عربگری


خلاصه اینکه نمی دانم علت العلل بدبختی این مملکت، یعنی صدا و سیما را لانه فراماسونی بنامم و یا لانه جاسوسی؟ ولی این دو کلمه صاحبان خود را دارند و مقام عظمای صدا و سیما در هلاکت و فلاکت یک ملت بسیار فراتر از این حرف هاست و علی الحساب «دجلیس» می نامم
«دجلیس» به این دلیل که این بیت موهن، هم تمام مشخصات ظاهری و باطنی جناب «دجال» موعود را دارد و هم تمام صفات «ابلیس» مذکور در قرآن کریم را.
لذا فکر می کنم رساترین نام برای این موجود، «دجلیس» می باشد و امیدی که دارم این است که خداوند به خاطر این کشف عظیم، مرا از تمام کیدها و زلقات «دجلیس» حفظ کند انشاءالله.

مورد (1): نماز
چند سال پیش در یک تکلیف اجباری کاری، پس از مدت ها تحقیق و بررسی در متن صریح قرآن کریم، مقاله جامعی پیرامون نماز نوشتم و در کمال شگفتی، آنچه در این مقاله یافتم کاملا با آنچه پیش از شروع کار در ذهن داشتم 180 درجه هندسی تفاوت داشت.
موضوع را با تنی چند از همکارانم که همگی نیز مکلف به تدوین مقاله ای با عنوان نماز شده بودند در میان گذاشتم ملاحظه نمودم که بدون استثناء، همگیشان از لیسانسه تا دکترا، از اینکه بنده آستین بالا زده و روزها و هفته ها وقت گذاشته و به تحقیق پرداخته ام مرا ملامت نموده و مورد تمسخر شدید قرار دادند و فرمودند تو که خود استاد اینترنتی عاجز بودی از یک سرچ و کپی پیست؟
برخی هم که 10.000 تومان داده بودند به برادر یکی دیگر از همکاران که چنین مقاله ای را برایشان تنظیم نموده و به نامشان بزند تا تحویل اداره یدک کشنده فرهنگ شان بدهند!
البته بارها پیشنهادهایی بالاتر را به اینجانب نیز داده بودند که صنعت کپی - پیست را برایشان به کار بگیرم ولی قبول نکرده بودم.
از قضا، پیش از تحقیق فکر می کردم که من چه می توانم به مساله نماز بیفزایم در حالی که در انبوه مقالات و کتابها و جزواتی که در همه جا توسط اساتید معظم و علمای اعلام وجود دارد از فلمشان افتاده باشد و بنده مانند یابنده سوزنی در انبار کاه آن را بیابم؟ تحقیق نکرده شکست مفتضحانه خود را تصور می کردم و البته نیشخندهای همکارانی را که نیم ساعته تکلیف خود را انجام داده بودند در پشت خود به سنگینی تمام حس می کردم
ولی آنچه مانند دریا در پیش خود یافتم و همگی با توجه به آیات صریح قرآن بود ناگفته های فراوان و کوه واری بود که نمی دانم به کدامین دلیل، چرا هیچ کس تا به حال به کمترین آنها نیز اشاره ای نکرده بود. و مهمتر از همه اینکه آنچه را می دیدم در سرزمین های اسلامی جریان دارد که بدون مراجعه مستقیم به قرآن اتفاق افتاده است برخلاف قرآن می باشد.
می ترسیدم که آیا تحویل بدهم یا در پیش خود نگه دارم ولی اشهد را خواندم و تحویل دادم و تمام آن کاغذ پاره ها طبق اقوال همکاران که می گفتند کپی کن بده کسی نگاه نمی کند، همان شد که می گفتند!
...
آیا نماز همانگونه است که ما می خوانیم؟
چرا نماز یا صلاة همیشه با لفظ اقامه یا برپای داشتن همراه است؟
چرا کلمه صلاة همریشه با خیلی از کلمات متفاوت در معنی می باشد؟
رابطه صلاة و صلواة در چیست؟
رابطه صلاة با کنیسه در چیست؟
چرا در یک آیه، اعتکاف و صلاة و رکوع و هم سجود، بصورت متمایز از هم ذکر شده اند؟
چرا در قرآن، قضای روزه یا صوم که کم اهمیت تر و محدودتراز نماز یا صلاة است با صراحت و جدیت ذکر شده، ولی قضای نماز ذکر نشده است؟
چرا در قرآن، هیچ سخنی از شکیات مفصل مذکور در رسالات آقایان، به میان نیامده است با وجودی که آیه قرآن می فرماید که از خشک و تر همه چیز در قرآن هست؟
به کدام دلیل مرجحی طرز نماز خواندن در قرآن نیامده است؟
نماز آیات را نخستین بار چه کسی ابداع کرده است در حالی که بی معنی بودن آن با وجود بروز دم به دم آیات خدا مشهود است؟
چرا وقتی که خداوند خودش شستشوی قبل از نماز را بصورت مجمل ذکر کرده است که گویای این است که هدف خدا طهارت و تمیزی اندام های کارگران در ورود به نماز است که تیمم خود تایید کننده این برداشت است ولی علمای مختلف، این قدر در آن غور نموده و باعث تفرقه مسلمین شده اند؟
چرا تاکید بی پایه و بدون منبع قرآنی آقایان، بر غسل ترتیبی است در حالی که در غسل ارتماسی و تیمم بدل از غسل، بالکل بر این تاکید تاخته اند ولی باز اصرار بر ترتیبات مذکور دارند؟
چرا با وجود اصرار قرآن بر سهل گرفتن خدا، ولی در هر عبادتی که بر طبق رسالات آقایان اقدام کنیم متوجه می شویم که گویا اسلام دین عبادت با اعمال شاقه است؟
...
به دلیل مفصل بودن مقاله نماز، و اینکه جریان مکشوف در آن برخلاف سیاست های فعلی جهان اسلام است امکان درج آن در این وبلاگ رویت نمی گردد.

مورد (2): روزه
آیا ماه رمضان بطور کامل ماه روزه داری است؟
معنی ایاما معدودات در توصیف روزهای روزه داری چیست؟
علت عدم ذکر کمترین اشاره ای به بزرگترین عید مسلمین یعنی عید فطر در قرآن چیست؟
علت عدم اشاره قرآن به نماز عید فطر چیست؟
علت عدم اشاره قرآن به فطریه چیست؟
با وجود اینکه دیدن ماه شوال که بزرگترین معما و معضل جهان اسلام است ولی چرا کمترین اشاره ای به آن در قرآن نشده است؟
...

مورد (3): در آمدن به خانه ها
یَسْأَلُونَکَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْاْ الْبُیُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَاوَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ
﴿آیه 189 بقره﴾
در باره هلال ها از تو مى ‏پرسند بگو آنها گاه‏شمارى براى مردم و حج‏ اند و نیکى آن نیست که از پشت‏ خانه‏ ها درآیید بلکه نیکى آن است که کسى تقوا پیشه کند و به خانه ‏ها از در آنها درآیید و از خدا بترسید باشد که رستگار گردید؟؟؟

آیه 189 بقره، چرا این قدر غامض و بی ارتباط معنی می شود و با این وجود بی ارتباطی محض در ترجمه های آقایان، با کمال شگفتی شاهد توضیحات مفصل شان بدون یافتن ربط بین پارامترهای زنده آیه هستیم؟



***********************




پاسخ:

سلام وعرض ادب

اولا این تلاش وتحقیق قابل تقدیر است. مخصوصا اینکه طبق فرموده شما برخلاف جریان رایج بی سواد پرور کپی پیست خوتان زحمت کشیه وتحقیق کرده اید. 

هر یک از سوالاتی هم که مطرح فرموده اید خود بحث مفصلی است. ودر این اظهار نظر نمی گنجد. والبته برخی جنبه احکام وبرخی جنبه فلسفه احکام دارد؟

اما چند نکته را محضر شما عرض کنم.

1- ما به دلایل مختلف، مثل حدیث ثقلین، مدینه علم نبی، و... حسبنا کتاب اللهی نیستیم، بلکه سنت صحیح وسیره ثابت شده اهل بیت علیهم السلام هم همانند قرآن از نظر ما حجیت دارد. آیا این سوالات شما خلاف سنت نبی اسلام(ص) وسیره اهل بیت هم هست؟

2-در مورد برخی از سوالات هم جوا ب داده شده، مثلا نماز عید فطر یا عید فطر که می فرمایید: مفسران آیات آخر سوره مبارکه اعلی، قد أفلح من تزکی، وذکر اسم ربه وصلی، که تزکی را بر زکات فطره وصلّی رابر نماز عید فطر تفسیر می کنند. 

3- مراجع تقلید هم در مورد خیلی از احکام علاوه بر آیات قرآن سنت نبوی واحادیث معصومین را مطالعه می کنند وبراساس احادیث صحیح که صدور آنها از معصوم قطعی است فتوی می دهند. مثل بحث شکیات وغیره، مثلا اصل نمای در قرآن اشاره شده ولی کیفیت وجزئیات آن توسط نبی مکرم اسلام(ص) بیان شده است.