جامعه شناسان ایرانی با نگاهی واقع بینانه به نتایجی در قبال نسبت اقشار مختلف مردم با جمهوری اسلامی رسیده اند. نه قائل شدن به حمایت بی قید و شرط همه ی مردم از نظام به حقیقت نزدیک است و نه توهم مخالفت اکثریت مردم با آن.

ولی آنچه مسلم است اینکه از همان ابتدای ساختارسازی سیاسی برای نظام جمهوری اسلامی عده ای با آن مخالف بوده اند. نخستین بار این مخالفت در شرکت نکردن در همه پرسی ده فروردین 58 و یا رأی دادن به گزینه ی «خیر» در این همه پرسی تجلی یافته است. گروه هایی چون فدائیان خلق، سلطنت طلب ها و همراهان سیاسی مهندس بازرگان(نهضت آزادی) بخشی از این مخالفان بودند که البته با انگیزه های متفاوتی در برابر نظر امام(ره) صف آرایی کردند.

اینکه این مخالفان حقیقتاً چند درصد مردم ایران را تشکیل می دهند همیشه پرسشی بوده که پاسخ یقینی و مطمئنی را دریافت نکرده است؛ لیکن سال هاست صاحب نظران عرصه ی ارتباطات و افکارعمومی مبتنی بر نظرسنجی ها و نتایج متعدد حاصله در انتخابات های مختلف، به پاسخی نسبی در نسبت با این سوال دست یافته اند. از جمله اینکه در تمام سالیان پس از انقلاب تا کنون هیچگاه میزان مخالفان نظام بیش از 10% کل جمعیت ایران نبوده است. اینان به گزاره هایی چون عدم پذیرفتن حاکمیت دینی، عقب ماندگی معرفتی و فرهنگی اسلام، برتری بی چون و چرای سبک زندگی و اندیشه ی امریکایی و بی بند و باری در حوزه ی فرهنگ معتقدند. البته این میزان که غالباً طبقه ی برخوردار و قشر مرفه را تشکیل می دهند در برهه های مختلف سیاسی توانسته اند بخشی از بدنه ی اجتماعی بویژه بخشی از بدنه ی اجتماعی طبقه ی متوسط جدید را با خود همراه کنند و با فربه تر شدن تا میزان 20 تا 30 درصد، به بخشی اثرگذار در مقاطع مختلف تبدیل شوند. طبقه ی متوسط جدید که غالباً در تهران و کلان شهرها مصداق پیدا می کند، در برخی مقاطع بخاطر سلایق و سبک زندگی متمایل به غرب، رویه ای همگرا با جریان اپوزوسیون اتخاذ کرده اند. ولی در بسیاری از مواقع نیز اینان وفاداری خود را به انقلاب اسلامی و آرمان های امام راحل به اثبات رسانیده اند. صاحب نظران معتقدند اساساً یکی از مهمترین دلایل پیروزی انقلاب اسلامی همراهی طبقه ی متوسط جدید با طبقه ی متوسط سنتی(روحانیون، بازاریان سنتی و کسبه اصیل) در دهه ی 40 و پنجاه شمسی بوده است.
از بدو اعلام نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری در برخی تحلیل ها آراء میرحسین موسوی تفسیرهای متفاوتی پیدا کرد. شاید محتمل ترین و علمی ترین تفسیر آراء حدوداً 14 میلیونی اصلاح طلبان در این انتخابات این باشد که آن را حاصل جمع هفت میلیون(10 درصد کل جمعیت ایران) رأی مخالفان همیشگی نظام و هفت میلیون دیگر که بخش معتنابهی از آنها را طبقه ی متوسط همراه شده با آنها تشکیل می دهند، بدانیم. 
شاهد دیگر بر این فرضیه اینکه در مرحله ی نخست انتخابات نهم ریاست جمهوری مجموع آراء مصطفی معین که نماینده ی اپوزوسیون به شمار می رفت و مهدی کروبی نماینده ی دیگر اصلاح طلبان کمی بیش از 9 میلیون رأی را از مجموع 28 میلیون آراء صحیح شمارش شده بدست آورد. این میزان یعنی حدوداً 5/32 درصد کل آراء که با محاسبه ی افزایش مشارکت در انتخابات دهم، با اعداد فوق الذکر متناسب است؛ میرحسین موسوی در قطب اصلاح طلبی انتخابات دهم ریاست جمهوری دهم به اضافه ی اندک آرای دیگر نامزد اصلاح طلب 6/34 درصد کل آراء است که با نتایج دور قبل همخوانی دارد.
 

کاندیدای اصلاحات

میزان رأی

درصد از کل آراء

مجموع آراء

مصطفی معین+

مهدی کروبی

4095827+

5070114

53/14+

99/17

52/32

میرحسین موسوی+

مهدی کروبی

13216411+

333635

75/33 +

85 /0

6/34

نتایج نظرسنجی موسسه پژوهشی پیپا (PIPA -Program on International Policy Attitudes) که در پایگاه اینترنتی موسسه افکار عمومی جهان در امریکا منتشر شده است تمامی فرضیات فوق الذکر را تأیید می کند؛ از جمله اینکه بر اساس بخش 23 این نظرسنجی حدود 50 درصد از آرای میرحسین موسوی ریزش داشته است که نشانگر بازگشت اکثریت هفت میلیون رأی دیگر بعد از افشا شدن چهره ی حقیقی طرف اصلاح طلب و معارضه ی آن با اسلام و انقلاب است و البته نباید این واقعیت را انکار کرد که متأسفانه رادیکال شدن مبارزات انتخاباتی و جریان های سیاسی پس از آن و روند مخالف سازی ناآگاهانه برخی رسانه ها و چهره های سیاسی باعث پیوستن گروه اندک دیگری از همراهان سابق به جمع مخالفان همیشگی نظام شده است. همینطور در مجموع نتیجه نظرسجی نشان می دهد که بخشی از مردم هم بخاطر اغتشاشات و نا امنی های پس از انتخابات از وضع موجود و رأی سابق خود به احمدی نژاد رضایتی ندارند.
سئوال 23 : اگر همین انتخابات مجددا تکرارشود، به چه کسی رای خواهید داد؟

گزینه ها

نتایج

1- میرحسین موسوی

8 درصد

2- احمدی نژاد

49 درصد

 

بخش های مختلف این نظرسنجی بروشنی تفاوت نظر و رأی را بین اکثریت مردم ایران و اقلیت 7 تا ده درصدی دیگر نشان می دهد.
بطور مثال میزان بی اعتمادی به بخش های مختلف نظام در این نظرسنجی کاملاً همسان است. هیچگاه بی اعتمادی مطلق به نظام اسلامی از 6 درصد کمتر و از 7 درصد بیشتر نبوده است.در بخشی از نظر سنجی از پاسخ دهندگاه خواسته شده تا میزان اعتمادشان را به نهادهای مختلف اعلام کنند. پاسخها به شرح زیر است:

نهاد

میزان اعتماد

نتایج

وزارت کشور

اصلاً اعتماد ندارم

6 درصد

مجلس شورای اسلامی

اصلاً اعتماد ندارم

8 درصد

رئیس جمهور

اصلاً اعتماد ندارم

6 درصد

قوه ی قضائیه

اصلاً اعتماد ندارم

7 درصد

شورای نگهبان

اصلاً اعتماد ندارم

6 درصد

نیروی انتظامی

اصلاً اعتماد ندارم

7 درصد



نهایتاً میزان نارضایتی از نظام جمهوری اسلامی به شرح زیر اعلام شده است:
سوال: در مجموع چقدر از نظام حکومتی ایران رضایت دارید یا ناراضی می باشید ؟

گزینه ها

نتایج

1- بسیار راضی می باشید

41

2- تاحدی راضی می باشید

46

3- تاحدی ناراضی می باشید

7

4- کاملا ناراضی می باشید

3

 

سئوال 9 : جهت گیری امریکا در برابر دولت ما چگونه است، آیا به اعتقاد شما امریکا بطور معمول به روشی منصفانه با حکومت ما برخورد می کند، یا بیشتر سعی می کندبا استفاده از قدرتش مارا وادار به انجام خواسته هایش کند؟

گزینه ها

نتایج

1- بیشتر با دولت ما برخوردی منصفانه دارد

درصد 7


 

بخشی از این نظرسنجی ناظر به جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری است. نتایج بدست آمدها در این بخش در سه حوزه حائز اهمیت است. نخست اینکه پاسخ ها با اختلاف اندکی نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری را تأیید میکند. دوم اینکه نشانگر اعتماد قابل توجه مردم به نهادهای برگزار کننده و ناظر در انتخابات است و دست آخر اینکه به آزادانه و مناسب بودن نهادهای حقوقی و سیاسی و بطورکلی مردمسالاری نهادینه شده در جمهوری اسلامی ایران اعتراف دارد:
سوال: روی هم رفته تا چه اندازه از روندی که طی آن مقامات کشورانتخاب می شوند احساس رضایتمندی می نمایید؟

گزینه ها

نتایج

1- بسیار رضایت دارم

40

2- تاحدی رضایت دارم

41

3- چندان رضایت ندارم

10

4- اصلا رضایت ندارم

6


 

سئوال 21 : به نظر شما این انتخابات تا چه میزان آزاد و عادلانه بود؟

گزینه ها

نتایج

1- کاملا آزاد و عادلانه

66

2- تاحدی آزاد و عادلانه

17

3- چندان آزاد و عادلانه نبود

5

4- اصلا آزاد و عادلانه نبود

5


 

سئوال 22 : تا چه میزان به نتایج اعلام شده این انتخابات اعتماد دارید؟

گزینه ها

نتایج

1- اعتماد زیادی دارم

62

2- تاحدی اعتماد دارم

21

3- چندان اعتماد ندارم

6

4- اصلا اعتماد ندارم

7

 

سئوال 24 : با در نظر داشتن مسائل پیش آمده قبل، حین و پس از برگزاری انتخابات آیا به نظر شما آقای احمدی نژاد رییس جمهور مشروع ایران می باشد یا خیر؟

گزینه ها

نتایج

1- بلی

81

2- خیر

10


 

می توان مبتنی بر تمامی تحلیل های پیشین و با استشهاد به نظرسنجی پیش رو اذعان کرد که مخالفان نظام همانطور که پیشتر هم گفته شده نه تنها واجد بدنه ی اجتماعی قابل اعتنایی نیستند بلکه حتی نتوانسته اند بخش معتنابهی از سیاه بینی ها و بی اعتمادی های خود را به دیگر طبقات اجتماعی تسرّی دهند. راهپیمایی با شکوه روز جهانی قدس در تهران نیز نشانگر این واقعیت بود که مخالفان بسیار کمتر از میزان ادعایی بوده و ظاهر آشکارگی آنها کاملاً بیانگر محدودیت و تعیّن آنها در یک قشر خاص است.
ولی نکاتی در تمام این تحلیل ها موجود است که باید در سیاستگذاری کنترلی آنها مدنظر قرار گیرد:
نخست اینکه برای نخستین بار پس از انقلاب جریان مخالف و ضد نظام جرأت و جسارت حضور اجتماعی و سیاسی را پیدا کرده است. این جرأت و جسارت سیاسی باید به سیاست های کنترلی به انزوای مجدد آنها منتهی شود.
دوم اینکه بطور حتم یکی از دلایل ظهور اجتماعی دروغین و فراواقعی این عده، بی سامانی و آشفتگی رسانه ای بخصوص در فضای سایبر است. چرا باید حدود هفت درصد مردم تا این حد دارای روزنامه های رسمی، سایت خبری و نشریه باشند؟ دولت می بایست در خصوص کنترل دقیق رسانه ها سیاست های سختگیرانه ای را اعمال کند. سیاست های جدی و غیر قابل انعطاف کشورهایی چون امریکا در جلوگیری از تضعیف نظام سیاسی و نهادهای اساسی می تواند مدنظر مجریان امر قرار گیرد. رسانه ی ملی هم طبعاً نمی بایست بیش از هفت درصد از فضای رسانه ای خود را به اقلیت معترض اختصاص دهد.
دست آخر اینکه افشا شدن ماهیت معارض این گروه قلیل که در چند ما اخیر هزینه های گزافی برای اقتدار ملی در روابط فرامرزی ایران و لطمه های بسیاری برای انسجام درونی نظام بوجود آورده است، این ضرورت را گوشزد می کند که حاکمیت برخوردی قاطع تر و بدون رودربایستی از خود نشان دهد. همانطور که مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه 21 ماه رمضان تأکید کردند اکنون این گروه قلیل سکوت خود را شکسته اند و به معارضه با نظام برخاسته اند و عدالت حکم می کند که هیچگاه یک گروه 7 درصدی نتوانند منافع، آرمش روانی و آبروی بین المللی اکثریت 93 درصدی را به خطر اندازند.