بعد از انقلاب اسلامی بود که گروه های مختلف عقیدتی- سیاسی در کشور اجازه ظهور و بروز پیدا کردند و سمت‌گیری‌های‌ سیاسی‌، اجتماعی‌،اقتصادی‌، فرهنگی‌ و ایدئولوژیک‌ در میان آنها شکل گرفت.

تقسیم بندی هایی که همه آنها البته در راست گرایی و چپ گرایی گنجانده می شدند.

در واقع راست یا راست‌گرا در ادبیات سیاسی، به مواضعی اطلاق می‌شود که خواهان حفظ نظم و سلسله مراتب اجتماعی سنتی هستند.

ریشهٔ اصطلاحات راست و چپ به انقلاب فرانسه برمی‌گردد و به محل نشستن اعضای پارلمان اشاره دارد؛ کسانی که در سمت راست می‌نشستند از حفظ نهادهای پادشاهی، آریستوکراسی و مذهب رسمی حمایت می‌کردند و به همین دلیل به موافقان دولت جناح راست می گفتند و مخالفان دولت یا اپوزیسیون ، سمت چپ می نشستند که به جناح چپ شهرت یافتند.

در ایران اما این نوع تقسیم بندی هر چند انجام شده اما با مفاهیم غربی متفاوت است و چپ گرایی به معنای اپوزیسیون بودن نیست.

به این ترتیب است که این مساله کاملا طبیعی است که با مطالعۀ چپ و راست و میانه در مجالس جمهوری تازه‌بنیاد فرانسه به ماهیت چپ و راست سیاسی در ایران پی ببرد؛ زیرا جریانات سیاسی ایران، به‌ویژه در دوران پس از جنگ تحمیلی، دچار چنان تحولات و تغییراتی ‌شدند که هضم آنها حتی برای خود اعضای اصلی آن جریانات سخت بود و ازهمین‌رو ناچار به جدایی یا انشعاب دست می‌زدند.

به این ترتیب است که هم‌اکنون در جریان یا جناح چپ مواضع و عملکردی دیده می شود که چند سال قبل از آن تنها در میان راستی‌ها دیده می‌شد و به عکس جریان راست به‌گونه‌ای موضع‌گیری و عمل می‌کند که در بعضی از موارد فقط از جناح چپ می‌توان توقع آن را داشت.

شاید هم به نوعی بتوان گفت، اندیشه چپ در تاریخ انقلاب، در دهه دوم و سوم از جناح اصلاح طلب رخت بر بسته و به بخشی از بدنه اصولگرا منتقل شده است.

از سال ۱۳۸۴ تا سال ۱۳۹۲ اما با پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری که به عنوان یک کاندیای اصولگرا وارد کارزار مبارزات انتخاباتی شده بود ، چپ گرایی در جناح اصولگرا نمود بیشتری یافت تا جایی که اصولگرایان سنتی به تدریج چتر حمایت خود را از سر دولت احمدی نژاد برداشتند.

بارز ترین نمونه چپ گرایی در تاریخ انقلاب اما در همایش "چ مثل چمران" که در ۳ مهر ۱۳۸۶ در دانشگاه تهران و با حضور افرادی چون مهدی چمران، سعید قاسمی، کومیلو و آلیدا گوارا(پسر و دختر ارنستو چه گوارا) و سفیر کوبا برگزار شد ، نمود یافت که در آن یکی از شهدای گرانقدر انقلاب یعنی شهید چمران، رسما به یکی از چریک های کمونیست ماتریالیست یعنی چگوارا تشبیه شد!

چریکی ماتریالیست و استالینیست که آوازه مشکلات اخلاقی و جنسی اش نقل محافل کوبایی هاست و آنقدر به پاکیزگی اش اهمیت نمی دهد که حمام برود و برای همین به او لقب چریک کثیف را داده اند!

چریکی که هر چند مبارز بود و برای آزادی جنگید اما مقایسه آن با شهیدی والاقدر چون مهدی چمران که الگویی از اخلاق و منش برای رزمندگان ایران بود و دیانت و خداشناسی اش ورد زبان خاص و عام مفهومی خوبی را تداعی نمی کند و صرفا نمی توان به دلیل تشابه اول اسامی، که هر دو با "چ" آغاز می شود ، دو انسان کاملا متفاوت از لحاظ دینی و ایدئولوژیکی و منشی را به هم مربوط کرد.!

کار آنقدر در این همایش بالا گرفت که رحیم پور ازغدی چگورا را خداجو خواند و دختر وی را به خشم آورد. رحیم پورازغندی در آن روزها گفت: "چه گوارا در آخرین مقاله اش کاسترو را به واقع‌نگری در برابر کمونیسم فراخوانده است... این‌طور نیست که چون کمونیسم نابود شده، مبارزه نیز از بین رفته باشد. بلکه ملت‌های جهان هر روز که می‌گذرد در برابر سرمایه‌داری غربی متحدتر می‌شوند. امروز اسلام به‌عنوان ایدئولوژی مبارزه علیه ظلم، با احترام به عقاید مختلف توانسته ملت‌های بسیاری را دور محور مبارزه جمع کند."

الیدا گوارا در پاسخ به ازغندی گفت: "هر فرهنگی بنا به مصالح خود از یک چهره استفاده می‌کند، نباید تاریخ را مورد خدشه قرار داد. کمونیسم هیچ وقت در جهان نتوانسته بروز و ظهور پیدا کند و آن‌چه در جهان در برهه‌هایی مطرح شده، نسخه‌هایی از سوسیالیسم بوده‌است. بنابراین نمی‌شود صحبت از نابودی کمونیسم کرد؛ چرا که هنوز بروزی نداشته که از بین برود!»

او که از اظهارات رحیم‌پور درباره پدرش به شدت به خشم آمده بود گفت: «باید به عقاید یکدیگر احترام بگذاریم و به دنبال مشترکات باشیم. من یک مسلمان نیستم ولی وقتی پا به ایران گذاشتم به هنجارهای ایرانی‌ها احترام گذاشتم و از حجاب استفاده کردم اما شاید به این نوع پوشش اعتقادی نداشته باشم.»

آلیدا افزود: «من زنی معتقد به کمونیسم هستم و به‌عنوان یک ایدئولوژی به آن احترام می‌گذارم. ضروری است که بشر به این هنجارها احترام بگذارد تا همزیستی مسالمت‌آمیز امکان داشته باشد... چه‌گوارا نیز یک مارکسیست‌لنینیست بود و نمی‌توان این را از او جدا کرد.»

اما برخوردهای گزینشی با مشی و منش چه‌گوارا ادامه داشت. تا آن‌جا که "مهدی چمران" رئیس شورای شهر تهران، در مراسم "چ مثل چه‌گوارا"، در یک سخنرانی بلند، هیچ نامی از چه‌گوارا به میان نیاورد! تا نشان دهد که چقدر از این مقایسه ناراضی است.

این همایش اما در سال 86 و با مدیریت دولت محمود احمدی نژاد در حالی برگزار شد و شخصیت شهید چمران را زیر سوال برد که چندی پیش معاون فرهنگی وزیر علوم وقت درباره "جنبش های چه گواریستی" در ایران هشدار داده و اعلام کرده بود که باید با این پدیده مبارزه خواهد شود.

دکتر خرمشاد به افت اعتقادات دینی در دانشگاه های کشور اشاره و تاکید کرده بود: "باید با تفکرات "چه گواریستی" و چپ جدید در دانشگاه ها مقابله نرم شود."

با این حال اما شهیدی که در فرهنگ دینی مردم ایران آنقدر تقدس دارد که از آن به عنوان فردی که هرگز نمرده یاد می شود و بنا بر تاکید قران شهیدان زنده اند، با چریکی مقایسه می شود که به تایید دخترش، ماتریالیست، مارکسیست، لنیست است تا نفوذ چپ گرای در تفکر اصولگرایان نمود بارزی داشته باشد.

گفتنی است روابط ایران با کشورهای امریکای لاتین، علی الخصوص کشورهایی که با امریکا روابط خوبی ندارند، از زمان آغاز به کار دولت نهم شدت بیشتری به خود گرفت و نمونه های این روابط را می توان در سفرهای مکرر دکتر احمدی نژاد به ونزوئلا و دیدارهای متعدد او با هوگو چاوز، رئیس جمهور درگذشته ونزوئلا که حضور احمدی نژاد در مراسم مرگ او نیز حاشه های بسیاری به همراه داشت ، دید.

با این تفاسیر شاید بی دلیل نباشد که سیاسیون بلند پایه اصولگرا نسبت به نفوذ تفکر چپ در اصولگرایی هشدارهای جدی می دهند.هشدارهایی که باید بسیار جدی گرفته شود و نباید از آن ساده گذشت