذار امریکا در کودتای 28 مرداد از مردم ایران عذرخواهی رسمی کرد و با تکیه بر واژه کودتا اعتراف نمود که براندازی دولت ملی ایران در سال 32 موجب پسرفت توسعه سیاسی در ایران شد. این اتفاق بعدها در دولت باراک اوباما هم رخ داد و هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه وقت هم به خاطر کودتا از ایران به شکل رسمی عذرخواهی کردند.

با این همه، اما هیچ وقت خاطره تلخ سرنگونی یک دولت ملی در ایران توسط ایالات متحده امریکا پاک نشده است. 


* به نظر شما، دولتمردان آمریکا برای جبران آن خطای تاریخی، عملا چه کاری می توانند انجام دهند؟

* آیا می توان در کودتای 28 مرداد، نقش انگلیس  و آمریکا را  از هم جدا کرد و به انگلیس نقش کمتری در سرنگونی دولت مصدق داد و به آمریکایی ها نقش بیشتر؟

* آیا پس از گذشت سال ها تصور می کنید هدف آمریکا از ایجاد رابطه با ایران، انجام اقداماتی شبیه کودتای 28 مرداد است؟

* آیا در بین مردم ایران، هنوز این پتانسیل هست که عده ای با یک کشور خارجی همکاری کرده و علیه دولت ملی خود اقدام کنند؟

تابناک