بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سیاست کیفری این طور بوده که بر مبنای فقه گام برداریم. فقه سنتی اما به نیازهای امروزی پاسخ نمی دهد. این فقه سنتی خیلی خوب بوده است. اما مثلادر ادامه، بسیاری از ادله که از فقه سنتی آمده است موجب ثابت نشدن و بلامجازات ماندن جرم می شود. در بعضی جرایم امکان فراهم کردن شاهد متعدد وجود ندارد و جرم بلامجازات می ماند مثل تجاوز که امروزه افزایش پیدا کرده است. ما فقط شدت مجازات را داریم. خود شدت مجازات جواب نمی دهد. مجازات باید ملایم باشد امام لازم الاجرا و متناسب. شلاق زدن دردی را دوا نمی کند. جوان مسکن ندارد، اتومبیل ندارد، شغل ندارد، نمی تواند ازدواج کند. خب باید چاره اندیشید و چاره فقط مجازات نیست.


امروز بعد از سالهااز گذشت ازانقلاب اسلامی باید به اندیشه بنشینیم و به این موضوع بپردازیم که آرمان های امام و امت در طی این سالیان به کجا کشیده شده است.

اهداف امام، انقلاب و مردم ایران تا چه حد پیش رفته است و احیانا متوقف شده و یا پس رفته است.

اراده محتوم الهی بر این قرار گرفته است که عموم مردم به چنان رشد فکری و مدیریتی برسند که خود امام خویش شوند و بر اساس این امامت بر سرنوشت خویش حکومت کنند.

امام خمینی در راستای رویکرد ادیان در صدد بر آمد تا حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را تحقق بخشد. پشتوانه فکری امام و امت، راه خدا، راه انبیا و راه اولیاء الهی بود.