سوال : واینکه ادعا دارید که اسلام از بدو پیدایش علیه ظلم و...قیام کرده وبقیه داستان ...اکنون بگوئید بعداز 14 قرن قیام علیه ظلم درکجا توانسته عدالت را برقرار کند ...


پاسخ : گرچه عدالت کامل همه جانبه با ظهور عدل کل عملیاتی می شود ولی در زمان که خکومت یدست رهبران واقعی اسلام بود عدالت بخوبی اجرا شده مثلا در زمان حکومت امیر مومنان . ولی به طور کلی باید گفت : در اسلام راهکارهای عدالت بیان شده و احکام آن بر اساس عدالت بنا شده است؛
پس قرآن و اسلام با تأکیدهای فراوان از مسلمانان خواسته عدالت را در مورد خود، خانواده و جامعه بر پا کنند، اما اجرا نشدن یک مسئله صرفاً تنها به جهت نقض یا کمبود قانون آن نیست، چه بسا قانونی کامل از هر جهت به دلایل و انگیزه‌های مختلف به خوبی اجرا نمی‌گردد. به خصوص مسئله ای چون عدالت که با زیاده خواهی انسان‌ها مغایرت دارد. پارتی بازی، رشوه خواری، جلب سود و منفعت بیشتر، پیروی از هواهای نفسانی و هزاران دلیل دیگر باعث می‌شود که عدالت علی رغم داشتن قانونی خوب و جامع اجرا نگردد. عمل به این اصل اساسی به عهده همه افراد جامعه است، نه فقط وظیفه قشر خاصی مانند دوالتمردان دولت؛ اگر چه دولت نقش مؤثرتری در اجرای عدالت دارد. 


معنای اسلامی بودن یک کشور و مسلمان بودن افراد، این نیست که در آن جامعه همه شاخصه‌های عدالت رعایت شود. در جامعه ای که در صدد تشکیل جامعة آرمانی است و رهبر آن را انسان‌های غیر معصوم بر عهده دارند، نباید انتظار داشت که در آن حقوق همة انسان‌ها به صورت کامل و تمام رعایت شود و هیچ ظلمی در آن وجود نداشته باشد؛ زیرا برای از بین بردن ظلم و ایجاد عدالت ـ در ابعاد گسترده آن، باید زمینه‌ها به وجود آمده و موانع رفع گردد حتی در جامعه ای که معصومان بودند و قدرت و حکومت را در دست داشتند، عدالت همه جانبه اجرا نمی‌شد همه انبیا و رهبران الهی در صدد تشکیل مدینه فاضله بودند، ولی عملاً موفق نشدند، زیرا عدالت ستیزان نگذاشتند که قسط و عدالت به وجود آید. از سوی دیگر مردم نیز از نظر فکری به آن حد نرسیده بودند که خود به گسترش عدالت پرداخته و با ستمگران و ناهنجاری‌ها مبارزة همه جانبه داشته باشند. شاید به همین خاطر تمام پیامبران و امامان معصوم وعده ظهور منجی و اجرای عدالت جهان گستر را داده و خود نیز مشتاق حضور در آن زمان بودند..


بی تردید امام علی(ع) طلایه دار و منادی عدالت بود، ولی وی نیز نتوانست عدالت همه جانبه را به وجود بیاورد؛ زیرا افکار عمومی آمادگی پذیرش عدالت امام را نداشته و سیاست‌های عادلانه امام را دشمنان وی و حتی مردم عادی و در برخی موارد یاران او بر نمی‌تابیدند. بنابراین حتی اگر کسی مانند حضرت علی (ع) که مرد کامل میدان عدالت است و عدالت را همه جانبه رعایت نموده و قانون عادلانه وضع و اجرا می‌کند، مردم از او تبعیت نکنند، عدالت اجرا نخواهد شد. آن حضرت در یکی از بیانات خود به همین موضوع اشاره می‌کند و می‌فرماید: «لا رأی لمن لایطاع؛(1) از شخصی که اطاعت نمی‏کنید، رأی و نظر او دیگر فایده‏ای ندارد.»


البته این مطلب را نباید از نظر دور داشت که در جامعه اسلامی ایران باید عدالت بیشتر از این رعایت شود و جامعه ما بهتر از این که است، باید باشد، زیرا در جامعه ای که بر اساس قانون اسلامی اداره می‌شود و مردم آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند، انتظار می‌رود که در آن عدالت بیشتر رعایت شود. بر اساس ضرورت حاکمیت عدالت است که بارها مقام معظم رهبری، مسئولان نظام را به برقراری عدالت و تبعیض زدایی فرا خواند. رسیدن به مهم ترین و اصلی ترین نیاز جامعه و انسان‌ها یا حتی نزدیک شدن به آن (که هدف از بعثت پیامبران در قرآن برقراری قسط و عدل شناخته شده) تلاش همه جانبه ای را هم از طرف مردم مسلمان و هم از طرف مسئولان و حاکمان می‌طلبد.
دولتمردان باید سعی کنند که در تصمیم گیری‌ها و تعریف سیاست‌ها به گونه ای عمل کنند که زمینه‌های بی عدالتی از بین برود. مردم نیز باید با رعایت حقوق یکدیگر و پرهیز از زیاده خواهی و زیاده طلبی، رشوه دادن و پارتی بازی و ... با عوامل بی عدالتی مبارزه کرده و عوامل و زمینه‌های گسترش عدالت را فراهم نمایند؛ زیرا حکومت و مردم مکمل یکدیگر در ایجاد و گسترش عدالت هستند.
پی‌نوشت‏ها:
1. نهج البلاغه، خطبه 27.